Tuesday, May 23, 2006
این وبلاگ بعد از یکسال تلاش بی وقفه ، به هدف خود که همانا آزادی گنجی بود دست یافته است حضور خود اکبر گنجی در میدان اندیشه و انتشار دیدگاههای وی در سایتهای مختلف باعث خوشحالی است.به انتظار مانیفست سوم او و همچنین پاسخها و نقدهای گوناگون به دعوت او مبنی بر نقد بی رحمانه وی خواهیم نشست. با آرزوی ایرانی دموکراتیک دوستدار همگی نی لبک
|
![]() Thursday, May 04, 2006 گنجی: متأسفانه امروز روزنامههاي ما با زبان حافظ سخن ميگويند و با ابهام و ايهام مينويسند، اما جهان سياست جهان شفافيت است امروز روزنامهنگاري و روشنفكري ما با ابهام و ايهام مواجه است و هر حرفي ميزند هزار معني دارد. ... در كشوري كه حكومت عرصه خصوصي را به رسميت نميشناسد و جامعه مدني وجود ندارد همه چيز سياسي ميشود.گنجي با بيان اينكه روزنامهنگاران بايد براي دولت تعيين دستور كنند نه دولت براي روزنامهنگاران اين كار را انجام دهد، گفت: امروز دولت انرژي هستهاي را براي روزنامهنگاران تعيين دستور كرده است. در كشورهاي پيشرفته كه تأسيساتشان كاملاً شفاف است نهادهاي مدني با نافرماني مدني نسبت به تأسيسات هستهاي اعتراض ميكنند اما در كشور ما كه معلوم نيست وجود تأسيسات هسته اي چه قدر منجر به آلودگيهاي محيطي خواهد شد اعتراضي صورت نميگيرد چون جامعه مدني وجود ندارد. ![]() Tuesday, April 18, 2006
صداي كفزدنهاي چند عضو تحريريه روزنامه اعتمادملي كه بلند شد همگان چشم چرخاندند و اكبر گنجي را ايستاده در آستانه تحريريه ديدند،ناخودآگاه قلم برزمين گذاردند و به احترام ميهماني عزيز برخاستند و كف زدند. اكبر گنجي امروز عصر ميهمان روزنامه اعتمادملي بود.نويسنده سالهاي نهچندان دور مطبوعات اصلاح طلب و پرآوازه ترين زنداني سياسي ساليان اخير، امروز پس از گذشت يكماه از آزادي خويش به دعوت سايت " روزنا" به روزنامه اعتمادملي آمد تا از اين رهگذر اعضاي تحريريه روزنامه در ديداري كوتاه سخنان او را بشنوند ، اگرچه گنجي اين روزها بنا دارد بيشتر بشنود تا اينكه سخن بگويد. براين اساس است كه گنجي مدتي است اغلب وقتش را با ميهمان داري و درمان ميگذارند و درپس همين ديد و بازديدها است كه اشتياق خويش براي شنيدن نقدها و نظريات ديگران درباره مواضع خويش را پنهان نميكند. چه آنكه باز شدن باب نقد آرا و عقايد گنجي، خود بهترين بهانه را براي آغاز نوشتن و سخن گفتن اين نويسنده سياسي به دست ميدهد. او پيوسته تاكيد دارد كه قصد سكوت ندارد و مترصد فرصتي براي گفتن و نوشتن مانده است. گنجي براي خود رسالت روشنفكري قايل است و از اين روست كه امروز هم همچون روزهاي پيشين از دوستان و منتقدين خويش دعوت كرد كه نقدهاي خود به مواضع او را بيرحمانه بيان كنند. دعوت گنجي از دوستان اصلاح طلب خويش براي نقد آرا و نظريات او در مانيفست جمهوريخواهي اگرچه عرصه را براي پاسخ گفتن او آماده ميكند اما گنجي يك هدف ديگر نيز در اين عرصه تعريف كرده است.او در جمع اعضاي تحريريه اعتمادملي هدف خويش از دعوت به گفتگو و نقد بيرحمانه را ساختن و تقويت " عرصه عمومي" اعلام كرد. اكبرگنجي كه چهرههايي از اصلاح طلبان اصليترين منتقد نظرياتش در مانيفست جمهوريخواهي هستند در اين ديدار و گفتگوي صميمانه عملكرد اصلاح طلبان و دولت اصلاح طلب را نقد كرد اگرچه اين تذكر را نيز لازم دانست كه همواره تلاش داشته تا كمتر نقدي را به دولت خاتمي و اصلاح طلبان وارد كند.اما اين گفته مانع از اين نشد كه اين روزنامهنگار منتقد چنين سخناني را نيز بيان نكند:« درعالم سياست با افراد سروكار داريم.با همه محدوديتها قرار نبود دولت و مجلس ششم اينگونه عمل كنند.اصل مطلب اين جاست كه دوستان هيچ خط قرمزي نداشتند و هيچ جا نايستادند.» گنجي در اين ديدار دوستانه وقتي در جمع اعضاي "روزنا" قرار گرفت نتوانست اشتياق خود را از ديدن و خواندنمطالب نوشته شده در وبلاگها پنهان كند و وقتي تعدادي از عكسها و نوشتههاي وبلگي را به او نشان داديم، لبخندي كه چهرهاش را پوشاند ديدني بود. حضور گنجي در روزنامه كوتاه بود و مغتنم. اشتياق او براي گفتگو و شنيدن سخن ديگران بود كه وعده ديداري ديگر با گنجي را رقم زد.اما زيباترين صحنه حضور گنجي در اعتماد ملي لحظه ترك روزنامه بود كه خروجش از روزنامه با تشويق و خوشحالي ناگهاني چند رهگذر مواجه شد.آنها فرياد زدند:« آقاي گنجي قربونتون بريم!» روزنا ![]() Thursday, April 13, 2006![]() Wednesday, April 12, 2006
اكبر گنجى شب سه شنبه ميهمان شرق بود. هوا هنوز تاريك نشده بود كه با روزنامه تماس گرفت و گفت ۱۰ دقيقه ديگر در دفتر روزنامه است و البته يك ساعت بعد آمد و گفت در اين مدت كه در زندان بوده با محاسبات شهر بيگانه بوده و تصورى از راه و مسير و ترافيك سنگين تهران نداشته و چون هوا تاريك شد به يادمان آورد كه هنوز روزه است و روزهاش را با ۸ ليوان بزرگ چاى كمرنگ كه مثل سانتريفوژهاى غنى كننده اورانيوم بايد همزمان و پياپى خنك مى شدند، باز كند و بعد اندكى ميوه كه بايد به تدريج تا پايان شب بخورد. نسبت به چند شب پيش كه ديده بوديمش اندكى و فقط اندكى چاق تر (و نه چاق) شده بود و آن ريش بلند شب اول آزادى و ته ريش شب هاى بعد به ريشى باريك تبديل شده بود. در ديدار با تحريريه اما گنجى همه جا تكيه و تاكيد مى كرد كه «من حداكثر يك روزنامه نگارم... تازه اگر روزنامه نگارها مرا به اين كار بپذيرند گرچه آقاى شمسالواعظين همين تعريف را هم براى من قبول نداشت و مى گفت روزنامه نگار كسى است كه از راه روزنامه نگارى نان بخورد.» شوخى به كنار اما گنجى واقعاً به روزنامه نگارى انديشهنگارانه علاقهاى جدى دارد. با بارقهاى از اميد و كوله بارى از عشق از كيان و راه نو (دوماهنامه و هفته نامه روشنفكرى دينى در دهه ۷۰) مى گويد كه در اولى به عنوان نويسنده و در ديگرى به عنوان مدير هم حضور داشت. از اينكه دغدغه هاى حوزه انديشه دينى و سياسى براى او جدى تر از مباحث سياسى روز است و اينكه چه نقدهايى بر روشنفكرى دينى دارد و چرا معتقد است بايد در حوزه نسبت دين و تجدد دستگاهى سازگارتر طراحى كرد و با مخاطب و متن صداقت ورزيد.همسر گنجى اما صبور و نگران در كنار او بود و اميد داشت فرآيند سلامت و آزادى اش همزمان و همراه با هم پيش رود.گنجى در ميان همه چيزهايى كه در شرق پيش رويش بود متوجه چند كتابى شد كه اشتياق او را براى خواندن برمى انگيخت. از روزهاى پيش روى گنجى مى توان پيش بينى كرد در درجه اول سلامت جسمى اش در دستور كار خانواده قرار گيرد و اگر حجم ديدارهاى پس از آزادى بگذارد ترجيح مى دهد نوشتن را در قالب مباحث انديشه سياسى و دينى پيگيرى كند و شايد وسوسه اين كار و كسب جذاب يعنى روزنامه نگارى او را دگربار مفتون خويش كند.و اين گونه است كه بايد به «گنجى روزنامه نگار» سلامى دوباره گفت و در پى فرصت هايى گشت كه او خود مشتاقانه از آن استقبال مى كند. فرصتى براى شنيدن نقدهاى او بر اصلاح طلبان و فرصتى براى او در شنيدن نقدهاى اصلاح طلبان بر او. و اين چنين فرصتى براى كسى كه به سطح توانايى هاى خود آگاه است و به گفته خودش «هيچ توهمى درباره جايگاهش ندارد» فرصتى طلايى است. «گنجى روزنامه نگار» (نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد) ديروز به ميان روزنامه نگاران آمده بود. Iran Emrooz ![]() Thursday, April 06, 2006
شامگاه چهارشنبه تعدادي از اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي ( ادوار تحكيم ) در منزل اكبر گنجي با وي ديدار كردند . در اين ديدار كه به مناسبت آزادي آقاي گنجي و تبريك سال نو انجام پذيرفت ، حاضرين ضمن ابراز خوشحالي از آزادي سرفرازانه آقاي گنجي ، مقاومت و پايمردي وي را در طول شش سال حبس ستودند . در ابتداي اين ديدار مهندس علي اكبر موسوي خوئيني دبيركل سازمان با تبريك سال نو به اكبر گنجي ابراز اميدواري كرد كه سال جديد سالي پر از موفقيت و شادي براي وي و مردم ايران باشد . وي همچنين در سخنان كوتاهي به تشريح وضعيت ماههاي پاياني حبس آقاي گنجي و تلاش هاي صورت گرفته براي دفاع از حقوق انساني وي پرداخت . همچنين در اين ديدار تعداي از حاضران به ابراز عقيده در مورد مواضع آقاي گنجي پرداختند . اكبر گنجي در اين نشست صميمانه با رد اين موضوع كه او پس از آزادي قصد دارد تا سكوت اختيار كند گفت : بنده بناي آن ندارم كه سكوت كنم . گنجي در ابتداي سخنان خود گفت كه از تمامي كساني كه در مدت اعتصاب غذاي او به هر نحو از او حمايت كرده اند و در اين راه دچار مشقاتي نيز شده اند تشكر و قدرداني مي كند . گنجي در اين ديدار با اشاره به اينكه هم اكنون دو مدل مشروطه خواهي و جمهوري خواهي در ميان اصلاح طلبان مطرح است ، ابراز اميدواري كرد كه به مرور مانيفست جمهوري خواهي خود را در شكل مبسوط تري ارائه نمايد. گنجي در اين ديدار بارها بر اين نكته تاكيد كرد كه هيچ خواسته اي بدون پرداخت هزينه به دست نخواهد آمد ، وي گفت كه اين مساله را از اوايل دوره اصلاحات بارها به دوستان گفتم اما آنها طور ديگري مي انديشيدند ، كه البته تلقي آنها با شكست مواجه شد . گنجي با تاكيد بر اين نكته كه پرداخت هزينه براي نيل به مقصود امري عقلي و اجتناب ناپذير است گفت : روشنفكران امروز جامعه ما بايد بدانند كه با بازي با مفاهيم نتيجه اي به دست نخواهد آمد . وي گفت : تمامي كشورهايي كه به آرمان هايي نظير دموكراسي ، آزادي و ... رسيده اند هزينه هاي آن را نيز پرداخته اند و اين اصل هيچ استثنايي ندارد gooya ![]() Sunday, April 02, 2006
آزادی اكبر گنجی كه قرار بود با پايان دوره محكوميتش، دهم فروردين ماه از زندان آزاد شود، به علت غيبت پنج روزه در مرخصی نوروزی به تعويق افتاد. معاون امور زندانهای دادستانی در اين زمينه به خبرنگار "ايلنا"، گفت: با موافقت دادستانی تهران گنجی روز 27 اسفند ماه سال 84 به مرخصی هفت روزه اعزام شد كه اين مرخصی در روز پنجم فروردين ماه جاری به پايان ميرسيد و وی بايد خود را به زندان معرفی ميكرد كه اين كار را نكرد بنابراين بايد اين مدتی كه وی خود را به زندان معرفی نكرده است، غيبت محسوب ميشود كه بايد محاسبه شود. وی در پاسخ به اين سوال كه آيا محكوميت نه ماه حبس تعليقی اكبر گنجی در پرونده ديگر وی به اجرا گذاشته خواهد شد، گفت: اين موضوع بايد در دايره اجرای احكام بررسی شود. اخبار روز ![]() Thursday, March 30, 2006
از اینکه خبر نگران کننده ای از اکبر گنجی نمی رسد خوشحالیم نه؟
![]() Monday, March 20, 2006
نوروز 85 بر معصومه شفیعی ، اکبر گنجی و فرزندان عزیزشان و همچنین خوانندگان مهربان این صفحه مبارک باد! ![]() Sunday, March 19, 2006![]() Saturday, March 18, 2006![]()
هورررررررررررررررررررررررررررررا گنجی آزاد شد! بهترین خبر دنیا ![]() Friday, March 17, 2006
معاون امور زندانهای دادستانی تهران از آزادی اكبر گنجی، روزنامهنگار زندانی در روز ١٠ فروردين ماه سال ٨٥ خبر داد. محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با رد آزادی اكبر گنجی در روز ٢٦ اسفند ماه جاری (امروز)، گفت: گنجی به علت غيبتهای غيرموجهی كه داشت، روز ١٠ فروردين ماه سال ٨٥ آزاد میشود.وی افزود: گنجی غيبتهايی را در طول مرخصیهای خود داشت كه آنها را محاسبه كردهايم و طبق اين محاسبه، وی دهم فروردين سال ٨٥ از زندان آزاد میشود. Iran Emrooz ![]() Thursday, March 16, 2006
4 روز به آزادی گنجی //// ![]() Monday, March 13, 2006
7 روز تا آزادی گنجی ///// // ![]() Saturday, March 11, 2006
9 روز تا آزادی گنجی ///// //// ![]() Tuesday, March 07, 2006
معصومه شفيعی همسر اكبر گنجی با انتشار نامه ای به سخنان معاون مرتضوی پاسخ داد. متن كامل اين نامه در ادامه می آيد:متن زير پاسخ "اظهارات كذب" آقای سالاركيا _ معاون دادستان_ در مورد وضعيت آقای گنجی است كه در تاريخ ٩/١٢/٨٤ توسط ايسنا مخابره شده است. لازم به ذكر است كه اظهارات كذب اين چنينی از سوی مقامات قضايی تكرار مكررات است ولی از آنجا كه پای زندگی و سلامتی يك انسان در ميان است تكليف شرعی و انسانی من اين است كه به اين اكاذيب پاسخ گويم:آقای سالاركيا به خبرنگار ايسنا گفت: "ملاقات بعضی از زندانيان براساس تقاضای زندانی و خانواده وی و در نهايت توافق مقام مسئول قضايی انجام میگيرد. در مورد آقای گنجی نيز اين روند طی شده و میشود."آقای سالار كيا! لطفا توضيح دهيد كه عبارت "بعضی از زندانيان" دقيقا شامل چه نوع زندانيانی میشو و معيار "بعضی از زندانيان" چيست؟ آيا اين "بعضی" ها همان زندانيانی نيستند كه اقدامات غيرقانونی، غيراخلاقی و ضد انسانی مقامات مسئول غيرپاسخگو را به پرسش گرفتهاند و از نظر دارندگان قدرت _ و نه اقتدار_ بايد منزوی شوند؟زندانيان هر بند روزهای خاصی در هفته ملاقات دارند به موجب كدام قانون آقای گنجی از اين امكان، استثناء شده است. نكته اساسی ديگر و شايد همه نكته در سخن آقای سالاركيا، "توافق مقام مسئول قضايی" است. تا مقام مسئول قضايی موافقت نكند هر چند آقای دكتر مولايی _ وكيل آقای گنجی_ به دادستانی مراجعه كند و ساعتها منتظر بماند و هر چه درخواست كتبی و شفاهی، تلفنی و حضوری، با واسطه و بیواسطه به مقامات مسئول ارائه كند هيچ تاثيری در "توافق مقام مسئول قضايی" ندارد.سالاركيا: "گنجی به طور مرتب تحت مراقبت پزشك معالج زندان قرار دارد و مشكل خاصی ندارد."اين اظهارات، يك "دروغ بزرگ" است و راه اثبات آن بازديد چند خبرنگار و عكاس مستقل و مخصوصاً نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد و نيز كميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا و ساير سازمانهای بين المللی حقوق بشر از بند ٢ الف زندان اوين است؛ همان بندی كه نمايندگان آقای عليزاده _رئيس كل سابق دادگستری استان تهران_ را به آنجا راه ندادند. چرا آقای گنجی از كمر درد، زانو درد، ناراحتیهای مزمن گوارشی و ... به شدت نالان است اگر تحت مراقبت پزشك بود اين بيماریها حداقل، تسكين پيدا میكرد نه اينكه تشديد شود. سالاركيا: "گنجی از نظر تغذيه در وضعيت مناسبی به سر میبرد و مانند ساير زندانيان از مواد غذايی استفاده میكند و مواد خوراكی كه به وسيله اطرافيانش به زندان آورده میشود به او داده میشود."وقتی ما جهت ملاقات به زندان میرويم، به شدت تفتيش میشويم مثل تفتيش بدنی خانواده معتادان و قاچاقچيان حرفهای مواد مخدر؛ حتی توی كفشهای ما را میگردند به حدی كه چند ماهی است كه حتی كيف دستی خود را به زندان نمیبريم با اين اوصاف چگونه ممكن است كه به ما اجازه دهند كه مواد غذايی برای آقای گنجی ببريم. فراموش نكنيد كه اين بند، همان بندی است كه آقايان: عبدی، قاضيان و ملی _ مذهبیها در آنجا به سر میبرند. و از نظر تغذيه و حداقل امكانات به شدت تحت فشار و محروميت بودند به حدی كه در اثر تغذيه نامناسب به بيماریهای سخت گوارشی مبتلا شده بودند به خانواده اين آقايان اجازه بردن مواد غذايی به داخل زندان داده نمیشد و آنقدر وضع جسمانی آنان وخيم شده بود كه خانواده آنها از مسئولين تقاضا كردند كه هزينه تغذيه آن زندانيان از سوی خانواده تامين شود ولی مسئولين مربوطه با اين تقاضا نيز مخالفت كردند. لذا میبينيد كه اين رويه، در آن بند، رويهای معمول است و جای هيچگونه تكذيبی نيست. آقای سالار كيا: "... اين بايد مشخص شود كه خانواده ايشان از زندان چه انتظاری دارد."خانواده گنجی انتظار دارد كه با زندانی مطابق قانون رفتار شود نه اينكه از كليه امكانات قانونی منجمله حق ملاقات هفتگی، تماس تلفنی، مرخصی، امكانات درمانی و تغذيهای و ... به شدت محروم شود. خانواده انتظار دارد كه حكم غيرقانونی، ناعادلانه و كاملا سياسی آقای گنجی به طور قانونی و غيرتبعيض آميز اجرا شود. خانواده انتظار دارد كه وقتی سر سفره نشسته و غذا میخورد عزيز زندانیاش نيز چيزی برای خوردن داشته باشد. خانواده انتظار دارد كه همسر، مادر و فرزندان گنجی به جرم ناكرده زندانی خويش نسوزند و حقوق انسانیشان رعايت شود؛ نه اينكه دائم نگران و منتظر باشند تا زنگ تلفن به صدا درآيد و مژده ملاقات زندانی شان به آنان داده شود. معصومه شفيعی ١٥/اسفند/٨٤ ایران امروز ![]() Sunday, March 05, 2006
تا آزادی گنجی 15 روز... ///// ///// ///// ![]() Thursday, March 02, 2006
18 روز تا آزادی گنجی ///// ///// ///// /// ![]() Tuesday, February 28, 2006
20 روز تا آزادی گنجی ///// ///// ///// ///// ![]() Tuesday, February 21, 2006
23 روز تا آزادی اکبر گنجی... به امید آزادی دیگر زندانیان سیاسی --------- ![]() Monday, February 20, 2006
معصومه شفيعی همسر اكبر گنجی با انتشار نامه ای نسبت به وضعيت وی ابرازنگرانی كرد.متن كامل اين نامه در ادامه می آيد:امروز، دوشنبه ، ١/١٢/٨٤ دقيقا ١٧١ روز است كه آقای گنجی در انفرادی امنيتی ٢ الف متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به طور غيرقانونی و در حداقل شرايط زيستی يك انسان به سر میبرد. آخرين مرخصی ايشان حدود ٩ ماه پيش بود. آخرين ملاقات ما ٢ هفته پيش بود. از نظر جسمی شرايط مطلوبی ندارد كه امر با توجه به نگهداری ايشان در شرايط بسيار سخت انفرادی و در محدوديت بسيار شديد غذايی و دارويی و حتی بعضا محروميت از جيره دولتی، دور از انتظار نيست.از كمر درد، زانو درد شديد، ناراحتیهای مزمن گوارشی_ كه در اثر كمبود مواد غذايی و حذف كامل ميوه و سبزيجات ايجاد شده_ ، واريس، ضعف شديد جسمانی، پايين بودن فشار خون و ... رنج میبرد. گنجی را در بند ٢ الف به حال خود رها كرده اند؛ آنها سعی كرده و میكنند كه گنجی را فراموش كنند و اين فراموشی را به افكار عمومی نيز سرايت دهند. گوش شنوايی نيست كسانی كه رسيدگی به امور مردم را تكفل كردهاند به تنها چيزی كه توجه ندارند و اهميت نمیدهند حقوق همين مردمی است كه از بركت وجود آنان به اين پست و مقام رسيدهاند. به نظر میرسد كه عقبنشينی در صحنه بين المللی بايد با ظلم و جور داخلی جبران شود.دقيقا ٢٨ روز ديگر محكوميت ٦ ساله آقای گنجی پايان میيابد. برای رسيدن آن روز لحظه شماری میكنم. اميدوارم روزی برسد كه ديگر مجبور نباشم مظالم رفته بر خود و عزيزانم را روی كاغذ بياورم تا بلكه فرياد رسی بيابم.آنان فكر میكنند اگر نام گنجی را از رسانهها و مطبوعات داخلی حذف كنند، رفتار غيرانسانی آنان با گنجی و گنجیها نيز فراموش میشود.سرنوشت محتوم و اسف بار عاملان به اين شيوهها با نگاهی گذار به تجربه رژيم بعث عراق و رژيمهای غيردمكراتيك بلوك شرق در سالهای اخير عبرت آموز است. معصومه شفيعی ١/اسفند/٨٤ ایران امروز ![]() Saturday, February 18, 2006
30 روز...
![]() Wednesday, February 15, 2006
33 روز...
![]() Thursday, February 09, 2006
دوستان پی گیر این صفحه: تا پایان محکومیت گنجی فقط 39 روز مانده است. ![]() Wednesday, February 08, 2006
امروز: معصومه شفیعی همسر اکبرگنجی عصر دیروز پس از هفده روز از آخرین ملاقات خود موفق به دیدار مجدد با وی شد.شفیعی در این باره با انتشار نامه ای نسبت به وضعیت جسمانی همسر خود ابراز نگرانی کرد.متن کامل این نامه در ادامه می آید:عصر دوشنبه ١٧/١١/٨٤ پس از ١٧ روز با آقاي گنجي ملاقات داشتيم. وي همچنان در انفرادي فوق امنيتي حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در سختترين شرايط و با حداقل امكانات زيستي يك انسان به سر ميبرد. متاسفانه شرايط جسماني ايشان نسبت به ملاقات پيش بدتر شده بود. طي ١٧ روز گذشته به علت تركيدگي لوله آب گرم و عدم توجه مسئولين مربوطه نتوانسته بود استحمام كند. تاكنون ١٥٧ روز است كه در انفرادي به سر ميبرد و طي ١٥٧ روز گذشته از ميوه و سبزيجات كاملا محروم بوده و به همين دليل به ناراحتيهاي گوارشي مزمني مبتلا شده است. از كمر درد شديد، زانو درد شديد، واريس، ناراحتي مزمن گوارشي و ضعف شديد جسماني به شدت رنج ميبرد؛ به حدي كه ما را نسبت به سلامتي ايشان و حياتش به شدت نگران كرده است. عليرغم تاكيد پزشك متخصص زندان بر انجام فيزيوتراپي، MRI كمر و تست سلسله اعصاب متاسفانه اقدامي در اين زمينه صورت نگرفته و فقط روز گذشته براي اولين بار اقدام به فيزيوتراپي در محل زندان انفرادي نموده است.با اينكه ٤١ روز بيش به پايان محكوميت ٦ ساله آقاي گنجي باقي نمانده ولي متاسفانه شرايط نگهداري ايشان به حدي سخت و طاقت فرساست كه دغدغه فكري و رواني ما را بيش از پيش نموده است. آخر اسفند ماه محكوميت ٦ ساله ايشان تمام مي شود و همه ما چشم به راه رسيدن آن روز هستيم.١٨/بهمن/١٣٨٤
![]() Monday, February 06, 2006
دوستان عزیزـ پی گیر صفحه اکبر گنجی متاسفانه مدتی است که اخباری در مورد گنجی منتشر نمی شود. همچنان منتظر خبری هستم تا این صفحه را چون شمعی نامیرا برای گنجی زنده نگاه دارم،مثل خودش! ![]() Monday, January 02, 2006
همسر, فرزندان و وكيل اكبر گنجي روز گذشته با اين روزنامهنگار زنداني ملاقات كردند. يوسف مولايي، وكيل مدافع اكبر گنجي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، وضع عمومي گنجي را مطلوب عنوان كرد و گفت: موكلم در وضعيت خوبي به سر ميبرد. معصومه شفيعي، همسر اكبر گنجي نيز در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه روز گذشته نزديك به يك ساعت و نيم با گنجي ملاقات كرديم، وضع روحي وي را خوب توصيف كرد و گفت: آخرين ملاقات ما مربوط به 44 روز پيش بود. يوسف مولايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: بعد از ظهر روز گذشته به همراه خانوادهي گنجي با موكلم ملاقات كردم و وضع عمومي وي خوب بود. همهي ما بايد تلاش كنيم كه گنجي باقيمانده دوران محكوميت خود را در شرايط خوبي سپري كند. گویا ![]() Friday, December 30, 2005![]() Tuesday, December 27, 2005
روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت با صدور اطلاعيهاي ضمن ابراز نگراني از وضعيت اكبر گنجي، اعلام كرد كه در دفاع از حقوق او گردهمايي را در مقابل منزل گنجي برگزار ميكند. در بخشي از اين اطلاعيه آمده است: دفتر تحكيم وحدت از آنجا كه دفاع از حقوق حقه گنجي و زنده نگه داشتن نامش را وظيفه خود ميداند، ضمن برگزاري مراسم شب شعر براي او از فعالان سياسي و فرهنگي در ساعت 17 روز سهشنبه، ششم دي ماه براي حضور در مقابل منزل او دعوت ميكند. پایگاه خبری میزان ======== فراخوان شب شعر برای گنجی، تحکيم وحدت آنها که برای منافع مردم و تعالی نام میهنشان تلاش میکنند ، شایسته تقدیرند و آنها که در این راه هزینه می پردازند و داغ و درفش و رنج زندان را تحمل می کنند قابل احترام. هم اکنون اکبر گنجی روزنامه نگار شجاع ایران به تنهایی با از جان گذشتگی خویش، پرچم آزادی خواهی رابه یدک می کشد. و هرچه به پایان دوران محکومیتش نزدیک تر می شود فشار بر او بیشتر و عرصه تنگ ترمی شود. چرا که هرگز حاضر نشد از آنچه بدان معتقد است عدول کند. اما آنچه نگرانی ها را افزون می کند بی خبری از وضعیت اوست. مدت مدیدی است که خانواده او نتوانسته اند از اولی ترین حقوق یک زندانی – حق ملاقات– استفاده کرده ، اورا ببینند. دفتر تحکیم وحدت دفاع ازحقوق حقه اکبر گنجی و زنده نگاه داشتن نامش را وظیفه خود می داند. بدین منظور روز سه شنبه 6/10/84 ازساعت 17 در منزل اکبر گنجی – سعادت آباد، بلوار علامه، کوچه حق طلب -گرد هم می آییم تا با برگزاری مراسم شب شعر و با حضور فعالین سیاسی و فرهنگی رشادتهای قهرمانانه او را پاس داریم. روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت گویا نیوز ![]() Sunday, December 25, 2005
اکبر گنجی... الان دیگه به ندرت خبری در مورد گنجی پیدا می کنم تا اینجا منتشر کنم! دست خبرنگاران و روزنامه نگاران شجاع ما درد نکنه. منتظرند خبر سوار بر بال فرشتگان به محضر آنها بیاید و آنها لطف کنند و منتشر کنند. کجایند خبرنگاران جسور و جریان سازی که خبر را از لانه ماران بیرون می کشند و با انتشار آن جریانی می افرینند که کسی را یارای لاپوشانی آن نیست؟ روزنامه نگاران شجاع ما برای هم مراسم بزرگداشت ترتیب می دهند وبرنده اول و دوم تعیین می کنند.اما معلوم نیست اینان برنده چه هستند؟برنده خودسانسوری؟برنده ترس؟برنده اطلاع رسانی شجاعانه؟برنده ...؟! گنجی عزیز تو مدتهاست که بایکوت شده ای،توسط همه ما... ![]() Thursday, December 15, 2005
كميسر عالی حقوق بشر سازما ملل در نامه جديدی به محمود احمدی نژاد با تاكيد بر درخواست تابستان گذشته دبيركل سازمان ملل موكدا خواستار آزادی فوری اين روزنامه نگار دربند شد.به گزارش رسيده به سايت امروز خانم "لوئيس آربور" در نامهای كه تحويل مقامهای ديپلماتيك ايران شده است، با استناد به گزارشهای دريافتی در مورد وضعيت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران به ويژه شرايط نامناسب جسمی اكبر گنجی كه از بهار سال ٧٩ در زندان اوين در تهران در حبس و زندان انفرادی است، از دولت ايران درخواست كرده است كه به جامعه جهانی و مقامهای سازمان ملل اطمينان دهد كه "به حقوق گنجی به طور كامل بر مبنای موازين و استانداردهای بين المللی حقوق بشر احترام گذارده میشود."در اين نامه با ذكر مواردی از پيگيریها و اقدامهای نهادهای اختصاصی سازمان ملل در امور حقوق بشر از جمله فعاليتها و نامهنگاریهای "گزارشگر ويژه سازمان ملل برای ارتقا و حفاظت از حق آزادی عقيده و بيان"، "گروه كاری سازمان ملل در زمينه بازداشت خودسرانه" و "بيانيه مشترك تيرماه ٥ تن از گزارشگران ويژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در نگرانی از چگونگی ارائه خدمات پزشكی مناسب و درمان وضعيت وخيم بيماری آسم اكبر گنجی"، خاطر نشان شده است كه "تاكنون دولت ايران به درخواستهای فوق الذكر پاسخی نداده است.خانم آربور در پايان نامه خود اعلام داشته است "من آگاهم كه دبيركل سازمان ملل در ماه اوت از جنابعالی خواست كه در چارچوب رعايت موازين حقوق بشر درخواست آزادی فوری اكبر گنجی را اجابت كنيد".كميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل با توجه به بیتوجهی دولت احمدینژاد به اين درخواست تاكيد كرده است كه اكنون من نيز با عنايت به درخواست كوفی عنان "جنابعالی را ترغيب میكنم كه اكبر گنجی را فورا آزاد نماييد." ایران امروز ![]() Monday, December 05, 2005
شامگاه ديروز_ 12 آذر 84 _ انساني نودمين (90) شب از شبهاي سرد و سنگين حبس در زندان انفرادي اوين را پشت سر گذاشت؛ نود شبي كه بسياري از لحظاتش آكنده از دردهاي جانفرساي ناشي از شكنجههاي جسمي و روحي وارد شده از سوي مأموران دستگاه عدالت جمهوري اسلامي سپري شد. انساني نود شب را در بخش ويژه انفرادي اوين، در محدوديت شديد غذايي و دارويي و ناشي از آن در حالي سپري كرد كه مدعيان دروغين عدالت علوي، بدون داشتن ذرهاي احساس مسئوليت نسبت به جان او، توطئه سكوت پيشه كردهاند؛ آنان گمان باطل بردهاند كه با پنهان نمودن او از انظار و عدم انعكاس وضعيت و شرايط نگهداري او ميتوانند افكار و انديشههاي او را نيز از يادها ببرند غافل از اينكه آتش زير خاكستر، لاجرم شعله ور شده و خان و مان آنان را برباد خواهد داد. در اين گوشه جهان و در هياهوي روزمرگي، انساني را به جرم داشتن وجدان بيدار، عشق به حقيقت، به جرم تفكر و انتقاد از قدر قدرتان غيرپاسخگو، دچار مرگ تدريجي كردهاند و حتي ناجوانمردانه از ملاقات او با خانوادهاش نيز جلوگيري ميكنند. خانوادهاي كه با تحميل اين شرايط دردناك، خود نيز همچون عزيز زندانيش، به مرگ تدريجي محكوم است. بيش از 2 هفته است كه از گنجي خبري نداريم؛ بيم آن ميرود كه دوباره شكنجه شده باشد و احتمالاً به اين خاطر است كه ارتباط ما را قطع كرده اند.دست نياز به سوي يگانه كريم دراز ميكنيم و از درگاه رحمانيتش استمداد ميكنيم. معصومه شفيعي همسر نگران گنجي 13/آذر/84 گویا نیوز ![]() Saturday, November 26, 2005
معصومه شفيعی همسر اكبر گنجی با ارسال نمابری به سايت امروزبا اشاره به لغو ناگهانی ملاقات از پيش تعيين شده خانواده گنجی با وی، نسبت به احتمال وخامت حال گنجی ابراز نگرانی كرد. در نمابروی آمده است: پنج شنبه، ٣/٩/٨٤ به ما اطلاع دارند كه میتوانيم روز جمعه، ٤/٩/٨٤ ، ساعت ٤ بعدازظهر به ملاقات آقای گنجی برويم. روز جمعه به اتفاق مادر آقای گنجی، فرزندان و خواهر و برادر ايشان به زندان ايشان به زندان اوين مراجعه كرديم بعد از يكساعت معطل كردن ما در سرما، گفتند كه ملاقات منتفی شده است.با توجه به شرايط جسمانی آقای گنجی در وضعيت نامساعد زندان انفرادی، كاهش وزن، كاهش فشار خون، محدوديت شديد غدايی و دارويی، عدم تماس تلفنی، عدم ملاقات با وكيل و ... همه ما_ مخصوصا مادر بيمارو سالخورده ايشان_ به شدت نگران وضعيت سلامتی و زندگی آقای گنجی هستيم. نمیدانيم دوباره چه اتفاق خاصی افتاده كه ملاقات نداده اند.لحظات سختی بر ما میگذرد؛ اميدمان تنها به خداست. مگر خانواده بیپناه يك زندانی چه گناهی مرتكب شده كه بايد اين چنين لحظات سخت و طاقتفرسا تاوان پس دهد. پس حقوق انسانی و شهروندی ما چه میشود؟ چه كسی پاسخگوست.معصومه شفيعیهمسر آقای گنجی٥/آذر/٨٤مصادف با هشتادوسومين روز زندان انفرادی آقای گنجی منبع :ایران امروز ![]() Saturday, November 19, 2005
خانواده اكبر گنجي، عصر روز گذشته با وي ملاقات كردند. بر اساس نمابري كه از سوي معصومه شفيعي؛ همسر اكبر گنجي به دفتر "ايلنا"، ارسال شده است، پس از 84 روز، فرزندان گنجي، خواهر و برادر وي به مدت 75 دقيقه با اكبر گنجي در محل زندان اوين ملاقات كردند.در ادامه اين نمابر آمده است كه گنجي همچنان در انفرادي 2 الف زندان اوين نگهداري ميشود و شرائط جسماني وي مناسب نيست، به نحوي كه وزن وي 50 كيلوگرم است و فشار خونش كماكان پايين است. در اين نمابر از وضعيت نانمناسب محل نگهداري اكبر گنجي انتقاد و تصريح شده است كه طي شش ماه گذشته فقط يكبار، وي با وكيل مدافعش ديدار داشته است. ___________________ نامه دکتر حسام فیروزی به حسین رضا زاده ضمن تبريک به خاطر پيروزي مجددت و همچنين آرزوي سلامتي و موفقيت روز افزون براي شما، خواستم به عنوان يک ايراني که از موفقيت هموطنم در کسب افتخارات در ميادين ورزشي براي ملت ايران توسط شما خوشحال مي شود، نکاتي را خدمتتان عرض کنم. اصولا پهلواني در ايران قدمت چندين هزار ساله دارد، پهلوانان عموما چون از ميان مردم بر مي خيزند، هيچگاه به حکومت گران سر تعظيم فرود نمي آورند و جز کمر به خدمت خلق، عملي را از روي نظرات شخصي و يا به سفارش حاکمان و در تملق آنها انجام نمي دهند. زيرا اصولا پهلواني، در اساطير ما از مقام و منزلت والايي برخوردار است و پهلواني همچون رستم هميشه جانب مردم را گرفته است و شايد بهتر است بگويم جانب حق را گرفته است. در چندين دهه اخير متاسفانه حکومت گران بعضا پهلوانان را ابزاري در جهت پيشبرد اهداف سياسي خود قرار داده اند. نمونه بارز آن شعبان جعفري معروف به شعبان بي مخ که ابزاري بود براي کودتاي ننگين 28 مرداد. اين موضوع را بايد ياد آور شد که فقط مردم ماندگارند و حکومت گران عضو متغير جامعه اند. نمي دانم تا به حال نام اکبر گنجي، اين اسطوره صبر و مقاومت ملت بزرگ ايران را شنيده ايد؟ و آيا مي دانيد اين مرد بزرگ که نماد آزادي خواهي اين ملت است و جزيي همچون من و شما از اين ملت است، سالهاست به خاطر آزاديخواهي در سياهچالهاي کشورمان با مرگ دست و پنجه نرم مي کند تا جان خويش را چراغي سازد براي روشنايي راه آزادي؟ و حتما بهتر از من مي دانيد اسطوره هاي مذهبي ما همچون حسين بن علي خود و تمام خانواده اش را فدا کرد، به خاطر دفاع از آزادگي و ايمان. و آن ايمان به يک جمله: « اگر دين نداريد لا اقل آزاده باشيد». اين مطلب را با اشاره به جهان پهلوان تختي به پايان مي برم که به رغم فراهم بودن امکان ورودش به حلقه قدرت و تبديل شدن به ابزاري در راه توجيه سياست هاي حاکمان وقت، پايبندي به اصول اخلاق و وفاداري به آرمانهاي مردمي را انتخاب کرد که از ميانشان بر خواسته بود و محبوبيت و ماندگاري اش در اذهان تاريخي مردم ايران، مديون همين انتخاب شرافتمندانه است. انتخابي که جانش را در اين راه ايثارکرد. مبادا که آزادگي و شرافت پهلوانان ايران زمين در رفتار قهرمانان امروزي آن همچون شما، خواسته يا نا خواسته بدل به ابزاري براي توجيه رفتارهاي ناصواب حاکمان شود. موفقيت روز افزون شما را در همدلي با مردم ايران از ايزد يکتا آرزومندم دکتر حسام فيروزي 27/8/84 drfirozi@yahoo.com ![]() Wednesday, November 16, 2005
جمال كريميراد در نشست خبري امروز خود در پاسخ به سوالي در مورد آخرين وضعيت پرونده اكبر گنجي و امكان صدور حكم آزادي او، گفت: اكبر گنجي محكوميتي دارد و چند ماه بيشتر از محكوميت او باقي نمانده است، اين گونه نيست كه اگر آزادي او از سوي كشورهاي ديگر درخواست شده باشد، محقق شود.وي افزود: در مورد گنجي چيز جديدي نيست كه اعلام كنم به ويژه اينكه همسر و وكيلش با او ملاقات كرده و وضعيت او را مطلوب توصيف كردهاند.سخنگوي قوه قضاييه در خصوص مساله آزادي دانشجويان زنداني، گفت: اين مساله همچنان در حال پيگيري است كه به صورت يك عفو خاص از مقام معظم رهبري درخواست شود. اصل خبر ![]() Monday, November 14, 2005
همسر اكبر گنجي از ثبت شكايت خود عليه تيم مراقبت همسرش در بيمارستان ميلاد تهران در دفتر حوزه رياست قوه قضائيه خبر داد. به گزارش "ايلنا" در نمابري كه از سوي معصومه شفيعي به دفتر اين خبرگزاري ارسال شده، همسر اكبرگنجي اعلام كرده است كه به دنبال شكايت قبلي خود در تاريخ هشتم آبان ماه جاري از تيم مراقبت گنجي در بيمارستان ميلاد، شكايت ديگري را در دفتر حوزه رياست قوه قضائيه ثبت كرده است. گویا نیوز ![]() Saturday, November 12, 2005
يدالله اسلامي از ديدار روز گذشته خود با اكبر گنجي در زندان اوين خبر داد. به گزارش" ايلنا" اسلامي در وبلاگ شخصي خود آورده است: امروز روز نسبتا پركاري داشتم، روز به نيمه رسيده بود كه با آقاي مرتضوي دادستان هم درباره آقاي گنجي گفتوگو كردم و با هماهنگي قرار براين شد كه بتوانم گنجي را در زندان اوين ملاقات كنم. پس از چند تلفن آقاي نبوي تماس گرفت و ساعت چهار بعدازظهر براي ملاقات پيشنهاد شد. درتماس تلفني ديگري قرار براين شد كه خانم گنجي نيز دراين ملاقات حضور داشته باشد. ساعت يك ربع به پنج جلو زندان اوين بوديم، پيش از آن من به خانه آقاي گنجي رفته و در اين باره با خانم گنجي گفتوگو كرده و راهي زندان شده بوديم. بابرخورد بسيار خوب مأموران به داخل زندان راهنمايي شده و با يك خودرو به محل ملاقات برده شديم. در نمازخانه قسمت اداري مدتي را به انتظار گنجي گذرانيديم و پس از كوتاه زماني، آقاي گنجي را به آنجا آوردند. البته من در اين هنگام براي گفتوگو با آقايان نبوي، سالاركيا و سليماني به قسمت ديگري رفتيم و درباره وضعيت آقاي گنجي و مشكلات موجود گفتوگو كرده و پس از چندين دقيقه به نزد آقاي گنجي رفتم. اگرچه درپيش گفته شده بود ملاقات به مدت يك ساعت تنظيم شده است ولي بيش از يك ساعت ادامه يافت و تا زماني كه ما خواستيم كسي مانع نشد، روشن بود كه سفارش لازم شده است. به طور كامل گفتگو كرديم .من امروز درباره محتواي گفتگو ها چيزي نمينويسم، اين را نوشتم كه چيزي نوشته باشم. همچنين معصومه شفيعي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" گفت: روز گذشته به همراه آقاي يدالله اسلامي به ملاقات گنجي رفتم اما مقدمات ملاقات فرزندان گنجي با وي فراهم نشد و فرزندانم بيش از 77 روز است كه پدرشان را نديدهاند.وي با بيان اينكه در وضعيت گنجي نسبت به گذشته تغييري حاصل نشده است، گفت: گنجي همچنان لاغر و نحيف است و در بند 2 الف نگهداري ميشود. همسر اكبر گنجي با بيان اينكه همسرش داراي روحيه مطلوبي است، گفت: اكنون ديگر بحث اعتصاب غذا مطرح نيست اما تغذيه وي به صورت نامنظم انجام ميشود. gooya news علیرغم مخالفت دانشگاه امیرکبیر تجمع اعتراضی به وضعیت اکبر گنجی برگزار می شود: عضو شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان ![]() Thursday, November 10, 2005
ما امضاكنندگان اين نامه از جنابعالي درخواست ميكنيم كه براي به يقين تبديلشدن اين گمان، مرجع بيطرف و مستقلي را براي رسيدگي سريع و علني به ادعاهاي آقاي گنجي -كه صحت بسياري از آنها در گذشته مشخص شده است- تعيين كنيد تا دستكم براي نخستين بار نقض كنندگان حقوق شهروندي به پاي ميز محاكمه كشيده شوند. اميدواريم كه با دستور عاجل و قاطع جنابعالي و رئيس محترم دادگستري استان تهران -كه مسئول اجراي اين قانون هستند- لااقل بخشي از حقوق شهروندي تضييع شده آقاي گنجي احقاق شود و خانواده رنج كشيده و شديداً نگران او ناچار نشوند از مراجع فرامرزي دادخواهي كنند و به مجامع حقوقی بينالمللي پناه برند. مشروح نامه جمعی از فعالان سیاسی به رئيس قوه قضائيه برای بررسی بی طرفانه وضعیت گنجی ![]() Tuesday, November 08, 2005
"ما که واقعا خسته شدهایم. ما تمام راهها را طی کردهایم، ولی در هر راهی که طی کردیم به قفلهای محکم برخوردیم و این قفلهای محکم هم به مسئولین طراز اول نظام برمیگردد." مشروح خبر را بخوانید ![]() Monday, November 07, 2005
همسر اکبر گنجی سرشناس ترين زندانی سياسی ايران شکايت کرده است که مقامات اکنون در تلاش اند که اکبر گنجی را با ندادن غذا و دارو بکشند. معصومه شفيعی با فکس بيانيه ای گفت که وزن همسرش در حال حاضر کمتر از زمانی است که به دليل اعتصاب غذا در بيمارستان بستری بود. فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران می گويد اکبر گنجی که روزنامه نگار است به نماد نادری از مقاومت تبديل شده است زيرا از پس گرفتن حرفهای خود خودداری می کند. همسر گنجی با لحنی بسيار منقلب از مقامات ايرانی خواسته است تا شوهرش را نجات دهند. او می گويد در اوج اعتصاب غذای اکبر گنجی که عکس های او به خارج از زندان قاچاق شد و او را در حالی نزار و بيمار نشان می داد او 58 کيلو وزن داشت اما اکنون وزنش به 51 کيلو رسيده است. خانم شفيعی مدعی است که به همسرش غذا و دارو در زندان داده نمی شود تا او بميرد. وی می گويد اکبر گنجی نمی تواند گرسنه بماند زيرا ديگر به اندازه کافی از ذخيره چربی برای زنده ماندن برخوردار نيست. او در بيانيه خود خطاب به مقامات می گويد: "اگر شما می خواهيد او را بکشيد اين شيوه ای شيطانی برای اين کار است. به خاطر خدا راه ديگری پيدا کنيد که او بيش از اين رنج نکشد." همسر گنجی می گويد روحيه خانواده او نيز هر روز بدتر می شود زيرا هر گاه تلفن زنگ می زند يا کسی در را می زند فکر می کنند که قرار است کسی خبر مرگ گنجی را به آنها بدهد. هم آمريکا و هم برنده ايرانی جايزه صلح نوبل درروزهای اخير خواستار آزادی آقای گنجی شده اند و می گويند وضع سلامتی او خطرناک است. شون مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا روز پنجشنبه در بيانيه ای اعلام کرد اين آزادی بايد همراه با دسترسی فوری آقای گنجی به امکانات درمانی و حقوقی باشد. او در عين حال از جامعه جهانی خواست به فشار بر دولت ايران برای آزادی اکبر گنجی و ساير زندانيان سياسی ادامه دهند. اما يک مقام بلندپايه زندانهای ايران گفته است که اکبر گنجی دارای مشکل خاصی نيست. وزارت خارجه آمريکا حبس آقای گنجی و هرگونه "رفتار غيرانسانی با او" را به منزله "نقض اصول اساسی حقوق بشر" دانست و خواستار "آزادی فوری و بدون قيد و شرط" اين روزنامه نگار ايرانی و دسترسی او به امکانات درمانی و وکلای مدافعش شد. بيانيه وزارت خارجه آمريکا يک روز پس از آن منتشر شد که گروه ديده بان حقوق بشر مقامات دولتی ايران را متهم کرد که آقای گنجی را شکنجه می کنند تا او را وادارند که نوشته های قبلی خود را تقبيح کند و پس بگيرد. ديدبان حقوق بشر وضعيت آقای گنجی را وخيم و بحرانی توصيف کرد. منبع: بی بی سی ![]()
همسر اکبر گنجی سرشناس ترين زندانی سياسی ايران شکايت کرده است که مقامات اکنون در تلاش اند که اکبر گنجی را با ندادن غذا و دارو بکشند. معصومه شفيعی با فکس بيانيه ای گفت که وزن همسرش در حال حاضر کمتر از زمانی است که به دليل اعتصاب غذا در بيمارستان بستری بود. فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران می گويد اکبر گنجی که روزنامه نگار است به نماد نادری از مقاومت تبديل شده است زيرا از پس گرفتن حرفهای خود خودداری می کند. همسر گنجی با لحنی بسيار منقلب از مقامات ايرانی خواسته است تا شوهرش را نجات دهند. او می گويد در اوج اعتصاب غذای اکبر گنجی که عکس های او به خارج از زندان قاچاق شد و او را در حالی نزار و بيمار نشان می داد او 58 کيلو وزن داشت اما اکنون وزنش به 51 کيلو رسيده است. خانم شفيعی مدعی است که به همسرش غذا و دارو در زندان داده نمی شود تا او بميرد. وی می گويد اکبر گنجی نمی تواند گرسنه بماند زيرا ديگر به اندازه کافی از ذخيره چربی برای زنده ماندن برخوردار نيست. او در بيانيه خود خطاب به مقامات می گويد: "اگر شما می خواهيد او را بکشيد اين شيوه ای شيطانی برای اين کار است. به خاطر خدا راه ديگری پيدا کنيد که او بيش از اين رنج نکشد." همسر گنجی می گويد روحيه خانواده او نيز هر روز بدتر می شود زيرا هر گاه تلفن زنگ می زند يا کسی در را می زند فکر می کنند که قرار است کسی خبر مرگ گنجی را به آنها بدهد. هم آمريکا و هم برنده ايرانی جايزه صلح نوبل درروزهای اخير خواستار آزادی آقای گنجی شده اند و می گويند وضع سلامتی او خطرناک است. شون مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا روز پنجشنبه در بيانيه ای اعلام کرد اين آزادی بايد همراه با دسترسی فوری آقای گنجی به امکانات درمانی و حقوقی باشد. او در عين حال از جامعه جهانی خواست به فشار بر دولت ايران برای آزادی اکبر گنجی و ساير زندانيان سياسی ادامه دهند. اما يک مقام بلندپايه زندانهای ايران گفته است که اکبر گنجی دارای مشکل خاصی نيست. وزارت خارجه آمريکا حبس آقای گنجی و هرگونه "رفتار غيرانسانی با او" را به منزله "نقض اصول اساسی حقوق بشر" دانست و خواستار "آزادی فوری و بدون قيد و شرط" اين روزنامه نگار ايرانی و دسترسی او به امکانات درمانی و وکلای مدافعش شد. بيانيه وزارت خارجه آمريکا يک روز پس از آن منتشر شد که گروه ديده بان حقوق بشر مقامات دولتی ايران را متهم کرد که آقای گنجی را شکنجه می کنند تا او را وادارند که نوشته های قبلی خود را تقبيح کند و پس بگيرد. ديدبان حقوق بشر وضعيت آقای گنجی را وخيم و بحرانی توصيف کرد. منبع: بی بی سی ![]()
بيانيه ي انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي نسبت به برخورد هاي غير انساني با اكبر گنجي 52 روز بي خبري از گنجي وقتي شكسته شد كه گنجي در ملاقات با خانواده اش از آن چه بر او رفته است سخن گفت . پيكري كه هر لحظه به مرگ نزديك تر شود چرا كه سخن از اسراري گفته است كه نمي بايستس گفته مي شد . سخن از قتل هاي زنجيره اي و به خون كشيده شدن آزادي ، و اينك خود اكبر گنجي موضوع ديگر قتل هاي زنجيره اي شده است . اما اين بار نه پنهان و عناصري خود سر كه آشكار و عناصري فرمانبر دست اندر كار كشتن انساني بي گناه شده اند . تا حلقه اي ديگر به زنجيره ي ديروزشان بيافزايند .پروژه ي قتل در روز روشن هنگامي كليد مي خورد و اجراء مي شود كه معترضي نباشد ، كه جماعتي سر بريدن بي گناهي را ببينند و دم بر نياورند . بايد بدانيم كه گنجي معترضي آوازه دار و مشهور بود ، جهانيان او را مي شناسند با اين حال گستاخانه جانش را در روز روشن قصد گرفتن دارند واي به حال هر فرد ديگري كه معترض باشد و نامي و آوازه اي نداشته باشد . در فضاي امروزي كه بايد آنچه بگويي كه مي گويند كه آن بپوشي كه تعيين شده كه آن بخواني كه قيچي شده كه آن بشنوي كه جواز دارد كه آن ببيني كه جهنميت نمي كند و با سلب آزادي و پخش فقر و بدبختي هر لحظه فشار زندگي انسان بودنت را از ياد مي بري ، حرف زدن و اعتراض كردن را بهايي بخشيده اند كه بوي مرگ و وحشت مي دهد . اگر سخني بگويي و دم بر آوري زندانت مي كنند وشكنجه ات مي كنند . اعتراض به برخوردبا گنجي اعتراض به ظلم وشكنجه است . اعتراض به هر محدوديتي در آينده است . اعتراض به هر برخوردي با هر فردي است كه اعتراض دارد . مگر مي شود به جرم انديشه در بند بود. بايد بدانيم دولت و حاكميتي كه در ظاعر شعار مهرورزي مي دهد و در باطن آزاده اي را قصد كشتن دارد دولت و حاكميتي دروغ گوست و دروغ گناهي نا بخشودني است . دولتي كه نتواند در باره ي يك مخالف مهر بورزد چگونه مي خواهد به درصد جمعيتش كه در انتخابات به مشروعيتش رأي نداده اند نظر مهر ورزانه داشته باشد ؟! دولتي كه نتواند برابري سياسي ايجاد كند نمي تواند برابري اقتصادي ايجاد كند . آيا شعار نشاط آفريني با شكنجه هاي وحشيانه قابل جمع است . بايد بدانيم پروژه ي گنجي ادامه ي پروژه اي است كه روح خودكامگي در خود دارد ، پروژه ي مطلق خوها و تماميت خواهي . 18 تير 78 را از ياد نبرده ايم كه خون ها ريخت و آبروها برد و آخر يك درجه دار به دزدي يك ريش تراش متهم شد . 24 82 را از ياد نبرده ايم كه به طرشت ريختند و باز دريدند و زوزه كشان رفتند و ازياد نمي بريم چگونه در آذربايجان ، كردستان و خوزستان اقوامي را به زور تيغ مسكوت نگاه داشته ، از حقوقشان بي بهره كردند . ميراندن گنجي مصداق تماميت خواهي و سلطه ي وضع موجود ماست . سلطان ما اگر چه بگويد آزادي خوب است ، اما مراد سلطان از آزادي ، آزادي در حيطه ي تنگ احكام سلطاني است . سلطان همه را براي خود مي خواهد ، هيچ ديگر انديشي نبايد فرصت ظهور يابد . سلطان براي اينكه ذهن ها را از مشكل اصلي كه همين تماميت خواهي است برگرداند ، عوارض حكومتش را كه فقر و فساد تبعيض است مشكل معرفي مي كند در حالي كه مشكل حكومت سلطاني است . وگنجي همين را فرياد مي زند . در پايان انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي ، اعلام مي كند جنبش دانشجويي هيچگاه فريب نيرنگ هاي بيهوده و بي پايان را نخواهد خورد . اگر به انديشمندي ديروز حكم اعدام دادند انديشه اي را امروز و هر روز ذره ذره به مرگ مي كشانند .جنبش دانشجويي هشدار مي دهد ايران چين نيست كه با چند تانك كار دانشجيان را تمام كنند ، ايران ايران است و در طول 100 سال نشان داده است هرگز اجازه ي خون ريزي را به حكام نخواهد داد و از خواست هاي تاريخي خود آزادي ، برابري ، همبستگي عقب نخواهد نشست . برگرفته از: بامداد ارگان انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبائی ![]() Thursday, November 03, 2005
متن نامه "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "سازمان جهاني مبارزه برعليه شکنجه"، خطاب به احمدي نژاد برای آزادی سريع و بی قيد و شرط اکبر گنجي شکنجه اکبر گنجی برای عدول از عقایدش؛ وکیل او نیز بطور خودسرانه حبس شده است، ديده بان حقوق بشر ![]() Tuesday, November 01, 2005
معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي،در پنجاه وهفتمين روز بازگشت اين روزنامه نگار از بيمارستان ميلاد به انفرادي زندان اوين و در چهاردهمين روز ازبي خبري مجدد از وضعيت وي با انتشار نامه اي خبر داد كه شرح وضعيت گنجي را براي رسيدگي به تخلفات انجام شده توسط تيم ويژه دادستاني در قبال وي را به رياست قوه قضائيه ارسال كرده است.متن كامل اين نامه كه براي سايت امروز نمابر شده در ادامه مي آيد:بسمه تعاليدر روز يك شنبه 8/8/84 در نامه اي خطاب به آقاي هاشمي شاهرودي-رياست محتر قوه قضائيه- شكايت خويش را نسبت به ضرب وشتم همسرم- آقاي اكبر گنجي- توسط تيم ويژه دادستاني، هنگام انتقال ايشان به زندان انفرادي ومحروميت از امكانات پزشكي-دارويي علي رغم نياز مبرم به آن، به حوزه رياست قوه قضائيه تحويل داده وثبت نمودم.در اين شكايت، رسيدگي فوري و اقدام عاجل ايشان نسبت به موارد خلاف قانون مذكور ومعرفي آمران وعاملان اين شكنجه ها را خواستار شدم.با توجه به شرايط جسماني آقاي گنجي بعد از اين شكنجه ها، عدم دارو ودرمان و پنهان نمودنايشان از چشم ديگران،اميد وارم آقاي شاهرودي به حساسيت موضوع توجه نموده و بدون فوت وقت به وظيفه شرعي و قانوني خويش عمل نمايد. معصومه شفيعي9/آبان/1384 -مطابق با پنجاه و هفتمين روز زندان انفرادي وچهاردهمين روز بي خبري مجدد از زندگي وسلامت آقاي گنجي ایران امروز ![]() Wednesday, October 26, 2005
معصومه شفیعی همسر اکبرگنجی با انتشار نامه ای پرده از برخی از رفتار های غیرقانونی که درمدت 52 روز بی خبری در قبال گنجی انجام شده بود برداشت.متن کامل این نامه که برای سایت "امروز" ارسال شده است، در ادامه می آید:به نام خداايام، ايام سوگواري اسوه عدالت و تقوي، ياور يتيمان، غمخوار بي پناهنان و احياگر حقوق پايمال شده مظلومان، حضرت علي(ع) است. به سوگ كسي نشستهايم كه يكي از دغدغههايش در واپسين دم حيات، بي عدالتي در حق قاتلش بود: "او به من يك ضربت زد، شما نيز به او يك ضربت بزنيد." از روح بزرگش استمداد ميكنيم و در برابر حقانيت و ابهت نظر و عملش سر تعظيم فرود ميآوريم.دوستان، سروران! بنا نداشتم در اين ساعات ملكوتي، مزاحم اوقاتتان شوم و با سخنان ملال انگيزم، باري هر چند خُرد بر دوشتان بگذارم، اما چه كنم؟ وقتي كارد به استخوان ميرسد، وقتي بعض در گلو ميشكند و تو نميخواهي فرزندت، شريك اين سيل اشك باشد، وقتي همه درها را بسته ميبيني، وقتي هر چه بيشتر تلاش ميكني كمتر نتيجه ميگيري، وقتي شاهد ذره ذره آب شدن و از دست رفتن عزيزت و شريك همه هستيات هستي و جز او چيزي براي از دست دادن نداري، وقتي سخن حقات را همه تأييد ميكنند ولي ياراي ياريت را ندارند، وقتي كه لحظه لحظة زندگيت، خوابت، خوراكت از نگراني و اضطراب پُر ميشود، وقتي كه خود را در انتهاي خط ميبيني، آنگاه مثل من ميشوي و مثل من تصميم ميگيري.اميد داشتم كه در ليالي قدر، آقاي گنجي را روانه منزل كنند تا دل خانوادهاش شاد شود، مخصوصاً دل مادر پرپر، بيمار و غمگينش، ولي اين كار را نكردند. اميد داشتم كه بعد از 52 روز كه او را ملاقات ميكنم، دلشاد شوم، نيرو بگيرم و دست پر به منزل برگردم و با لبي خندان كل ملاقات را براي بچهها تعريف كنم تا آنها نيز در شاديم شريك شوند، ولي نشد.دوستان! واقعيت اين است كه روز دوشنبه 25/4/84 بعد از 52 روز بي خبري محض، به همراه مادر آقاي گنجي و وكيل ايشان – آقاي دكتر مولايي- به ملاقات رفتم. وقتي گنجي را ديديم در نگاه اول او را نشناخيتم؛ بسيار نحيف و تكيده شده، با موها و ريشي ژوليده و بلند.همه گريه ميكرديم او نيز ما را همراهي ميكرد. چيزهايي كه او براي ما تعريف كرد دلمان را ريش و آه همه ما مخصوصا مادر ايشان را دو چندان كرد. آقاي گنجي اينگونه تعريف كرد كه:دو سه روز بعد از آخرين ملاقات ما- چهارم شهريور- در بيمارستان ميلاد، تيم ويژه عملياتي دستگاه قضايي كاغذ و خودكار براي گنجي مي آورند و از او مي خواهند كه كتباً مانيفست جمهوريخواهي و پاسخ نامه آيت ا... منتظري و آقاي دكتر سروش را پس بگيرد؛ او قبول نميكند؛ در مرحله بعد از او ميخواهند دو نامه مذكور را پس بگيرد، او باز هم قبول نميكند؛ در مرحله آخر به او ميگويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي،هيچ حرفي نزني و هيچ مصاحبه اي نكني؛ گنجي باز هم زير بار نميرود. سپس آنها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفري بر سر گنجي ميريزند و طي يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار ميدهند به طوري كه غرق خون ميشود و دستش جراحت عميقي بر ميدارد؛ سرش را به شدت به تخت ميكوبند و در حالي كه الفاظي بسيار ركيك و زننده به كار ميبردند، ميگفتند: كسي كه چنين است، "خودش بايد برود" ما با او فلان و بهمان ميكنيم. ماجرا به همين جا ختم نميشود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه "سماواتي" ناميده ميشود به آقاي گنجي ميگويد ميخواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادي كه ضرب و شتم گنجي را به عهده داشتند، براي ترخيص او ميآيند. گنجي اعتراض ميكند، سماواتي ميگويد: "اينها ميخواهند از تو دلجويي و عذرخواهي كنند" لذا گنجي را از بيمارستان سوار ماشين ميكنند به بزرگراه چمران كه ميرسند يكي از ماموران از صندلي جلو به عقب ميآيد و روي پاهاي گنجي مينشيند به او چشم بند ميزنند و در حالي كه فحاشي ميكردند دستهاي او را به صورت قپاني از پشت دستبند ميزنند. دستبند قپاني زدن باعث آسيب ديدگي شديد كتف چپ آقاي گنجي مي شود. با وجود در رفتگي و درد شديد كتف او را به درمانگاه نميبرند، بلكه به بند انفرادي 2 الف ميبرند، به او دارو هم نميدهند، دريغ از يك قرص؛ مسئول بهداري را به بند 2 الف مي آورند تا چند جلسه كتف او را فيزيوتراپي كند.عزيزان! فرصت ملاقات محدود و بيشتر به گريه و زاري گذشت. من نميدانم چگونه با او رفتار كردهاند كه وزنش به 51 كيلوگرم و فشار خونش به 5/7 روي 5 رسيده است.حال و روز گنجي بسيار بدتر از زماني است كه در بيمارستان ميلاد بود. در آخرين ملاقاتي كه در چهارم شهريور با او در بيمارستان داشتيم نسبتاً رو به راه شده بود و با تغديه، بسياري از مشكلاتي در حال حل شدن بود. زندان، موظف به تغذيه و دارو_ درمان زنداني است چرا مدتهاست در زندان انفرادي به او غذا نميدهند و هيچ ملاقاتي ندارد؟ چرا از دادن داروهايش به او خودداري ميكنند؟ مگر مسئولين زندان موظف به رعايت حقوق انساني زنداني نيستند؟دوستان! ميدانم كه شما نيز مثل من كاري از دستتان برنميآيد فقط ميخواهم از ظلمي كه بر ما ميرود، مطلع باشيد. مسبب و مسئول اصلي اين وضعيت، كساني هستند كه طرف اصلي انتقادات گنجي بودند و هستند.برايش دعا كنيد و از روح بزرگ پرچمدار عدالت، علي (ع) گشايش و فرجي بجوييد. با تقديم احترام معصومه شفيعي 4/آبان/84 امروز ![]() Tuesday, October 18, 2005
همسر اكبر گنجي ادعا كرد كه همسرش در بخش (انفرادي) 2 الف زندان اوين كه داراي مديريتي ويژه است، نگهداري ميشود.معصومه شفيعي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب به ملاقات روز گذشته خود با اكبرگنجي اشاره كرد و گفت: روز گذشته پس از 52 روز بيخبري مطلق از وضعيت همسرم، به اتفاق مادر و وكيل گنجي موفق به ملاقات با وي شديم.وي با اشاره به وضعيت اكبر گنجي، گفت: متأسفانه وضعيت گنجي خطرناكتر از آن چيزي است كه تصورش را ميكرديم.از سوي ديگر سهراب سليماني، مدير كل زندانهاي استان تهران با تكذيب اين موضوع، گفت: اين ادعاي ايشان است، ما اين ادعا را تأييد نميكنيم.سليماني افزود: گنجي در بازداشتگاه اوين و تحت اختيار مديريت سازمان زندانهاست.وي تأكيد كرد: گنجي در قرنطينه بهداشتي، درماني زندان اوين مشغول فيزيوتراپي است. ایران امروز ![]() Thursday, October 13, 2005
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران، معصومه شفيعي با ارسال نمابري به ايسنا، با ارائهي توضيحاتي دربارهي وضعيت پروندهي گنجي، با اشاره به اظهارات روز گذشته سخنگوي قوهي قضاييه آورده است: «امروز دقيقا 48 روز است كه گنجي را نديدهايم و كوچكترين خبري از او نداريم حتي يك تلفن. آخرين باري كه ايشان را ديديم چهارم شهريورماه در بيمارستان ميلاد بود. وكلاي ايشان نيز قريب به 6 ماه است كه گنجي را نديدهاند.» وي در اين نمابر عنوان كرده است كه بحث ملاقات دردي از آنها دوا نميكند و خانوادهي گنجي، آزادي وي را خواستارند. گویا نیوز ![]() Sunday, September 25, 2005
جناب آقای شاهرودی،ریاست محترم قوهی قضاییه!این نامه را در حالی مینویسم که از فرط نگرانی خواب به چشمانم راه پیدا نمیکند و دلیل آن نیز بی خبری محض و شایعات تکان دهنده دربارهی سلامتی و حیات همسرم است. از بینتیجه بودن این نامه تقریباً مطمئنم ولی از سر استیصال به آن اقدام میکنم. اندک ایمانی که داشتم در نتجهی عملکرد عدلیهی زیر نظر شما به کفر گراییده ولی با یادآوری آیهی شریفهی: * ... لا تَایسُوا مِن رّوحِ اللهِ إِنَّهُ لَا یَایسُ مِن رَّوحِ اللهِ إِلَّا القَومُ الکَفِرونَ*(یوسف/٨٧) « از رحمت خدا مأیوس نشوید زیرا تنها کافران از رحمت خدا مأیوس میشوند.» نیرویی وادارم میکند که قلم در دست گیرم. آخرین باری که همسر زندانی و تکیده و بیمارم را ملاقات کردم چهارم شهریور ماه بود و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از وی ندارم و چشمان نگران و پرسشگر دخترانم و مادر دل شکسته و بیمار همسرم، مرا رنج میدهد و علیرغم طی کردن همهی مجاری قانونی باز آرام و قرار ندارم. بهترین سالهای زندگی من و فرزندانم در فراق و نگرانی، اشک و آه و دعا و انتظار گذشته است بارها و بارها به ذهن و زبانم آمده که اگر اکبر گنجی زبان منتقدی نداشت، اگر به کسب ثروت نامشروع مشغول بود، اگر همان اولین روز بازداشت فقط « یک جمله مینوشت»، اگر به جای مطالعه و پژوهش به کارهای خلاف اخلاق میپرداخت، اگر به فکر پست و مقام بود و اگر... یقیناً خود و خانواده اش چنین مورد بی مهری قرار نمیگرفتند. جناب آقای شاهرودی!شما به موجب قانون و به عنوان رئیس قوهی قضاییه موظفید که به من به عنوان یک شهروند و همسر یک زندانی – که دارای حقوقی انسانی و قانونی است- پاسخ دهید؛ هیچ قانونی شما را از پاسخگویی معاف نمیکند. همسر من در زندانی است که تحت نظارت مستقیم شماست. او هر جرمی که کرده باید مطابق قانون با او برخورد شود. هیچ قانونی رفتار کنونی قوهی قضائیه با وی و شکنجه دادن خانوادهاش را توجیه نمیکند جناب آقای شاهرودی! مسؤلین مربوطه یک بار ادعا میکنند که گنجی در بند عمومی است و بقیهی محکومیت خود را میگذراند، بار دیگر ادعا میکنند که در قرنطینهی بهداشتی – درمانی زندان اوین است. اگر در بند عمومی است در کدام بند است و روزهای ملاقات آن بند کدام است؟ زندانیان بند عمومی هر هفته روزهای خاصی ملاقات دارند، تلفن دارند، به مرخصی میروند و... و طبق آیین نامهی داخلی زندان تمام امورشان تحت اختیار مسؤل زندان است نه دادستان ولی در مورد گنجی تنها کسی که مسؤلیت ندارد رئیس زندان است. چرا به ما ملاقات نمیدهند؟ چرا به گنجی اجازه نمیدهند یک تلفن به منزل بزند و فرزندان نگرانش را از انتظار و اضطراب نجات بخشند؟ و اگر گنجی در قرنطینهی بهداشتی – درمانی است به چه دلیل به قرنطینه منتقل شده مگر پزشکان بیمارستان میلاد(علی الادعا) رسماً اعلام نکردند که حال گنجی، خوب است!!؟ حتماً اتفاق خاصی افتاده که به قرنطینهی درمانی منتقل شده است. هیچ مقام مسئولی پاسخ ما را نمیدهد شما به ما بگویید ما چه کنیم؟ اگر کسی، از مسئولین تحت امر شما شاکی باشد باید به کجا مراجعه کند؟ من، آقای گنجی و وکلای ایشان بارها و بارها طی ٥ سال گذشته از قضات پروندهی آقای گنجی به دادستانی انتظامی قضات و کمیسیون اصل نود مجلس ششم شکایت کردیم فقط در مرحلهی اول رسیدگی شد و برای قاضی پروندهی گنجی کیفر خواست صادر شد ولی در مراحل بعد، مسکوت گذراندند تا شامل مرور زمان شود. کمیسیون اصل نود نیز بعد بررسی و تحقیق بسیار اعلام کرد که در جریان پروندهی گنجی کارهای خلاف قانون صورت گرفته است. آقای شاهرودی!اگر در دادستانی انتظامی قضات به شکایت متعدد ما رسیدگی میشد و یا حداقل کیفر خواست صادره بیطرفانه رسیدگی میشد، اگر گزارش کمیسیون اصل نود ضمانت اجرایی داشت، اکنون چنین نامهای نوشته نمیشد. امیدوارم این مکتوب نیز به سرنوشت مکتوبات دیگر دچار نشود لذا خاضعانه از افکار عمومی تقاضا دارم که پاسخ به این نامه را از آقای شاهرودی طلب کنند. معصومه شفیعی همسر آقای گنجی ٣٠/٦/١٣٨٤ رونوشت به: رسانههای عمومی ![]() Thursday, September 22, 2005
معصومه شفيعي، همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: به رغم تلاش هاي پيگيرش از چهارم شهريورماه به اين طرف براي ملاقات با آقاي گنجي همچنان ناموفق باقي مانده و بي خبري طولاني از وضعيت آقاي گنجي باعث نگراني او و ديگر اعضاي خانواده اش شده است. معصومه شفيعي: من آخرين باري كه آقاي گنجي را ديدم، چهارم شهريور بود كه الان نزديك به يك ماه است ايشان را نديدم و هيچ خبر موثقي هم از ايشان ندارم. مسئولان قوه قضاييه هر كدام يك صحبتي مي كنند. يكي مي گويد در بند عمومي است، يكي ديگر مي گويد در قرنطينه بهداشتي درماني است. در هر صورت در هر جايي كه باشد، ايشان به عنوان يك زنداني و ما به عنوان خانواده يك زنداني حق ملاقات داريم. ولي متاسفانه ملاقات ما را قطع كردند. هر بار كه به زندان مراجعه مي كنيم، مي گويند بايد مجوز دادستاني باشد و اصلا هيچ اطلاعاتي در مورد آقاي گنجي به ما نمي دهند و اين كه در كدام بند نگهداري مي شود. چون اگر در بند عمومي باشد، بند عمومي هر بندي روزهاي خاصي ملاقات دارد و از تلفن زندانيان آن بند استفاده مي كنند، مرخصي مي روند و تمام كارهاي اين اشخاص زير نظر رئيس زندان است. اما در مورد پرونده آقاي گنجي اصلا اين مساله نيست. اينها اعلام مي كنند در بند عمومي است فقط به اين خاطر كه افكار عمومي را فريب دهند. چون آقاي گنجي اصلا در بند عمومي نيست، اگر در بند عمومي بود، حتما به ما ملاقات مي دادند، به وكيل اجازه مي دادند كه ايشان را ملاقات كند. همين بي خبري محض دلالت كافي دارد بر اين كه ايشان را بردند در زندان انفرادي نگهداري مي كنند و من بسيار نگران حال ايشان هستم با توجه به اين كه ايشان يك اعتصاب غذاي طولاني مدت را پشت سر گذاشته بود و 30 كيلوگرم وزن كم كرده بود. در هر صورت من طبق روال سابق روزهايي كه ملاقات داشتم به زندان مراجعه مي كردم، در اين هفته هم كردم، ولي متاسفانه به من گفتند باز هم بايد از دادستاني مجوز داشته باشيد. فردا پنجشنبه هم حتما خواهم رفت كه ببينم مي توانم ملاقات كنم يا نه، ولي اميد چنداني ندارم. من امروز به آقاي شاهرودي رياست قوه قضاييه جمهوري اسلامي نامه اي نوشتم و بردم تسليم دفتر كردم و ثبت كردم در دبيرخانه قوه قضاييه. در اين نامه اشاره كردم با اين كه من به جواب دادن به اين نامه هيچ اميدي ندارم، ولي واقعا از سر استيصال اين كار را مي كنم، چون هرچه فكر مي كنم مي بينم هيچ كاري از دستم برنمي آيد، همه كارها را كردم و فرزندانم من را تحت فشار قرار مي دهند كه چرا كاري نمي كنم. در واقع من همه كاري كردم و پاسخگوي خانواده هم هم بايد باشم. بچه ها خيلي نگران و مضطرب هستند. مادر پير و بيمار آقاي گنجي خيلي نگران و دل شكسته است و هميشه منتظر يك خبري است و دائم گريه مي كند و من واقعا نمي دانم به اينها چه بگويم. در هر صورت من اين نامه را به آقاي شاهرودي نوشتم و به ايشان گفتم به هر حال شما به عنوان رئيس قوه قضاييه مسئوليت داريد و طبق قانون موظفيد كه به من به عنوان يك شهروند و همسر يك زنداني كه حق و حقوقي دارد پاسخ بگوييد. اين كه آقاي گنجي در كجا نگهداري مي شود، در چه وضعيتي است. اگر آقاي گنجي هر جرمي هم كه كرده بايد مطابق قانون با او رفتار شود. الان وضعيتي است كه علاوه بر آقاي گنجي دارند خانواده آقاي گنجي را هم شكنجه مي كنند و اين بر خلاف همه قوانين و همه اصول انساني است. من از آقاي شاهرودي خواستم جواب من را بدهد و از افكار عمومي هم خواستم پاسخ به نامه من را از آقاي شاهرودي طلب كنند. گویا نیوز ![]() Wednesday, September 21, 2005
اکبر گنجي از ۱٢ شهريور ماه که به زندان انتقال يافته است ملاقات ممنوع است . گزارشگران بدون مرز نگراني و انزجار خود را از رفتار مقامات مسئول ايراني نسبت به اين روزنامه نگار و عدم اجرای تعهدات خود مبني بر آزادی وی اعلام مي دارد. به نظر مي رسد اکبر گنجي در سلول های انفرادی "بند ويژه" زندان اوين يعني در تنهايي مطلق بسر مي برد. در اين بخش از زندان تنها ماموران قضايي- امنيتي حق رفت و آمد دارند. در قرنطينه قرار دادن زنداني به حبس محکوم شده زيرپا نهادن صريح قوانين ايران در رابطه با حق ملاقات با وکلا و خانواده است. هدف مقامات قضايي ايران از اين اقدام شکستن پايداری اکبر گنجي است. گزارشگران بدون مرز اعلام مي کند که مقامات قضايي ايران به قول هايي که به اين روزنامه نگار و خانواده ی وی داده بودند مبني بر ادامه مرخصي پزشکي اکبر گنجي در نزد خانواده اش، عمل نکردند و بار ديگر تعهدات خود را زير پا نهاده اند. گزارشگران بدون مرز از مذاکراتي که به طور منطقي بايد به آزادی اکبر گنجي منجر مي شد حمايت کرده بود. ٢٥ روز بي خبری از اين روزنامه نگار به شدت نگران کننده است و امروز با سکوت دستگاه قضايي ايران ما مصمم به ادامه تلاش و بسيج همگان برای آزادی اکبر گنجي هستيم. خانم معصومه شفيعي همسر اکبر گنجي اعلام کرده است که از تاريخ ٤ شهريورماه نتوانسته است همسرش را ملاقات کند و از اين سکوت بسيار نگران است. در اول شهريور ماه اکبر گنجي به اعتصاب غذای ٧٢ روزه خود پايان داد، اين روزنامه نگار در اين مدت بيش از ٢٥ کيلو وزن کم کرده بود. با اين حال مقامات قضايي ايران پس از دو هفته در تاريخ ۱٢ شهريور ماه وی را به زندان منتقل کردند. گویا نیوز ![]() Sunday, September 18, 2005
امروز:در پي انتشار شايعات ناگواري درباره وضعيت جسماني اكبر گنجي خبرنگار سايت امروز در تماسی تلفني با عيسي سحرخيز جویای صحت وسقم این شایعات شد. عيسي سحرخيز با بيان اين مطلب كه در حال حاضر نمي توانيم درباره زنده بودن اكبر گنجي اظهارنظری كنيم تصریح كرد: از يك هفته پيش از مرخصي گنجی از بيمارستان ميلاد و انتقال مجدد وی به اوين مسئولان دادستاني اجازه هيچ گونه ملاقاتي را به خانواده گنجی ندادهاند و در نتيجه نميتوانيم درباره وضعيت کنونی وي ابراز نظر كنيم. عضو تيم سه نفره دوستان گنجي در ادامه با اشاره به سخنان متناقض مسئولان قضايي درباره محل نگهداري اكبر گنجي افزود: برخي از مسئولان قضايي اعلام ميكنند كه گنجي به بند عمومي منتقل شده است و برخي ديگر مي گويند وي در قرنطينه بهداشتي اوين بستري است. اين تناقضات نشان ميدهد كه به احتمال زياد گنجي دوباره دست به اعتصاب غذا زده است. وي درپایان گفت: همسر گنجي با مراجعه چندين باره به زندان خواهان ملاقات با گنجي مانند بقیه محکومان شده است، كه متاسفانه مسولان زندان اجازه ملاقات با گنجی را برخلاف رویه معمول زندان منوط به اجازه دادستان تهران کرده اند وبا توجه به برخوردهای دادستانی وهمچنین دراعترض به این اقدام غیر قانونی خانم شفیعی اعلام کرده است که برای درخواست دیدار با گنجی به دادستانی مراجعه نمی کند. شایان ذکر است آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امورحقوق بشر و آزادی بيان و عقيده نیزطی بيانيه ای از حکومت ايران خواست "به خاطر انسانيت" به اکبرگنجی، روزنامه نگار زندانی "عفو نامشروط" اعطا کند و او را بيدرنگ آزاد سازد. گویا نیوز ![]() Friday, September 16, 2005
اكبر گنجی را آزاد كنيد! عفو بینالملل روز ١٣ سپتامبر با صدور اعلامیهای نگرانی خود را از وضعیت سلامت گنجی و ممنوعالملاقات بودن این زندانی عقیدتی ابراز کرد. عفو بينالملل در اعلامیهی خود با اشاره به انتقال مجدد آقای گنجی به زندان در روز ٣ سپتامبر، نوشته است که وی پس از دو ماه اعتصاب غذا در شرایط جسمانی نامناسبی بسر می برد و خانواده اين روزنامهنگار نگران هستند که وی ممکن است در زندان انفرادی محبوس باشد.در این اعلامیه به نقل از خانم معصومه شفیعی، همسر گنجی گفته می شود که "من اطمینان دارم که او در زندان انفرادی است" و نگرانیهای وی درباره نامناسب بودن زندان انفرادی برای وضعیت جسمانی و سلامت اکبر گنجی تصریح شده است. همچنین دراین اعلامیه از نامه معصومه شفیعی به کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل یاد شده است.عفو بينالملل با اشاره به شرکت گنجی در کنفرانس برلین، از نوشته های او و اتهامات او به مقامات عالیرتبه نظام و از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی و نقش او در افشاء تاريكحانههای قدرت در ايران یاد كرده و از همگان خواسته است با نوشتن نامه به رهبر، رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی، از آنان بخواهند که اجازه ملاقات با خانواده و وکیل به اکبر گنجی داده شود و همه امکانات درمانی مورد نیاز در اختیار وی قرا گيرد. همچنین در این اعلامیه آمده است که از مقامات بخواهید که به زندان انفرادی پایان دهند، چنانچه «گروه کاری سازمان ملل درباره حبس خودسرانه» در دیدار فوریه ٢٠٠٣ خویش از ایران اظهار داشت که "اینگونه «زندان در زندان» در نهاد خود مستبدانه بوده و بایستی که پایان یابد." و از همگان خواسته شده که خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط گنجی شوند. ایران امروز ![]() Wednesday, September 14, 2005
قرنطينه بهداشتی-درمانی نام جديدی برای سلول انفرادی است در پی گزارش مدير كل زندانهای استان تهران درباره وضعیت جسمانی اکبر گنجی و اعلام این خبر که وی در قرنطینه بهداشتی زندان اوین به سر میبرد. معصومه شفیعی، همسر گنجی با ارسال نمابری به سایت امروز به ادعاهای مدير كل امور زندانهای استان تهران پاسخ گفت.متن کامل این نمابر در ادامه می آید:نظر به سخنان آقای سهراب سليمانی، مدير كل زندانهای استان تهران، در مورد وضعيت فعلی آقای اكبر گنجی كه توسط خبرگزاری ايلنا مخابره شده جوابيه زير تقديم میگردد: آقای سليمانی گفتهاند كه: گنجی در حال حاضر در قرنطيه بهداشتی – درمانی زندان اوين نگهداری میشود و به دليل اينكه قوای جسمانیاش تحليل رفته بود تحت مراقبتهای بهداشتی – درمانی زندان اوين قرار دارد و در واقع يك حالت نقاهت را سپری میكند".آقای گنجی در تاريخ ١٢/٦/٨٤ پس از ترخيص از بيمارستان ميلاد در حالی به زندان اوين منتقل شد كه بنابر اطلاعيه تيم پزشكی معالج وی، "با حال عمومی خوب" از بيمارستان مرخص شد. پس از طی ده روز گذشته چه "اتفاق خاصی" در زندان برای گنجی رخ داده كه در "قرنطينه بهداشتی _ درمانی" نگهداری میشود. اگر نياز به مراقبت های بهداشتی – درمانی بود پزشكان بيمارستان ميلاد وی را ترخيص نمیكردند. معنی قرنطينه چيست؟ معنی قرنطينه، جداسازی يك فرد به دلايل خاص پزشكی از ديگران است. ولی در مورد گنجی اين دلايل، صرفا سياسی است و بهتر است به آن قرنطينه خبری دو طرفه يا بیخبری سياسی نام نهاد. قرنطينه بهداشتی- درمانی نام جديدی برای سلول انفرادی است همان جايی كه قبلا به آن "سوئيت" نيز گفته میشد. آقای خانميرزاده، مسئول زندان اوين اعلام كرده بود كه آقای گنجی دربند عمومی نگهداری میشود حالا چه اتفاقی افتاده كه گنجی ناگهان از قرنطينه بهداشتی – درمانی سر در می آورد، سخنان آقای سليمانی نقض صريح سخنان مسئول زندان اوين است. اگر گنجی به دوران نقاهت نياز دارد آيا محيط زندان مكان مناسبی برای سپی كردن اين دوره است؟ آيا در قرنطينه بهداشتي_ درمانی تماس تلفنی نيز از نظر بهداشتی ممنوع است؟ آقای سليمانی گفتهاندكه: "ملاقات بايد به تشخيص دادسرا و ابلاغ آن به زندان اوين انجام شود".اگر طبق گفته مسئول زندان اوين، آقای گنجی در بند عمومی است، اولا بند عمومی، نام و شماره دارد، ثانياً، طبق قانون زندانیای كه دوران محكوميت خود را می گذراند تمام امور وی از جمله ملاقات و مرخصی تحت نظر و اختيار مسئول زندان است مگر اينكه اتفاق خاصی رخ داده باشد كه رئيس زندان از خود سلب مسئوليت كند.در خاتمه مجددا عنوان میكنم كه انتقال آقای گنجی از بيمارستان به زندان خلاف مذاكرات و توافقات صورت گرفته برخی مسئولين قضايی با آقای گنجی است، وقتی قدرت حرف اول و آخر را میزند ديگر، مناسبات شرعی و اخلاقی اعتباری ندارد. با تقديم احترام معصومه شفيعی ٢٢/شهریور/٨٤ ایران امروز ![]() Tuesday, September 13, 2005
* مديركل زندانهاي استان تهران: حال عمومي گنجي مساعد است در حالي كه همسر اكبر گنجي با ارسال نمابري از وضعيت همسرش ابراز نگراني كرده است، مدير كل زندانهاي استان تهران، حال عمومي گنجي را مساعد خواند. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، معصومه شفيعي، همسر اكبر گنجي با ارسال نمابري از اين كه گفته شده است كه گنجي در قرنطينه بهداشتي - درماني زندان اوين نگهداري ميشود، ابراز نگراني كرده و نگهداري همسرش در قرنطينه را صرفا به دلايل سياسي خوانده است. وي با اشاره به اعلام نظر بيمارستان ميلاد هنگام مرخصشدن وي از اين بيمارستان مبني بر اين كه حال عمومي گنجي خوب است، احتمال داد كه انتقال وي به قرنطينه به دليل اتفاقي خاص باشد. در همين زمينه مديركل زندانهاي استان تهران به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: اكبر گنجي پس از ترخيص از بيمارستان به قرنطينه بهداشتي درماني منتقل شد و در حال حاضر در اين مكان نگهداري ميشود. سهراب سليماني در رابطه با وضعيت قرنطينه بهداشتي درماني اظهار داشت: اين قرنطينه به صورت عمومي است و زندانياني كه از بيمارستان مرخص ميشوند، تحت مراقبت قرار ميگيرند تا وضعيت جسمي كاملي را پيدا كنند و بعد از آن به زندان منتقل شود. وي با بيان اينكه اين قرنطينه در داخل زندان قرار دارد و جداي از آن نيست، افزود: اين قرنطينه هيچ ربط و نسبتي با وضعيت سياسي ندارد و اكبر گنجي صرفا به دليل وضعيت حقوقياش در آن بهسر ميبرد. مدير كل زندانهاي استان تهران، وضعيت عمومي گنجي را مساعد و مناسب عنوان كرد و گفت: وي در حال حاضر هيچ مشكلي ندارد و طبق نظر پزشكان قرنطينه در صورت كسب بهبودي به بند قبلي خود منتقل ميشود. وي دربارهي اجازهي ملاقات خانواده و وكلاي گنجي با او خاطرنشان كرد: خانواده و وكلا كه قصد ملاقات با او را دارند، بايد با كسب اجازه از دادسرا اقدام به ملاقات كنند. gooya news ![]() Tuesday, September 06, 2005
همسر اكبر گنجي گفت: من در جريان مرخصي همسرم از بيمارستان و انتقالش به زندان نبودم كه پس از اطلاع از اين موضوع از طريق اخبار منتشره، براي ملاقات به اوين رفتم كه موفق به انجام ملاقات نشدم. معصومه شفيعي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: امروز براي ملاقات با همسرم به اوين رفتم ولي موفق به انجام ديدار نشدم و گفته شد كه بايد براي ملاقات اجازهي دادستاني وجود داشته باشد. عباس خاميزاده، رييس زندان اوين دراين باره به خبرنگار ايسنا گفت: اكبر گنجي پس از مرخصي از بيمارستان هم اكنون در بند عمومي اوين براي طي دوران محكوميت خود است. وي دربارهي ملاقاتهاي گنجي يادآور شد: براي انجام ملاقات بايد اجازهي دادستاني وجود داشته باشد. gooya news ![]() Sunday, September 04, 2005
بنا به گفتهي معوان دادستان تهران، اكبر گنجي پس از مرخصي از بيمارستان ميلاد به زندان اوين منتقل شد. محمود سالاركيا، معاون امور زندانهاي دادستان تهران به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اكبر گنجي براي تحمل دوران محكوميت خود پس از مرخصي به زندان اوين منتقل شد. gooya news ------------------- روابط عمومي بيمارستان ميلاد از مرخص شدن گنجي از اين بيمارستان خبر داد روابط عمومي بيمارستان ميلاد روز يكشنبه در اطلاعيهاي اعلام كرد كه "اكبر گنجي" از اين بيمارستان مرخص شده است. "اكبر گنجي" روزنامهنگاري كه دوران محكوميت خود را در زندان اوين سپري ميكند، از تاريخ ۸۴/۰۴/۲۶ودر پس موافقت مسوولان زندان و دادستاني تهران براي انجام امور درماني به بيمارستان ميلاد منتقل شد. در اطلاعيه روز يكشنبه روابط عمومي بيمارستان ميلاد كه نسخهاي از آن به ايرنا نمابر شد، آمدهاست: بيمار اكبر گنجي كه جهت مداوا و انجام معاينات و آزمايشات تكميلي در بيمارستان تخصصي و فوق تخصصي ميلاد تحت نظر تيمي از متخصصان حاذق در رشتههاي داخلي، جراحي، ارتوپدي، روماتولوژي، فيزيوتراپي و تغذيه بستري شده بود، روز شنبه (ديروز) پس از مداوا و انجام بررسيهاي تكميلي با حال عمومي خوب، از بيمارستان مرخص شد. روابط عمومي بيمارستان ميلاد، در اين اطلاعيه، مشخص نكرد كه گنجي پس از مرخصي از بيمارستان، به چه مكاني منتقل شده است. gooya news ![]() Thursday, September 01, 2005
همسر اكبر گنجي ضمن ابراز نگراني از وضعيت جسماني همسرش از ممنوع الملاقات شدن مجدد گنجي خبر داد. معصومه شفيعي با ارسال نمابري به "ايلنا"، آورده است: جمعه چهارم شهريور ماه سال جاري آخرين باري بود كه به همراه فرزندانم، گنجي را ملاقات كرديم و از آن روز تاكنون با اينكه هر روز جهت ملاقات با همسرم به بيمارستان ميلاد مراجعه ميكنيم، ولي متأسفانه به ما ميگويند كه امكان ملاقات وجود ندارد.وي در ادامه اين نمابر آورده است: عليرغم قول برخي مسوولان جهت آزادي اكبر گنجي كه به دنبال مذاكرات و توافقات انجام شده با وي صورت گرفته بود، نه تنها وي آزاد نشده، بلكه ممنوعيت ملاقات با خانواده و بيخبري از وضعيت جسماني و سلامتي وي نيز بدان افزوده شده است شفيعي با ابراز نگراني نسبت به شرايط موجود اين وضعيت را بسيار نگرانكننده اعلام كرد و آن را نمونه بارز تضييع حقوق قانوني يك زنداني بيمار و خانواده وي دانسته است. gooya news ![]() Saturday, August 27, 2005
همسر اكبر گنجي گفت: پزشكان معالج گنجي در نامهاي به رئيس بيمارستان ميلاد، اجازه ترخيص گنجي را صادر كردهاند و اكنون بيمارستان منتظر نظر مسوولان قضايي است. معصومه شفيعي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به ملاقات شب گذشته خود با گنجي، گفت: حال عمومي همسرم مطلوب است اما به خاطر 70 روز اعتصاب غذا، از نظر جسمي تحليل رفته است. وي با بيان اينكه مسوولان قضايي در توافقي كه با گنجي داشتهاند، قول حل مساله گنجي را داده بودند، تصريح كرد: طبق اين مذاكرات قرار بود كه گنجي آزاد شود اما تاكنون اين امر محقق نشده است. همسر اكبر گنجي افزود: اگر مسوولان قضايي به قول خود عمل نكنند، ممكن است گنجي عكسالعمل نشان دهد و اميدواريم هرچه سريعتر مساله همسرم با تدابير مسوولان قضايي حل شود. gooya news ![]() Monday, August 22, 2005
همسر اكبر گنجي، روزنامهنگار ايراني تاييد كرد وي به اعتصاب غذاي خود پايان داده و وضعيت جسماني وي نسبتا خوب است. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، معصومه شفيعي با انتشار بيانيهاي كوتاه اعلام كرد: «من وي را شب گذشته ديدم. او به اعتصاب غذاي خود پايان داده است. وي در سلامت نسبي به سر ميبرد.» همسر گنجي پيش از اين از تمام دوستان و طرفداران وي خواسته بود با فشار به وي خواهان پايان اعتصاب غذاي او شوند. گنجي 46 ساله به علت اقدام عليه امنيت ملي در سال 2001 به شش سال زندان محكوم شد و از 11 ژوئن (21 خرداد) اعتصاب غذا كرده بود gooya news ------------- همسر اکبر گنجی می گوید مسئولان به گنجی اطمینان دادند که در چندروز آینده مساله اش حل می شود معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی تایید کرد که آقای گنجی به اعتصاب غذای خود پایان داده است. خانم شفیعی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: وضعیت گنجی نسبت به آخرین بار تقریبا بهتر بود. همسر آقای گنجی می گوید گنجی مدت سه هفته در آی سی یو بود و در این مدت برخی مسئولان با او گفتگوهایی کردند و توافق هایی بین او و آنها صورت گرفته درنهایت آقای گنجی قبول کرد که از رژیم غذایی که پزشکان تجویز می کنند استفاده کند. وی به نقل از گنجی می گوید برخی مسئولان قول دادند که تا چند روز آینده مساله را حل کنند. سرانجام پس از 70 روز از آغاز اعتصاب غذای اکبر گنجی معصومه شفیعی همسر او تایید کرد که آقای گنجی به اعتصاب غذای خود پایان داده است. در ادامه اعتراض ها و واکنش ها به حبس اکبر گنجی کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد روز جمعه در نامه ای به محمود احمدی نژاد رسما خواستار آزادی آقای گنجی شده بود. معصومه شفیعی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: معصومه شفیعی: ما دیشب بعد از 20 روز که آقای گنجی را ندیده بودیم، در محل بیمارستان ملاقاتی داشتیم به اتفاق خانواده. وضعیت ایشان را که دیدیم نسبت به آخرین باری که دیدیم تقریبا بهتر بود و ایشان گفتند که مدت سه هفته در آی سی یو بودند و در این مدت برخی مسئولان با آقای گنجی گفتگوهایی کردند و توافق هایی بین او و آنها صورت گرفته درنهایت آقای گنجی قبول کردند که از رژیم غذایی که پزشکان تجویز می کنند استفاده کنند. و این مساله برمی گردد به چهارشنبه. از آقای گنجی پرسیدم چه مصرف می کند چه غذایی می خورد، خودش گفت با توجه به شرایط جسمی که دارم غذاهای عادی نمی توانم بخورم و پرشکان هم دارند به من سروم می زنند هم یک چیزهایی مثل آب کمپوت و سوپ تا اینکه بدنم عادت کند غذاهای معمولی را مصرف کنم. در هرصورت ایشان هم اکنون تحت درمان پزشکان اند و آنچه که می گفتند برخی مسئولان که با ایشان مذاکراتی داشتند، قولهایی به ایشان دادند که ایشان اطمینانش جلب شده که تا چند روز آینده انشاالله مساله اش حل می شود. فریبا مودت (رادیو فردا): منظورتان از قول اینست که احتمالا قوه قضائیه قول مساعد داده که ایشان بزودی آزاد بشوند؟ معصومه شفیعی: به هرحال خواسته آقای گنجی آزادی بوده و این طرف صحبت آقای گنجی هم در این مورد با ایشان صحبتهایی کرده و به آقای گنجی اطمینان دادند که در چندروز آینده مساله اش حل می شود. حالا له چه طریقی، امشب فردا باید منتظر باشیم این چندروز سپری بشود تا ببینیم در نهایت چی می شود. Radio Farda ![]() Sunday, August 21, 2005
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند در پی شایعات مختلفی که در رابطه با بحث سلامتی اکبر گنجی و ممانعت مقامات قضایی از دیدار خانواده آقای گنجی با ایشان و نیز اخباری که از سوی این مقامات درباره وی منتشر گردیده ، ارائه برخی اطلاعات موثق از آخرین وضعیت ایشان ضروری می نماید که ذیلا مورد اشاره قرار می گیرد: آقای گنجی 70 امین روز اعتصاب غذای خود را در حالی پشت سر می گذارد که از 15 رور پیش تا کنون در بخش مراقبت های ويژه(ICU) بیمارستان میلاد بستریست. در تاریخ 19 مرداد به مدت دو روز حاضر به دریافت سرم شده است اما مجددا سرم خود را قطع نموده است.از سه روز پیش دوباره حالشان وخیم شده است و پس از آزمایشات متعدد که نشان دهنده آسیب جدی به مغز استخوان و افت شدید هموگلبین(6.5) بود، 1 واحد خون به آقای گنجی تزریق شد. به دلیل کاهش شدید پروتئین در بدن اکبر گنجی، دست ها و پاهای ایشان متورم شده است و به اصطلاح دچار(Hypoprpteinemia) گردیده.نکته نگران کننده در رابطه با وضعیت آقای گنجی اینکه ایشان دچار عفونت خون(bactremia) شده و هم اکنون درحال گرفتن آنتی بیوتیک می باشد.با وجود این عفونت تعداد گلبول های سفید ایشان کمتر از 2000 عدد می باشد که نشان دهنده عدم کارکرد مغز استخوان به عنوان ارگان تولید سلول های خونی است.ضمنا عروق دست چپ آقای گنجی که دچار لخته(trombus) شده بود رو به بهبودی رفته و دستشان گرم تر شده است.خون ریزی گوارشی ایشان متوقف گردیده است.به دلیل عفونت خونی آقای گنجی از دیروز(26/5/84( حاضر به دریافت سرم شده اند.آقای گنجی در حال حاضر در حالت هشیاری به سر می برد. علائم حیاتی اکبر گنجی: تنفس:20 بار در دقیقه نتایج برخی آزمایش ها: درجه حرارت:5/36 WBC:2000 فشار خون:90/60 Hb:8.5 نبض:65 بار در دقیقه plt:100000 دکتر حسام فیروزی drfirozi@yahoo.com پنج شنبه 27/5/84 _____________________ پروندهي اكبر گنجي در شعبهي 1083 دادگاه عمومي مفتوح است، پرونده گنجي در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران بايگاني شد، داوری در باره تناقض این دو خبر و به فاصله یک روز بر عهده خواننده عزیز است. کوفي عنان خواستار آزادي اکبر گنجي شد عيسى سحرخيز: ”حتا با مقام رهبری هم (درباره گنجى) گفتگو کردهاند ولی تمام آن گفتگوهاى پشتپرده بینتیجه بوده است“ اکبر گنجی؛ هفتادمين روز اعتصاب غذا در "قرنطينه خبری" همسر اكبر گنجي: گنجي با پزشكان همكاري ميكند، از خواننده محترم صفحه اکبر گنجی به علت وقفه چند روزه در به روز کردن وبلاگ معذرت میخواهم .این صفحه همچنان به روز خواهد شد. نی لبک ![]() Sunday, August 14, 2005
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه افاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد1 گنجي بجهت بستري بودن در بيمارستان شايد بتواند مدت زيادي زنده بماند چون به محض کاهش هر کدام از مواد حياتي اعم از سديم . بتاسيم و ويتامينهاي مختلف و يا همچنين کاهش سلولهاي خوني ميتوانند از طريق سرم اين کمبودها را جبران نمايند ولي اين ميتواند بيش نويس سناريوئي باشد تا شخصيت والاي گنجي را به تمسخر گرفته و اين حرکت بزرگ او را لوث جلوه دهند به عنوان مثال پس از 80 يا 100 روز هماناني که علي رغم اعلان بزشکان بيمارستان ميلاد و مهمچنين مقايسه عکسهاي قبل از اعتصاب . روز 37 و روز 47 ام اعتصاب ( که به وضوح تحليل جسم او را مشخص مينمايد) اصرار بر اين دارند که گنجي غذا ميخورد و در اعتصاب غذا نيست با يک مصاحبه مطبوعاتي نمايشي و حاكم كردن فضاي اطلاع رساني دروغين اعلام نمايند چطور کسي که ادعا ميکند اين همه مدت در اعتصاب غذا بوده هنوز زنده است . اکنون همه از گنجی می گویند و وضعیت خطیر سلامتی او.حتی مقامات قضایی که تا چندی پیش مدعی بودند گنجی اصولا در اعتصاب غذا به سر نمی برد اکنون اذعان دارند که او در اعتصاب غذا به سر میبرده است! اما اکنون گاهی وقت ها غذا می خورد.اما این ادعاهای مقامات قضایی نیز مانند ادعای اولیه شان واجد هیچ حقیقتی نیست و اکبر گنجی مطابق اضهارات صریح مدیران و پزشکان بیمارستان میلاد همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و وضعیت سلامتیش همچنان تحلیل می رود. برای داشتن اطلاعات دقیق تر از وضعیت سلامتی گنجی ابتدا باید اشاره ای به نیازمندی های عمومی بدن انسان برای حفظ سلامتیش اشاره ای داشته باشیم. نیازمندی های عمومی بدن: بدن انسان برای تامین انرزی حیاتی خود نیاز به 5 گروه مواد دارد 1- کربوهیدراتها (قندها) 2- چربیها 3- بروتئینها 4- مواد معدنی 5- ویتامینها تقریبا تمامی این مواد از راه تغذیه وارد بدن ما میشوند وگاهی اینها به یکدیگر نیز تبدیل میشوند . بدن قادر است در حالت نرمال اضافه این مواد را ذخیره نماید تا در مواقع کمبود بتواند از انها استفاده نماید . مازاد کربوهیدراتهایی را که مصرف میکنیم در وحله اول در کبد تبدیل به ماده ای بنام گلیکوزن میشود که عمده ان در کبد و ماهیچه ها ذخیره میگردد . در صورتی که ذخیره این ماده بیش از حد شود به چربی تبدیل میشود و در نقاط مختلف بدن ذخیره میگردد. بعضی مواد معدنی همچون اهن . کلسیم و.....و همچنین ویتامینهایی مانند گروه آ . ب . ث و د . تا حدی قدرت ذخیره شدن دارند. بدن در هنگام مواجهه با گرسنگی ( STARVATION) جهت سوخت و ساز شروع به سوزاندن گلیکوزن کبدی میکند . آنرا تبدیل به قند کرده ومورد استفاده قرار میدهد . بس از بایان ذخائر گلیکوزن شروع به سوخت چربی میکند . بس از اتمام بافت چربی . بروتئین را تبدیل به قند کرده و مورد استفاده قرار میدهد . در این زمان است که ماهیچه ها ( به عنوان تنها منبع بروتئینی ) تحلیل میروند . تقریبا بدن وقتی به این مرحله میرسد با کمبود مواد معدنی همچون اهن . کلسیم . سدیم . بتاسیم .و......... مواجه میگردد که این کمبودها باعث ایجاد عوارضی در شخص گرسنه مینماید . پوست ( مهمترین سد حفاظتی بدن ) خشک و شکننده میشود، تولید گلبولهای خونی متوقف میگردد . ارگانهای مختلف بدن رو به تحلیل میروند . بیشترین علت مرگ در این دوره عدم تناسب مواد یونی بدن است خصوصا سدیم و بتاسیم . کاهش این دو یون اصلی میتواند ارگانهایی همچون کلیه . کبد و قلب را از کار انداخته و موجب بایان فعالیتهای حیاتی شخص گردد . در همین زمان سیستم دفاعی بدن تضعیف شده به حدی که بدن توان مقابله با بیماری را ندارد و در اثر عفونتی هر چند کوچک از بای در اید . زمان رسیدن به این مرحله در اشخاص مختلف متفاوت است و به عوامل متعددی بستگی دارد . وضعیت سلامتی گنجی: گنجی این اسطوره صبر و مقاومت 65 روز است در اعتصاب غذا بسر میرد و تا امروز بالغ بر 30 کیلوگرم کاهش وزن داشته است. حدود 10 روز بیش به علت وجود لخته خون در دست چپ و همچنین بایین آمدن میزان گلبول سفید خون ( سیستم حفاظتی بدن ) به آی سی یو ( بخش مراقبتهای ویژه ) منتقل شد. از همان روز بجهت جلوگیری از ایجاد لخته مجدد تزريق داروی هپارین به او شروع شد. دو روز پیش پزشکان متوجه خونریزی در ناحیه دستگاه گوارش وی در اثر عوارض جانبي هپارين گردیدند و تزريق هپارین به اکبر گنجی را قطع کردند . علائم حیاتی وی چنین است: هموگلوبین . 9.2(نرمال15 ) گلبول سفید 2000 (نرمال 8000) سدیم 130 (نرمال135) پتاسیم 3 (نرمال4) فشار خون 60/96 (نرمال80/120 ) نبض 60 (نرمال80 ) تنفس 18 بار در دقیقه (نرمال 14 بار)، درجه حرارت 37 (نرمال37) اکبر گنجی از چهارشنبه 19 مرداد سرم دریافت کرده است. ایشان شاید بتواند بجهت بستری بودن در بیمارستان مدت زیادی زنده بماند چون به محض کاهش هر کدام از مواد حیاتی اعم از سدیم . بتاسیم و ویتامینهای مختلف و یا همچنین کاهش سلولهای خونی میتوانند از طریق سرم این کمبودها را جبران نمایند .ولی این میتواند پیش نویس سناریوئی باشد که در آن شخصیت والای گنجی به تمسخر گرفته شود و حرکت بزرگ او را که با به خطر انداختن سلامت و جانش در پی احقاق حقوق مدنی خویش و اعتراض به روند نامطلوب کنونیست لوث نمایند. به عنوان مثال پس از 80 یا 100 روز همان افرادی که علی رغم اعلان بزشکان بیمارستان میلاد و همچنین مقایسه عکسهای قبل از اعتصاب غذا با روز 37 و روز 47 ام اعتصاب ( که به وضوح تحلیل جسم او را مشخص مینماید ) اصرار بر این دارند که گنجی غذا میخورد و در اعتصاب غذا نیست با یک مصاحبه مطبوعاتی نمایشی اعلام نمایند چطور کسی که ادعا میکند این همه مدت در اعتصاب غذا بوده هنوز زنده است. اینک وظیفه ما ست تا بر خلاف خواست بدخواهان گنجی عزیز این پیام را به او برسانیم که حرکت به سمت تمامی خواسته های والایی که او در نظراتش بدانها اشاره کرده است بیش از هر چیز نیازمند سلامت او و حضور پویا و شادابش است و نباید اجازه دهیم جامعه ایران از یکی از بزرگترین سرمایه های ملی اش که گرفتار دام کین خواهان شده است، محروم گردد. جماعتی که نظر را حرام میدانند نظر حرام بکردند و خون خلق حلال دکتر حسام فیروزی 22/5/1384 drfirozi@yahoo.com 1-متن زیر گزارش آقای دکتر حسام فیروزی از وضعیت گنجی است.آقای دکتر فیروزی همان پزشک محترمی هستند که جامعه پزشکی ایران را به همکاری برای نجات جان گنجی فراخوان داده اند.این متن در پی سوال اینجانب و برخی دوستان علاقه مند از آقای دکتر فیروزی در باره گنجی عزیزاست.احساس مسئولیت و منش پاسخگویانه آقای دکتر فیروزی را ارج می نهیم. نی لبک ![]() Saturday, August 13, 2005
جمعه شب (٢١ مردادماه) چمن خانهء فرهنگهای جهان در برلین به یاد اکبر گنجی گل باران شد. بیش از ١٠٠ شاخه گل سرخ را به شکل عمودی بر چمن سبز نشانده بودند. حدود ٢٠٠ نفر از ایرانیان شهر ، در محلی که ٥ سال پیش اکبر گنجی در برلین سخنرانی کرده بود گرد هم آمدند و با سرودها و ترانههایی که رنگ درد داشت و عزم دگرگونی، از اکبر گنجی یاد کردند.چمن شمع آجین بود و عکسهایی درشت از اکبر گنجی به چشم می خورد. عکسی هم از ناصر زرافشان میان سبزهها کاشته بودند و شعارهایی در دفاع از آزادی و حقوق بشر درشت بر کاغذ نقش بسته بود. یک پرترهء اکبر گنجی که ویران شده کار اکرم ابویی بر سه پایهای کنار تریبون قرار گرفته بود.در این برنامه حمید عمرانی یکی از برنامه گزاران سخنرانی کرد ، پیرامون اکبر گنجی ، نسرین بصیری آخرین خبرها را پیرامون وضعیت تندرستی این روزنامه نگار به آگاهی جمع رساند و از گرد هم آیی روز پنجشنبه در برابر بیمارستان میلاد گفت و مذاکراتی که نمایندگان جمع با پزشگان معالج گنجی انجام دادهاند. قرار بود کاظم کردوانی که همراه گنجی در کنفرانس برلین سخنرانی کرد و اینجا ماندنی شد سخنرانی کند. کردوانی در گرد هم آیی شرکت داشت اما بنا بر ملاحظاتی صلاح ندانست سخنرانی کنند. فرهاد پایار یکی از هنرمندانی که در برابر ساختمان حزب سبز اعتصاب غذا کردهاند پیرامون این کوشش سخن گفت و واکنش سیاستمداران حزب و واکنش مردم. پایار از کسبهء محل هم گفت که بسیار دوستانه رفتار کردهاند و بی آنکه از ایشان بخواهند آب و آبجوش برای چای در اختیارشان می گذارند . در پایان یکی از گردانندگان میهن روستا از جانب جمع از اعتصابیون خواست تا اعتصاب غذای خو را بشکنند و جمع با کف زدن این پیشنهاد را تصویب کرد. سپسهالهء آگنج سرودهای خواند از سیمین بهبهانی که روی سخنش با اکبر گنجی است. پس از یک استراحت کوتاه که موزیک پخش می شد جلال سر فراز چند شعر خواند، کانون پناهندگان سیاسی نقطه نظرات خود را پیرامون گنجی مطرح کرد و به مسالهء کردستان پرداخت.بار دیگرهالهء آگنج متنی را خواند از نسیم خاکسار پیرامون اکبر گنجی. برنامه را با یار دبستانی به پایان بردند.شهر برلین با رویدادهای سیاسی ایران گره خورده. ژوئن ١٩٦٧ در این شهر فعالان کنفدراسیون دانشجویی بر ضد شاه تظاهرات کردند و چماقداران حکومت ایران به ایشان حمله بردند. چند روز بعد در تظاهرات ضد شاه یک دانشجوی آلمانی بنام بنو اونه زورگ تیر خورد و جان باخت. سپتامبر ١٩٩٢ سه تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران شرفکندی عبدلی و اردلان و یکی از یاران شان دهکردی در رستوران میکونوس ترور شدند و اولین دادگاه اروپایی که حکومت ایران را به سبب ترورها محکوم کرد نیز در شهر برلین تشکیل شد. همسر و فرزندان فرج سرکوهی به برلین پناه برده بودند و تلاشهایی که برای رهایی این روزنامه نگار شکل گرفت و بازتاب جهانی داشت از برلین آغاز شد. در سال ٢٠٠٠ تشکیل کنفرانس برلین صرفنظر از خوب و بد و داوریها، سرنوشت بخشی از جنبش نوپای ایران را رقم زدبرلین تنها مهد سیاست مداران و سیاست گزاران ایرانی نیست. شهری است پر جنب و جوش ؛ سه رسانهء تصویری فارسی زبان دارد که بطور منظم برنامه پخش می کنند ، یک رادیو و چندین رسانهء تصویری که بطور نامرتب حضور دارند. شمار هنرمندان ایرانی شهر هم چشمگیر است؛ افرادی که در رشتههای مختلف هنری تلاش می کنند و برخی شان شهرت جهانی دارند. آنچه در برلین نو است تلاشهای چشمگیر دستهء آخر است، برای نجات جان اکبر گنجی. تلاشها ی مردمی برای نجات جان گنجی ، اعتصاب غذایی که از دوشنبهء پیش در برابر دفتر حزب سبز آلمان برگزار می شود را چهار هنرمند فیلمساز و اهل تئاتر سازمان دادهاند که عضو هیچ گروه سیاسی نیستند. مبتکر گرد هم آیی روز جمعه هم بیشتر اهل قلم ، روزنامه نگار ، یا کسانی بودند که در سازمان سیاسی خاصی عضویت ندارند.البته سازمانهای سیاسی و فرهنگی برلین هر کدام به شکلی از این حرکت اعتراضی پشتیبانی کرده بودند. از میان سازمانها (به ترتیب الفباء) می توان از اتحاد جمهوریخواهان نام برد ، از انجمن قلم ایران در تبعید ، فداییان خلق اکثریت ، کانون پناهندگان سیاسی ، و مجامع اسلامی ایرانیان برلین. از میان نهادهای فرهنگی خانهء هدایت از گرد هم آیی پشتیبانی کرد و انجمن فرهنگی دهخدا و سرای اندیشه. گفته می شود فعالین انجمن دفاع از زندانیان سیاسی هم مایل به پشتیبانی از این برنامه بودهاند.اعتصاب غذای گنجی و اوج وخامت وضعیت تندرستی وی بسیار غم انگیز است، با اینهمه زیبایی این ایثار و ایستادگی به اندازهای است که دل افرادی که حاضر نبودند هرگز کنار هم قرار بگیرند نرم شد و برای آزادی و ایرانی خالی از خشونت همگام شدند. Iran emrooz ![]() Wednesday, August 10, 2005
مردم آزاده ايران گنجی فرزند شجاع و آگاه ملت ايران را كه به جرم افشاى جنايات سازمان يافته و دفاع از عدالت وآزادى سالهای متمادی در زندان بسر برده، پس از تحمل رنجهاى طاقت فرساى زندان و60روز اعتصاب غذا با تنی رنجور و جسمی نحيف ، در بيمارستان ميلادحبس كردهاند. اين چراغ تابناک راهآزادي،اکنون به خاموشى مى گرايد. جلوگيری از ملاقات همسر، فرزندان و بستگان با او و دستگيری وکيل مدافع شجاع وی آقای عبدالفتاح سلطانی و منع جرايد و مطبوعات از درج اخبار مربوط به گنجی و سرکوب معترضان به چنين رفتارها در مقابل دانشگاه تهران و بازداشتهای گسترده و يورش به خانه او نمايان گر اراده دشمنان مردم و دموکراسی به حذف اوست. گفت آن يار کز او گشت سردار بلند جرمش اين بود که اسرار هويدا ميکرد اگر بهخاطر داشته باشيم،? بابی ساندز ?مبارز شجاع ايرلندی پس از 66 روز اعتصاب غذا جان باخت و با توجه به اينکه بيش از 60روز ازاعتصاب غذاى "اکبر گنجی"مى گذردو وى از بيماريهای دشواری همچون بيماری شديد تنفسی نيز رنج می برد، درک اين نکته که او هر دم به مرگ ناخواسته نزديک و نزديک تر می شود چندان دشوار نيست. امروز جامعه جهانى و تمام دلسوزان حقوق بشر همراه با ملت ايران با چشمى نگران خواستار رفع همه محدوديتها و رعايت حقوق كامل شهروندى گنجى و آزادى وى هستند. ما امضاء کنندگان اين فراخوان، ضمن تأکيد بر ضرورت پاسخگويى قوه قضائيه به درخواستهای مشروع ،قانونی و برحق اين روزنامه نگار شجاع در ساعت 14 روز پنج شنبه20/5/84(ساعت رسمى ملاقات) به منظور ملاقات با اکبر گنجی به بيمارستان ميلاد مراجعه خواهيم كرد تا ضمن ملاقات و مذاكره با او، درخواست صميمانه آزاديخواهان و مدافعان حقوق انسانها را به گنجی عزيز برسانيم و بگوييم که مسير مبارزه و دفاع از آزادي،عدالت،دمكراسى وحقوق بشر ،وجود عزيز تو وامثال تو را بيش از پيش مى طلبد تا حضور سالم و پوياى گنجي،خارى در چشم كسانى باشد كه خاموشى فرياد رسا و حق طلبانه اش را به انتظار نشستهاند. على افشارى على اكبر موسوى خويينى دكتر محمد ملكى دكتر ناصر زرافشان عليرضا جبارى سيمين بهبهانى رضا دلبرى عبدالله مومنى مهدى امينى زاده باقر علايى على اشرف درويشيان حجت شريفى ستار امينى محمدعلى عمويى دكتر فريبرز رييس دانا فاطمه حقيقت جو دكتر رضا يوسفيان دكتر على تاجرنيا محمد دادفر حسين لقمانيان حسين مجاهد دكتر احمد زيدآبادى سعيد مدنى على سياسى راد خانم عابدينى هادى كحال زاده محمدعلى سيدنژاد سميرا صدرى عليرضا كفشكنان شاكر كيوان صميمى مجيد تولايى محمد بهزادى مصطفى تنها محمود يگانلى عليرضا كرمانى شايا شهوق ناصر اشجارى داوود محمدى ابراهيم صحافى بهزاد شكريان شهرانگيز ابوطالبى زهره تنكابنى على ارجمندى پيمان معظمى رضا شرفى مرضيه منصورى نسرين رضايى رضا باغچه سرا نسرين علوى زاده قدرت سميع ماريانا ظفرى احمد بنى حسن فاطمه سلطان زاده محمد جودكى هزير پلاسچى الناز انصارى مجيد ملكى شهروز مقدم توتونچى جعفر مهر اقدم بيزن امينى كسرى پيله چيان پروانه سمامى گوهر شميرانى حميد بى آزار شهلا انتصارى سيف الله اكبرى نجف رحيمى على فايض پور رضى جعفرزاده كريم قربان زاده فرزانه آقايى پور احمد بابايى نادر اسداللهى محسن اسداللهى محمد هاشمى امين احمديان بهاره هدايت جعفر رسولى ماكان مينايى سعيد مرادى اميرحسين رحمانى مهدى عربشاهى على كاكاوند على طاهرى احسان پورنگ محسن شيرزاد داود شاهچراغى رضا بخشى كيوان اميرى مرتضى اصلاحچى فاطمه آرام نژاد فريد مدرسى محمدرضا نوربخش كوروش طاهرى محمد عاملى عليرضا ارشادى فر مجيد برقى سميه مغنى زاده شوان رستمى مهدى محمدى اميرحسين بهروز اميد كمانى سعيد طبرسى مجيد جانى پور مصطفى خسروى محمدجواد بنى حسينى ايمان براتيان حميد هداوند محسن سيدين احسان منصورى محسن سهرابى نگار زمانفر حميد طباطبايى مهدى حبيبى صديقه بيگدلى نصرالله كشاورز بيژن پوريوسفى اسماعيل سلمان پور داوود زمانى ياشار قاجار مسعود دهقان متين مشكين حامد ابراهيمى عابد توانچه مهدى مشايخى حاجيلرى على كميجانى توحيد على اشرفى كيوان انصارى روزبه رياضى حميد چمن على بيكس على مهرى مصطفى صداقت جو امير اسحاقى نفيسه زارع مرتضى احمدى على رحمتى نژاد جواد رحيم پور حسام فيروزى على مقيمى بهزاد اسدنژاد سراج ميردامادى مريم شبانى مجتبى سادات عباس سرلك محمد سعيدزاده جعفر شرفخانى مهدى حسين نژاد خشنود احمدى حميدرضا مالكى احمد مدادى محمود معتقد جواد علايى رئوف طاهرى بهروز طاهرى زهره اسلاميان رضا خجسته رحيمى بهروز خالقى مهدى فولادگر محمدرضا رحيمى راد ساسان آقايى بهزاد مينايى Roshangari --------------------- در مجلس رژيم:به مسئله گنجى خاتمه دهيد ![]() Tuesday, August 09, 2005داشتیم مساله ی اعتصاب غذاش رو حل می کردیم. به جاهای مثبتی هم رسیده بود که متاسفانه این ها امروز هجوم آوردن به منزل ما. ده نفر از افراد دادستانی بودند. دو تا خانم هم همراهشون بودند. با چادر و مقنعه. بدون این که حکمی به ما نشون بدن ... دختر من رفته بود دم در. در رو هل دادن. خب این ها به من هشدا ردادن که تا سه می شماریم اگه در رو باز نکنی در رو می شکنیم میاییم تو. من به شدت مستاصل شده بودم. به شدت اوضاع از دستم خارج شده بود. در رو باز کردم. این ها نردبون گذاشتن کابل های تلفن رو قطع کردن تلفن همسایه رو قطع کردن. تمام طبقات در دسترس این آقایون بود. هر جایی رو که دلشون خواست سرکشی کردن بعد از نیم ساعتی که توی خونه ی ما رو وارسی می کردن حکم رو به من نشون دادن. اسم سعید مرتضوی و مُهر دادستانی توش بود و حکم تفتیش منزل رو داده بود. این تیم همون تیمیه که توی طبقه ی دوازده بیمارستان میلاد حفاظت آقای گنجی رو به عهده داره. من تک تک این ها رو شخصا می تونم شناسایی کنم. من نمی خواستم بذارم منزل رو بگردن. این خانم هایی که همراه آورده بودن گرفتن من رو کشیدن. هر چی دم دستشون رسید بردن. واقعا شنیع ترین کار ممکن رو کردن. یه سری مرد غریبه بیان توی اتاق خوابت بشقابت رو بزنن یه طرف. کمدت رو لباسات رو همه رو بگردن. من فقط دلم می خواد بیاید از خونه ی ما عکس بگیرید ببینید چه وضعیه. من فقط می تونم بگم بسیار متاسفم. بسیار متاسفم که در نظام جمهوری اسلامی تحت پرچم عدالت علوی داره فجایعی به وقوع می پیونده که مطمئنم سران این نظام آگاهن. اگه آگاه نیستن من دارم الآن بهشون می گم امروز دوم ماه رجب بود این ها اومدن با ما این جوری کردن. و همه ی این ها رو بدون این که صورت جلسه ای بکنن بدون این که به من نشون بدن چی دارن می برن. بدون این که امضایی بگیرن. من فقط امروز آرزوی مرگ می کردم. این ها اگه می خوان گنجی رو بکشن مرگ یک بار شیون یک بار. این بلاها چیه سر ما میارن؟ ما خسته شدیم. ما از زندگی در ذیل نظام جمهوری اسلامی که این همه فجایع به نام اسلام داره صورت می گیره منزجر شدیم. - خانم گنجی آیا این کارشون غیر منتظره بوده یعنی الآن سالهاست که آقای گنجی توی زندانه و الآن دو ماهه که توی بیمارستان هستش آیا قبلا اعلام نکرده بودن برای ... این ها این کارها رو کرده بودن قبلا اما شما شرایط روحی ما رو فکر کنید. شوهر من رو نگاه کنید پنجاه و نه روزه توی اعتصاب غذا داره با مرگ دست و پنجه نرم می کنه. حالا می ریزن توی خونش بدون این که حکمی نشون بدن ... - دنبال چیز خاصی می گشتن یا ... می گفتن شماها مصاحبه می کنید. شماها جاسوس بیگانه هستید. ما اومدیم اسناد و مدارک پیدا بکنیم. یقه ی لباس های آقای گنجی و سرآستین هاش رو همچین می گشتن انگاری که می خوان از یه معتاد هروئین بگیرن. من به این ها گفتم حواستون باشه این جا واسه ما مواد مخدر و مشروبات الکلی و اسلحه جاسازی نکنید. من الآن نمی دونم آقای گنجی صدای من رو می شنوه یا نه ... دقیقا همین رو می خواستم بدونم. آیا پیغام های شما که اعتصاب غذاش رو بشکونه به گوشش می رسه اصلا؟ نمی دونم. اصلا نمی دونم. هشت روزه که از گنجی بی خبرم. اکبر جان خواهش می کنم. اگه صدای من رو می شنوی ما این چیزها رو تحمل می کنیم. همون طوری که توی این پنج سال و نیم تحمل کردیم. این ها می خوان به تو کلک بزنن. هر موقع خواستی از این بحران دربیای این ها دوباره یه بحرانی ایجاد می کنن تا تورو به مرگ نزدیک کنن. من از تو خواهش می کنم گول این ها رو نخور. اعتصاب غذات رو بشکون. این ها خیلی ناراحت میشن تو اعتصاب غذات رو بشکنی. اکبر جان من ازت خواهش می کنم اگر یک سر سوزنی من برای ارزش دارم. اگه بچه هات برات ارزش دارن ... (خانم گنجی گریه می کند) ... خواهش می کنم اعتصاب غذات رو بشکن ... ![]() Monday, August 08, 2005
![]()
معصومه شفيعی: دوستان اكبر گنجي او را تحت فشار قرار دهند تا اعتصاب غذاي خود را بشكند ● شيرين عبادی: به عنوان يكى از وكلاى مدافع و فردى از خوانندگان آثار شما (گنجى) صميمانه درخواست مى كنم با شكستن اعتصاب و خوردن غذا، دل دوستان را شاد و خانواده خود را از نگرانى به درآوريد. ● يوسف مولايی: به آفتاب سلامي دوباره بده و به زندگي برگرد. ●جبهه ملی ایران: ما بنام یک جریان سیاسی ملی ایران از آقای اکبر گنجی خواستاریم که هرچه زودتر اعتصاب غذای خود را بشکنند. ● درخواست شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): گنجی! با اعلام پیروزی همه آزادیخواهان را شاد کن مشروح خبر در ایران امروز ![]() Sunday, August 07, 2005
خانم معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی که پنجاه و هفتمین روز اعتصاب غذای خود را می گذراند، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: امروز ما به اتفاق مادر آقای گنجی و بچه ها برای ملاقات به بیمارستان میلاد رفتیم. به ما گفتند امکان ملاقات نیست. ما برگشتیم منزل درحالیکه بسیار نگران بودیم و بسیار مضطرب بودیم. مادر آقای گنجی گریه می کردند، بچه ها خیلی نگران بودند. امروز از طریق یکی از پزشکان بیمارستان مطلع شدیم که آقای گنجی حالشان خیلی بد شده بود و بعلت اینکه خونشان غلیظ شده بود یکی از رگهای دستش لختگی خون پیدا کرده بود. افت فشار خون پیدا کرده بودند، افت ضربان قلب. نبضشان هم فعالیتش کم شده بود ... پزشکان بسیار نگران بودند و می گفتند که ممکن است این لختگی خون خدای نکرده در قلب ایشان بود کاری از دستشان بر نمی آمد. من هم حال مستعدی ندارم و هرکسی که صدای مرا می شنود از همه مردم و دوستاران او خواستاریم گنجی را وادار به شکستن اعتصاب غذا کنند. مصاحبه راديو فردا با همسر گنجي] ![]()
همسر اكبر گنجي: دوستان اكبر گنجي او را تحت فشار قرار دهند تا اعتصاب غذاي خود را بشكند شفيعي خطاب به دوستان و حاميان گنجي گفت: به دليل نگرانيهاي شديد خانواده گنجي از وضعيت وي، از همه دوستان و كساني كه حمايت خود را در طول اين مدت از گنجي ابراز داشتند، ميخواهم فارغ از مسايل سياسي و صرفا از جنبه انسان دوستانه، همسرم را تحت فشار قرار دهند تا اعتصاب غذاي خود را بشكند. يوسف مولايي در نامه به گنجي: به زندگي برگرد انگليس خواستار آزادي "گنجي" شد سفير انگليس خواستار ملاقات فوری با گنجی شدسفير بريتانيا خواستار ملاقات با گنجي شده است. در بيانيهاي كه توسط سفارت انگليس در تهران انتشار يافته، از گنجي بهعنوان روزنامهنگار در اعتصاب غذا و زنداني عقيدتي نام برده شده است. با توجه به اينكه انگليس عهدهدار رياست دورهاي اتحاديه اروپاست به نيابت از اين اتحاديه، مصرانه از مقامات ايران آزادي گنجي را خواستار شده است. گزارش ملاقات با مقامات سازمان ملل پیرامون اکبر گنجی گزارش دهنده: دکتر محسن قائم مقام- نیویورک عفو بينالملل آزادي فوري "اكبر گنجي" و "منوچهر محمدي" در ايران را خواستار شد بیانیه تند وزیر امور خارجه کانادا در باره نقض حقوق بشر در ایران: گنجی و سلطانی را بی قید و شرط آزاد کنید! صفحه گنجی عزیز همچنان به روز خواهد شد. نی لبک ![]() Friday, August 05, 2005
هموطنان عزيز، ایرانیان آزادی خواه! اکبر گنجی روزنامه نگار ايرانی بهدنبال شرکت در کنفرانس برلين، به خاطر دفاع از حقوق بشر و افشای عاملان و آمران قتلهای زنجيرهای بيش از پنج سال است که در زندان بهسر میبرد و در حال حاضر در اعتراض به وضيعت اسف بار زندان و خواست آزادی بدون قيد وشرط به اعتصاب غذا دست زده است. با گذشت بيش از پنجاه و پنج روز از اعتصاب غدای او هنوز از طرف مقامات قضايی هيچگونه نشانی که گويای انعطاف در مقابل درخواستهای بهحق او باشد به چشم نمیخورد و اين در حالی است که اين نويسنده مبارز به خاطر بحرانی شدن وضيعت جسمانیاش در حال حاضر در بيمارستان بستری است و در خطر مرگ قرار گرفته است. در صورت ادامه اين شرايط ما بهزودی شاهد از دست دادن اين انديشمند دگر انديش خواهيم بود. با توجه به اينکه راه دستيابی به مردم سالاری از طريق دفاع از حقوق فردی، اجتماعی شهروندان میگذرد و با در نظر گرفتن اين نکته که مورد گنجی يکی از روشن ترين موارد نقض حقوق بشر است، دفاع از حقوق مدنی اکبرگنجی دفاع از حقوق بشر و مبارزه برای حصول دموکراسیست. ما همصدا با همسر و فرزندان اکبر گنجی که خواستار کمک مجامع بين المللی برای آزادی اين آزاده در بند شدهاند، روز جمعه دوازدهم اوت 2005، ساعت 8 شب مقابل خانه فرهنگهای جهان گرد هم میآيم، و همبستگی خودمان را با اين روزنامه نگار شجاع اعلام میکنيم و خواهان آزادی بی قيد شرط او میشويم و با افروختن شمعهايمان خاموش نشدن شمع جان و انديشه اين انسان آزاده را پاس میداريم و بدينوسيله نشانی میگذاريم تا ساکنان تاريکخانه اشباح بدانند که نور شعلهای که اکبرگنجی به محفلهای سياه آنان انداخته است خاموش شدنی نيست. دفتر هماهنگی برای دفاع از اکبر گنجی _ برلين http://www.ganji-berlin.de ![]()
هشت تن از برنده گان جايزه نوبل خواهان آزادی فوری و بدون قيد وشرط اکبر گنجي شدند. اين طومار به ابتکار شيرين عبادیبرنده جايزه صلح نوبل تهيه شده و تا کنون توسط اين هشت نفر امضا شده است. تلاش برای جمع آوری امضا های ديگر ادامه دارد. گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند : "رهبران ايران بايد پيام اين هشت شخصت جهاني، تلاشگران صلح و دوستي و علم را مد نطر قرار دهند." از سوی ديگر گزارشگران بدون مرز از ديپلماتهای کشورهای مختلف جهان مستقر در تهران مي خواهد که برای ديدار اکبر گنجي به بالين وی در بيمارستان ميلاد بروند. اکبر گنجي از پنج سال پيش زنداني ست و هم اکنون در اعتصاب غذا بسر مي برد. تا امروز دستگاه قضايي و دولت ايران در اين باره بي اعتنا بوده اند. اگر جامعه جهاني در حمايت از اکبر گنجي که امروز پنجاه و چهارمين روز اعتصاب غذايش را پشت سر مي نهد، اقدامي نکند مرگ وی حتمي خواهد بود. هشت برنده جايزه نوبل عبارتند از : ۱- شيرين عبادی برنده جايزه ی صلح نوبل ٢٠٠٣ – ايران ٢- جان هوم برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٩٨ – انگلستان ٣- جودی ويليام برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٩٧ – امريکا ٤- اسقف دزموند توتو برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٨٤ – افريقای جنوبي ٥- مئرياد کوريگان مگوئر برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٧٦ – ايرلند ٦- بتي ويليام برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٧٦ – ايرلند ٧- موريس آلياس برنده جايزه ی نوبل علوم اقتصادی ۱٩٩٨ – فرانسه ٨- جرج شارپاک جايزه ی نوبل فيزيک ۱٩٩٢ – فرانسه gooya news ![]()
<< متن نامهی گنجی را امضا میکنم.>> از دوستان گنجی و دوستداران حقوق بشر درخواست می شود تا با امضای اين نامه در کامنت ***همين يادداشت*** به جمع همراهان بييوندند. پیشنهاد از آقای سام الدین ضیائی ![]()
اكبر گنجي نويسنده و روزنامه نگار زنداني كه به منظور برخورداري از مراقبت هاي پزشكي ضروري در بيمارستان ميلاد تهران بستري است، پنجاه و ششمين روز اعتصاب غذاي خود را پشت سر گذاشت. معصومه شفيعي، همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا از تلاش ناموفق خود روز پنجشنبه براي ملاقات با آقاي گنجي مي گويد: معصومه شفيعي: روز پنجشنبه 13 مرداد ما براي ملاقات با آقاي گنجي رفتيم بيمارستان. چهار روز است از ايشان هيچ خبري نداريم و بسيار نگران هستيم و هر بار كه مي رفتيم ملاقات، تيم ويژه اي كه مامور حفاظت از آنجا هستند، طبقه دوازدهم با آقاي گنجي به يك بهانه اي ملاقات ما را به يك جلسه تنش تبديل مي كردند و آقاي گنجي را بسيار عصباني مي كردند و اين مساله چهار روز پيش كه ما رفتيم به اوج خودش رسيد، به حدي كه ما ترسيديم نكند خداي ناكرده اين مساله براي آقاي گنجي خطرناك باشد. لذا تصميم گرفتيم تا يك شرايط عادي ملاقات فراهم نشده، ملاقات نرويم. چند روز ملاقات نرفتيم، ولي خيلي نگران بوديم هيچ خبري هم نداشتيم. امروز (پنجشنبه) رفتيم ملاقات. متاسفانه حدود 80 دقيقه ما را نگاه داشتند و ملاقات هم به ما ندادند. ظاهر امر اينطور است كه ممنوع الملاقات است، من نمي دانم دقيقا ولي با اين رفتاري كه با ما مي كنند، هر بار، يك بار حدود شش ساعت ما را نگاه داشتند در بيمارستان تا يك ملاقات پنج دقيقه اي به ما دادند. امروز هم به اين ترتيب، اين بلا را سر ما آوردند. ما نگران هستيم، ما در بي خبري كامل هستيم. مسعود ملك (راديو فردا): شما با دكترهاي معالج آقاي گنجي هم نتوانستيد تماس بگيريد؟ معصومه شفيعي: چرا من ديروز (چهارشنبه) آنقدر نگران بودم، رفتم بيمارستان ميلاد با دكترهاي ايشان تماس گرفتم، با سه تن از پزشكان ايشان ديدار كردم، آنها خيلي اظهار نگراني مي كردند، به شدت مستاصل بودند و نمي دانستند بايد چه كار كنند. آقاي گنجي در يك وضعيتي است كه احتياج به مراقبت هاي پزشكي خيلي دقيق و ويژه دارد و در اين شرايط خود آقاي گنجي از دريافت سرم خودداري كرده. وضعيت به صورتي است كه بسيار نگران كننده است. دكترها از ما كسب تكليف مي كردند و ما هم نمي دانستيم چه بگوييم. اميدوار بوديم امروز بتوانيم آقاي گنجي را ببينيم و ايشان را متقاعد كنيم به گرفتن سرم، ولي متاسفانه تيمي كه آنجا مستقر شده، تيمي است كه رفتاري بسيار غيرانساني دارد. در بيمارستان كه بودم واقعا بغض گلوي همه ما را گرفته بود و نزديك بود همانجا بزنيم زير گريه. من نمي دانم كدام قانوني است، كدام ايدئولوژي است كه به اين آقايان اجازه مي دهد با خانواده يك زنداني بيمار اينطور رفتار كنند. اگر آقاي گنجي قتل هم مرتكب شده باشد، اگر جاسوس هم باشد، طبق كدام قانون دارند با خانواده اش اينطور رفتار مي كنند؟ خانواده كدام زنداني اين همه بلا كشيده كه ما كشيديم؟ چرا اين بلاها را سر ما مي آورند؟ الان وضعيتي شده كه دستگاه امنيتي همه جمهوري اسلامي در مقابل دو دختر من و خود من ايستاده؟ من چه گناهي مرتكب شدم؟ اگر ما گناهي مرتكب شديم، بيايند ما را بگيرند ببرند بازداشت كنند راحتمان كنند. ما يك خانواده ايم، نگرانيم، من نگران همسرم، بچه ها نگران پدرشان هستند. اين حق طبيعي ما است كه از سرنوشت آقاي گنجي مطلع باشيم. م . م: وعده اي براي ملاقات بعدي هم ندادند به شما؟ معصومه شفيعي: اصلا خودشان را به ما نشان نمي دهند. ما مي رويم بيمارستان، از همان جلوي درب حراست بيمارستان به آنها اطلاع مي دهيم، آنها به طبقه دوازدهم زنگ مي زنند و مي گويند منتظر شويد تا زنگ بزنيم، ولي ديگر زنگ هم نمي زنند. يعني اصلا ما با آن آقايان در ارتباط نيستيم، ما فقط از طريق حراست بيمارستان، آنها هم از طريق تلفن با آن آقايان در ارتباط هستند. در هر صورت وضعيت بسيار غيرانساني است. بسيار غير انساني است. من فقط همين را مي توانم بگويم. ![]() Thursday, August 04, 2005
گسترش ابعاد بین المللی پرونده گنجی - گروه خبر- در حالی تحصن اعلام شده در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران در حمایت از اکبر گنجی از سوی خانواده وی لغو شد که با استقبال گسترده گروه های سیاسی روبرو شده بود. با این حال دیروز خبر اقدام دبیرکل سازمان ملل در رابطه با وضعیت گنجی از سوی برخی رسانه ها منتشر شد.سخنگوی دبيرکل سازمان ملل متحد به روزنامهء «نيويورک سان» گفت که آقای کوفی عنان با بالاترين مقامات ايران تماس گرفته تا مسأله اکبرگنجی حل شود. اين سخنگو گفت کارشناسانِ حقوق بشر در سازمان ملل نسبت به وضعيت جسمی و طرز مراقبتِ طبی از گنجی اظهار نگرانی می کنند. همسر گنجی به همين روزنامه گفت: «وضعيت طوری است که مبارزه ما بايد به خارج از مرزهای ايران برسد.»این در حالی است که کوفی عنان دبير کل سازمان ملل، سه هفته پيش در مصاحبه ای گفته بود اطلاعات کافی در مورد گنجی ندارد که در اين مورد دخالتی بکند. در این رابطه «کميته بين المللیِ حمايت از اکبر گنجی» هفتهء گذشته در روزنامهِ نيويورک تايمز نامه ای خطاب به کوفی عنان چاپ کرد که در آن تقاضا شده سازمان ملل هرچه در توان دارد برای حفظ جان گنجی و آزادیِ او به کار ببرد. اين نامه را حدود سيصدنفر از برجسته ترين چهره های فعالِ حقوق بشر، نويسندگان، روشنفکران و استادان دانشگاهی امضا کرده اند که در ميان آنها نام هايی چون نوآم چامسکی، سلاوج ژيژک، چارلز تيلر، مايکل والزر، ريچارد رورتی، اسقف دزموند توتو، شيرين عبادی، شهرنوش پارسی پور، داريوش آشوری، آذر نفيسی، رويا حکاکيان، آزادهء معاونی و مرجانهءساتراپی به چشم می خورد.در همین زمینه "کميتهء بين المللیِ حمايت از اکبر گنجی" با صدوراعلاميهای، روز چهارشنبه دوازدهم مرداد را روز عمل اعتراض آميز اعلام کرد و از مردم آمريکا و اروپا دعوت کرد تا در اين روز، از طريق کارزار در رسانه ها و فرستادن پيام به مقامات بالای جمهوری اسلامیِ ايران و سفارتخانه های آن در کشورهای اروپايی، تقاضا کنند که اکبرگنجی بدون هيچ قيد و شرطی آزاد شود. کمیته مذکور اين اقدام را نشانه همبستگی با مراسمی خواند که پيش از اين اعلام شده بود به خواست معصومهء شفيعی، همسر گنجی، جلوی ساختمان سازمان ملل متحد در تهران برگزار شود.به گزارش خبرنگار "ایران ما "به نقل از سایت دویچه وله ، شفيعی در مصاحبه ای تلفنی با روزنامهء «نيويورک سان» گفت: «ما از سازمان ملل متحد وگروههای مدافع حقوق بشر تقاضا می کنيم به دولت ايران فشار بياورند تا همسرمن آزاد شود. وضعيت طوری است که مبارزه ما بايد به خارج از مرزهای ايران برسد. رهبران ما به صدای مردم خودشان گوش نمی دهند. آنها فقط به فشار از خارج پاسخ می دهند.»با تمام این تفاصیل هرچند با ترور معاون دادستان تهران اخبار اعتصاب غذای گنجی تحت الشعاع قرار گرفت و به نوعی اجماع در محکومیت تروریسم حاصل شد اما با روی کار آمدن دولت جدید مقولاتی چون انرژی هسته ای و حقوق بشر یکبار دیگر به موضوع اصلی رسانه ها باز خواهد گشت. در حالی که رسانه های داخلی معطوف به ماجراهای ترور اخیر شده اند رسانه های خارجی همچنان موضوع اعتصاب غذای گنجی برایشان با اهمیت تر است. به گونه ای که دیروز دویچه وله به نقل از روزنامهء محافظه کار «نيويورک سان» پيشنهاد می کند که ماه آينده به هنگامی که محمود احمدنژاد رييس جمهورِجدید ايران در مجمع عمومیِ سازمان ملل حضور پيدا می کند، سفير آمريکا به نشانه اعتراض به رفتار غيرانسانی تئوکراسیِ ايران نسبت به گنجی سالن مجمع عمومی را ترک کند. اين روزنامه اکبر گنجی را واسلاو هاول ايران خواند. با این حال باید دید پیامد های اعتصاب غذای گنجی به کجا می انجامد. آیا پیش از آنکه بحران کنونی ابعاد تازه بین المللی بیابد حل خواهد شد یا نه طبعات آن دامن دولت جدید را هم خواهد گرفت؟! Iranema ![]() Wednesday, August 03, 2005
آنجليکا بير، رئیس هیئت نمایندگي اتحاديه اروپا در رابطه با ایران روز سه شنبه طي نامه به سفارت ايران در بروکسل، پايتخت اتحاديه اروپا، از علي آهني خواست تا براي ديدار فوري با اکبر گنجي، از سوي مقامات ايراني مجوز بگيرد. خانم بير که پيش از اين يک بار همراه با يک هيئت اروپايي از ايران ديدن کرده بود در اين نامه از آهني خواسته است براي ديدار فوري با اکبر گنجي در بيمارستان ويزاي سفر صادر نمايد. وي متذکر شده است که اين درخواست با توجه به وضع وخيم جسمي آقاي گنجي بعد از 53 روز اعتصاب غذا صورت مي گيرد. او همچنين خواسته است بعنوان رئیس هیئت نمایندگي اتحاديه اروپا در رابطه با ایران، متذکر شود که اتحاديه اروپا عميقا متوجه اين نکته است که وکيل گنجي اجازه ديدار با وي را ندارد. او افزوده است که بر اساس اطلاعات ما، آقاي گنجي هر لحظه ممکن است جان خود را از دست بدهد. آنجليکا بير در پايان متذکر شده است که از طرف اتحاديه اروپا اين انتظار مي رود که رئيس جمهور تازه برگزيده شده، جمهوري اسلامي را به طرف دمکراسي و حقوق بشر هدايت کند. اين موضوع مي بايست به هرگونه فشار و مجازات عليه آقاي گنجي و ديگر فعالان سياسي در کشور شما پايان دهد. gooya news مهم درخواست کمیته پشتیبانی جهانی از اکبر گنجی برای آکسیون جهانی در هر شهر و کشوری که هستید در روز چهار شنبه مقامات جمهوری اسلامی و دفاتر سازمان ملل را فاکس باران و ایمیل باران کنید. در پیام تان درشت به فارسی و زبان های دیگر بنویسید "گنجی زندانی وجدان آگاه جامعه را آزاد کنید"! اطلاعیه ای به زبان انگلیسی به همراه شماره تلفن، فاکس و ایمیل برخی از سازمان های جهانی و مقامات جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران ضمیمه این یاداشت است. لطفا در توزیع وسیع آن به ما یاری رسانید و باتماس با دوستان و آشنایان ایرانی و غیر ایرانی خود، و با هر کس و هر طور که خود می دانید از آنها بخواهید که برای آزادی گنجی با این مقامات و سازمان ها تماس بگیرند. گنجی زندانی وجدان آگاه جامعه است. او سزاوار است که زنده بماند و آزاد زندگی کند. در این راه کوتاهی نکنیم. - لطفأ برای اطلاعیه انگلیسی اینجا راکلیک کنید برای راحتی دوستان وفوریت ارسال ایمیل ها ، ایمیل های مربوطه به طور جداگانه درج می شود: ngochr@ohchr.org کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل webmaster@wilayah.org istiftaa@wilayah.org خامنه ای khatami@president.ir خاتمی Irjpr@iranjudiciary.com Rahimi@iranjudiciary.org شاهرودی drahmadinejad@gmail.com احمدی نژاد matbuat@mfa.gov وزیر امور خارجه خرازی iran@un.int نمانیدگی دائمی ایران در سازمان ملل public@iranembassy-wien.at سفارت ایران در اطریش iranemb@salamiran.org سفارت ایران در کانادا iran.botschaft@t-online.de سفارت ایران در آلمان embiran@iranembassy.hu consular-affairs@iranembassy.hu سفارت و کنسولگری ایران در مجارستان sjei@gol.com consular@gol.com سفارت ایران در ژاپن political@iran-embassy-oslo.no ambassador@iran-embassy-oslo.no iremb@iran-embassy-oslo.no سفارت ایران در نروژ INFO@IRAN-EMBASSY.ORG.UK سفارت ایران در انگلستان requests@daftar.org دفتر منافع ایران در ایالات متحده آمریکا امید است که ایمیل ها ی ما جز برای درخواست آزادی گنجی نباشد و متن ایمیل ها عاری از توهین و خشونت کلامی باشد. دوستان عزیزی که کامنت هایشان در یاداشت قبلی ناپدید شده است عذر مرا بپذیرند.نمی دانم چرا گاهی برخی از یادداشتها حذف می شوند ومتعاقب آن کامنت ها نیز ناپدید می شوند.از بابت این وضع از خوانندگان این صفحه عذر خواهی میکنم. نی لبک ![]() Tuesday, August 02, 2005
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی سخت ترین روزها را می گذراند: "تمام پنج سال و نیم گذشته این اندازه سختی نکشیدم، که در این دوران بیمارستان. اینها امروز گنجی را که دیگر حتی چشمانش را نمیتواند به راحتی باز کند، روی تخت بیمارستان مورد آزار قرار دادند و تهدیدش کردند که "پدرت را در می آوریم. تو را در زیر زمینی میاندازیم که هیچ نام و نشانی از تو نباشد. نمی گذاریم قسر در بروی". او نتيجه میگيرد و مدام تکرار میکند آنها میخواهند اکبر را بکشند. به داد ما برسید. خانم شفیعی ، تازه از بیمارستان آمده. امروز خبرها بدتر از هر روز است: یک ساعت ما را معطل کردند، برای یک ملاقات کوتاه. من پیش از ملاقات از طریق پزشکان مطلع شده بودم که آقای گنجی ، سرم دریافت نکرده. حتی صبح که او را برای فیزیوتراپی میبردند، توان باز کردن چشمانش را نداشته. برای همین در وقت ملاقات خواستم با او صحبت و اورا متقاعد کنم که سرم بگیرد. به خاطر خانواده، به خاطر بچه ها. هنوز صحبت را شروع نکرده بودیم که یک مامور وارد شد و گفت من هم مینشینم. به او گفتم : این یک دیدار خانوادگی است. ما میخواهیم درباره مسائل خودمان حرف بزنیم. ولی او نپذیرفت و گفت دستور دارم که اینجا بمانم. من با او کمی بحث کردم، ولی او اصرار کرد که باید بماند. اکبر که این حرف ها را شنید به زحمت بلند شد و گفت حالا که این طور است، اصلا ملاقات نمیخواهم. بعد به من گفت که از اتاق بروم بیرون. من گفتم: اکبر تو را به خدا آرام باش، ولی او نپذیرفت. به مامور گفتم: میدانم شما مامورید و معذور. با مسئولتان صحبت کنید. گفت: مسئول ما نیست. اکبر بیشتر عصبانی شد، و با آن حال ناتوان و رنجور، شروع به داد و بیداد کرد. من هم گفتم: حداقل او را ببرید اوین. ما در این ۵ سال و نیم ملاقات می کردیم، مثل بقیه. وکیل میآمد، ولی مامور نمیآمد. ولی حالا شرایط به مراتب سخت تر شده... فضای پليسی معصومه شفیعی سپس ادامه می دهد: الان اتاق اکبر را عوض کردهاند. یک طبقه بیمارستان دربست در اختیار مامورین دادستانی است، فضا اصلا پلیسی است. خب، اکبر هم با این حال چکار می تواند بکند. من رفته بودم او را متقاعد کنم که سرم را بپذیرد، ولی وقتی آنها این رفتار را کردند، گنجی هم به شدت عصبانی شد و این طوری کار بین اکبر و مامورین به داد و بیداد کشید. انها مرتب داد میزدندو تهدید میکردند که چنین می کنیم و چنان میکنیم. بعد هم مرتب از همه چیز فیلمبرداری میکردند. آخر چرا این کارها را میکنند. با جاسوس های خطرناک این رفتار را نمیکنند که با یک بیمار. آن هم به خاطر چند تا مقاله. این جوری همه ما عصبانی شدیم. من بلند بلند التماس میکردم و آنها را قسم میدادم، ولی آنها دست از سرگنجی بر نمی داشتند. بعد هم زد و خورد شد، و اکبر افتاد روی زمین. از همین صحنه هم فیلمبرداری کردند. از من در حال گریه و التماس ونفرین فیلم گرفتند. آخر سر هم ما را بیرون انداختند. اصلا دارند سناریوی کیهان را پیاده میکنند. اگر میگذاشتند من اکبر را متقاعد میکردم، ولی نمیگذارند. اورا تحریک میکنند و با رفتاری خشن، در واقع سعی می کنند قضیه را به سمتی ببرند که کیهان جزییاتش را نوشته. و... صدای قدرتمند، اما خسته و شکسته معصومه شفیعی ، به تدریج به سمتی میرود که به قول خودش رنگ نفرین میگیرد: آخر ما چرا باید اینقدر زجر بکشیم. خدا نسل شما را از روی زمین بردارد. اگر ریگی به کفش تان نیست، چرا نمیگذارید کسی گنجی را ببیند. اصلا آقای شاهرودی! چرا قدم رنجه نمیکنید بروید گنجی را ببینید؟ عیادت از مریض مستحب نیست؟ پایمالی حق یک انسان واجب شده ، اما عیادت یک مریض مستحب نیست؟چرا؟ مگر مرتضوی مساوی با نظام است؟ من برای این دستگاه قضایی متاسفم. اگر نمیتوانید قانون را اجرا کنید، یا قانون تان را آتش بزنید، یا بروید کنار. قدرت شما از ماست. مشروعیت شما از ماست. من شب اول قبر از شما نمیگذرم. در فرهنگ من نفرین جایی ندارد، ولی شما مرا مجبور میکنید. مادر پیر و رنجدیده گنجی، هر شب با نفرین به معاویه و هارون الرشید میخوابد. برای او پسرش مثل موسی بن جعفر است. برای من هم همین طور. گنجی پاک است. سالم است. بیگناه است. به خدا اگر صد نفر مثل گنجی بودند، ما امروز این مسائل را نداشتیم. چرا باید بیماری یک زندانی به معضل یک نظام تبدیل شود. آخر چرا یک طبقه یک بیمارستان را کردهاید مثل قبرستان و چند گردن کلفت را هم گذاشتهاید آنجا . الان دارید روزی چند میلیون خرج نگهداری این یک طبقه می کنید، چرا؟ تازه گنجی یک نام و نشانی دارد، خدا به داد آن گمنامها برسد. با آنها چه میکنید؟ من داستانهایی از وضع اینها شنیدهام که مو را به تن راست می کند. چرا؟ چرا؟ "خدا را شکر میگویم که به من توان و تحمل داده. اصلا مرا مثل سنگ آفریده..." و صدای این" سنگ" میشکند. کاش آقای شاهرودی، آقای خاتمی، آقای... قدمی رنجه میکردند و مریضی را عیادت. شاید داستان، ره دیگری میرفت. Rooz online ![]() Monday, August 01, 2005
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست یه هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد دکتر حسام فیروزی پزشک فعال در زمینه حقوق بشر در تهران از همه پزشکان آزادیخواه ایران خواست نسبت به مسئله گنجی بی تفاوت نباشند و رسالت حرفه ای و انسانی خود را در این مورد ایفا کنند. دکتر فیروزی با اشاره به مفادی از سوگند حرفه ای پزشکی که همه پزشکان به آن قسم یاد کرده اند و در آن آمده است:"از ذات مقدس احدیت استمداد می جویم تا در انجام این وظیفه حساس (حرفه پزشکی) لحظه ای کوتاهی ننمایم و در معالجه و راهنمایی بیماران آنطور که شایسته حرفه مقدس پزشکیست و مقام مهم انسانیت است سعی و تلاش نمایم .... و از آلودن آن به اغراض ناچیز و تاپایدار مادی اجتناب نمایم" از همه اعضای جامعه شریف پزشکی ایران خواست با موضع گیری نسبت به نحوه برخورد با اکبر گنجی که اکنون در بیمارستان میلاد بستری است اجازه ندهند تا به نام درمان گنجی و با سوق دادن وی به سمت مرگ تدریجی و یا عارضه جدی جسمانی و ذهنی این موضوع را به پای سهل انگاری تیم معالجه کننده پزشکی گنجی بنویسند. دکتر فیروزی با استناد به عکس های منتشره از گنجی در مرحل مختلف (پیش از بازگشت به زندان، 26 روز پس از آغاز اعتصاب غذا و 46 روز پس از آغاز اعتصاب غذا) گفت: کاهش وزن بیش از 27 کیلوگرم در عرض مدتی کمتر از 2 ماه بی شک صدمات جبران نا پذیری را به توان جسمی و ذهنی گنجی وارد خواهد کرد.وی افزود در صورت ادامه روند کنونی احتمال بروز صدمات جدی به قوای ذهنی و آسیب برگشت ناپذیر مغزی برای آقای گنجی وجود دارد که در روند زندگی ایشان خلل جبران ناپذیری وارد خواهد کرد. این پزشک فعال در زمینه حقوق بشر اضافه کرد: بیمارستان و مراکز پزشکی حتی در شرایط جنگی هم جزو مناطق امن محسوب می شوند که در آنها حفظ جان و سلامت بیماران در اولویت نخست قرار دارد و این موضوع که بیمارستان ها نباید تحت فشارهای سیاسی، امنیتی و نظامی قرار بگیرند و کسی حق ندارد پزشکان را در اخذ تصمیمات حرفه ایشان برای نجان جان یک انسان تحت فشار و محدودیت قرار دهد در سراسر جهان امری پذیرفته شده است. لذا از اعضای جامعه پزشکی و همکاران محترم خود می خواهم تا اجازه ندهند حریم امن و استقلال بیمارستان ها خدشه دار شود.وی در ادامه افزود: طبق منشور حقوق بیمار حداقل حقوق بیمار و خانواده اش این است که پزشک معالج و امین و نیز بیمارستان محل مداوای خود را ، خود انتخاب نمایند . این در حالیست که آقای گنجی عملا در طبقه 12 بیمارستان میلاد تحت بازداشت قرار دارد و امکان دسترسی پزشکان معتمد به وی وجود ندارد و هرگونه معالجات پزشکی برای حفظ جان وی تحت نظارت مستقیم نهادهای قضایی امکان پذیر است که این روند در تناقض با حقوق پزشکی ایشان بوده و بارها مورد اعتراض شدید آقای گنجی و خانواده محترم ایشان قرار گرفته است اما متاسفانه همچنان ادامه دارد. دکتر فیروزی در پایان از همه پزشکان ایرانی و تمامی نهادهای مدنی پزشکی در خواست کرد تا بدون درنظر گرفتن مسائل سیاسی و حاشیه ای پرونده گنجی با عکس العمل هماهنگ و به موقع خویش اجازه ندهند حیات یک انسان که به راحتی قابل حفظ و بازگشت به زندگی عادی و سالم می باشد به دلیل سهل انگاری و بی تفاوتی ما با خطر جدی مواجه گردد.وی با اعلام اینکه دست تمامی همکاران آزاده ای که می خواهند در این عمل انسانی شرافتمندانه و منطبق بر اصول حرفه پزشکی شرکت کنند می فشاریم از تمامی پزشکانایرانی خواست تا با فرستادن e-mail به آدرس: drfirozi@yahoo.com آمادگی خود را برای برخورداری اکبر گنجی از حقوق پزشکی و درمانی اش اعلام کنند. گفتنیست در پی بستری شدن اکبر گنجی در طبقه 12 بیمارستان میلاد به دستور سعید مرتضوی که در پی وخیم شدن حال گنجی صورت گرفته است،بیمارستان میلاد عملا در کنترل نیروهای امنیتی درآمده و تیم پزشکی بیمارستان نیز تهدید شده اند که از هرگونه خبررسانی در مورد وضعیت سلامتی گنجی خودداری کنند.از سوی دیگر در شرایطی که گنجی با گذشت بیش از 50 رو از اعتصاب غذای خود در شرایطی بحرانی به سر می برد و هر آن احتمال بروز حادثه ای جدی برای سلامتی وی وجود دارد مرتضوی به اصرار از تیم پزشکی بیمارستان میلاد می خواهد که با تزریق داروی بیهوشی وی را آماده عمل جراحی زانو کنند که پزشکان با اعلام اینکه در شرایط فعلی تزریق داروی بیهوشی به گنجی در حکم قتل عمد گنجی است و علاوه بر این عمل زانو به هیچ وجه از نظر پزشکی یک فوریت محسوب نمی گردد از انجام این کار ابا کرده اند.دادستانی تهران بدین نیز اکتفا نکرده و به نام پزشکان بیمارستان اقدام به انجام مصاحبه و صدور بیانیه های مجعول در رابطه با سلامتی گنجی نموده است. gooya news ![]()
بانوی حقوق بشر ايران سر کار عليه خانم شيرين عبادي: در 18 مهرماه سال 1382 بهمراه ديگر نهاد ها و هم ميهنان آزادی خواه در پيام شادباش خود به شما گفتيم " خبر اعطای جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، بزرگترين خبر جهانی امروز، دگرگون کننده ی جامعه ايرانی در سراسر جهان، همراه بااشک های شوق، غرور و افتخارملی ،در پی 25 سال تحقير ملی از جانب نظام واپسگرای جمهوری اسلامی گرديد. بدون ترديد، شاد ترين،غرورآفرين ترين واميدوارکننده ترين روز در دوران زمامداری و فرمانفرمايی اسلامی برای ما ايرانيان است". باري، امروز با شما می گوييم، اهدای جايزه صلح نوبل به شما در حقيقت شناسايی جهانی جنبش آزادی خواهانه مردمان ايران بود. اکبر گنجی يکی از موکلين شما در زندان در شرايطی قرار گرفته که هر لحظه ممکن است جانش از دست برود و برادران محمدي، زرافشان، باطبي، طبرزدی و ديگر زندانيان سياسی نيز يکی پس از ديگری توسط قاضی مرتضوی ها از ميان برداشته شوند. بانوی حقوق بشر ايران، شما به نيکی آگاه ايد که در نظام قضايی جمهوری اسلامی نمی توانيد از حقوق انسانی موکلين گرفتار آمده در زندانها دفاع کنيد. شما ميدانيد که، نظام قضايی جمهوری اسلامي، چون يک عامل در کنار و بخشی از دستگاه سرکوب حقوق انسانی ايرانيان عمل ميکند، و اين نظام نه ميخواهد و نه ميتواند پاسخگوی نيازهای دادخواهانه ی مردمان ايران و موکلين شما باشد. نهادهای حقوق بشری بين المللی نيز در گزارشهای خود از اين چگونگی به هيچ رو غافل نمانده اند. خانم عبادي، از شما می خواهيم که در پرتو امتياز جايزه صلح نوبل که نصيب ايرانيان شده و شما را در جايگاه ويژه ای در سطح جهانی قرار داده است، از همراهی جامعه جهانی از خواست دادگرايانه ايرانيان بهره برداری بهينه فرماييد. ما از شما درخواست می کنيم که هرچه زودتر از موکلين خود در دادگاههای بين المللی دادخواهی کنيد. سرکار خانم عبادی همت کنيد و با طرح و ارائه نقض حقوق انسانی موکلين خود در دادگاههای بين المللي، به جهانيان ثابت کنيم که ايرانی زنده است، به زندگی عشق ميورزد و آنچه در ايران امروز می گذرد، هيچ پيوندی انديشه گی و يا حتی عاطفی با اکثريت جامعه انسان دوست و صلح ورز ايرانی ندارد. ما حمايت بی چون و چرای خود را در اين راه از شما اعلام ميداريم و آماده ايم که در کنار ديگر نهادها و آزاديخواهان کشور يار و مددکار شما باشيم. بنياد اسماعيل خويي يکشنبه 9 مرداد 1384 برابر با 31 ژوئيه 2005 cyrus news لطفا از پی گيری لينکهای خبری در سمت راست صفحه وبلاگ غافل نشويد. ![]() Sunday, July 31, 2005
به گزارش سايت امروز، در آستانه پنجاه و دومین روز اعتصاب غذای اکبرگنجی همسر وی اعلام کرد که با نا امیدی از رسیدگی مراجع داخلی به مساله اکبر گنجی و به ناچار در برابر سازمان ملل به تحصن خواهد نشست. به گزارش خبرنگار امروز معصومه شفيعي اعلام کرد: با توجه به وخامت حال آقاي اكبر گنجي و با توجه به اينكه تاكنون تمامي تلاشهاي ما از مجاري قانوني جهت آزادي وي در چارچوب قوانين موجود با مخالفت مسئولان حكومت روبرو شده است، لذا اينجانب از سر ناچاري به نمايندگي از خانواده ايشان براي روز چهارشنبه 12/5/1384 ساعت 30/9 صبح جلوي دفتر نمايندگي سازمان ملل در تهران اعلام تحصن ميكنم. خواست ما، آزادي فوري گنجي و جلوگيري از مرگ وي است. از تمام آزاديخواهان و كساني كه قلبشان براي انسانيت، آزادي، دموكراسي و حقوق بشر ميتپد دعوت ميكنيم با حضور گرم خود، ما را جهت حفظ زندگي عزيز دربندمان ياري كنند. Gooya news ![]() برای بزرگديدن روی عکسها کليک کنید. برای دیدن باقی تصاویر اینجا را کلیک کنید. :: عکس های اختصاصی وبلاگ خبرچین از مراسم شنبه شب :: شيرين عبادي در مصاحبه با روزنت ايران ما مي گويد: «پس از ماجرای صدور حکم جلب آقای سلطانی در دو نوبت بر روی پیام گیر دفترم پیام تهدیدآمیز گذاشته اند و اعلام کردند که پس از سلطانی نوبت تو است." او معتقد است: "با این اقدامات قصد دارند کاری کنند که کسی جرات دفاع از زندانیان سیاسی را نداشته باشد اما ما تا نفس داریم در دفاع از زندانیان سیاسی کوتاه نخواهیم آمد». :: پس از سلطانی وکیل گنجی نوبت کيست؟ :: ![]() Saturday, July 30, 2005![]() Friday, July 29, 2005
در تازه ترين مصاحبه راديو آزادگان که صبح روز جمعه با همسر اکبر گنجي صورت گرفته است، معصومه شفيعي از وضع بسيار وخيم و بحراني گنجي خبر داده است. همسر گنجي در اين مصاحبه راديويي مي گويد، پنجشنبه شب قبل از ديدن گنجي با سعيد مرتضوي که در بيمارستان حضور داشته صحبت کرده است. گفتگوي وي با مرتضوي را در زير مي خوانيد: مرتضوي: اين جريان رو بايد الان حلش کنيد. شفيعي: آقاي مرتضوي، اين رو خودتون بوجود آوردين. مرتضوي: نه اين جريان جريان شيرين (عبادي) است. شفيعي: اين حرفا چيه! مرتضوي: خانم گنجي، اوضاع خيلي بحرانيه! من الان چند ساعته اينجام، بالاي سر گنجي هم بودم، با دکتراش صحبت کردم، اين تا صبح زنده نمي مونه! اينجا هم چون کاري از دستشون برنمي آد، ديگه نمي تونن گنجي رو قبول کنن، ما مجبور مي شيم که گنجي رو از اينجا منتقل کنيم. شفيعي: من بايد گنجي رو ببينم، نمي تونم الان به حرف هاي شما اعتماد کنم. مرتضوي: بايد قضيه حل بشه. شفيعي: قضيه موقعي حل مي شه، شما از اين پرونده بري کنار. شما خودت از اين پرونده برو کنار ببين چه جوري سريع حل مي شه. وي سپس به ديدن اکبر گنجي مي رود. مرتضوي نيز همراه وي به داخل اتاق مي رود. دکتر گنجي هم حضور داشته است. همسر گنجي وضع گنجي را وحشتناک توصيف مي کند و مي گويد "کاش بچه ها را نبرده بودم". بچه ها تا گنجي را مي بينند، اختيار از کف مي دهند و مرتب گريه مي کردند. همسر گنجي در اين زمان باور مي کند که گنجي نمي ماند و چند ساعت ديگر مي رود! پزشکان بيشتر از 5 دقيقه اجازه ملاقات نداند. درحاليکه خانواده وي قصد خروج داشتند، گنجي سعي مي کند با کشيدن خودش به طرف آنان رفته و خداحافظي کند که در کنار در به زمين مي افتد. اکبر گنجي را بلند کرده و بروي تخت مي گذارند. درحاليکه حال وي اساسا اجازه سخن گفتن به وي را نمي داده، با اصرار معصومه شفيعي به گنجي سرم وصل مي شود. همسر گنجي بعد از اين سخنان مي گريد و مي گويد که گنجي براي مردن هنوز خيلي جوان است و وي حاضر است بميرد ولي گنجي زنده بماند. gooya news ![]() Thursday, July 28, 2005به نام خدا خُنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر استاد ارجمند جناب آقای دکتر عبدالکریم سروش نامهی پر مهر و محبت مورخ ٢١/٤/٨٤ جنابعالی را دریافت نمودم. استاد عزیز شاگرد کوچک خود را مورد تفقد قرار داده و از سر کرامت، اوصافی برای او به کار برده که مطلقاً لایق آن نبوده و نیست. داستان روابط من و شما به ابتدای انقلاب باز میگردد. کلاسهای کلیات فلسفه، فلسفهی علم، فلسفهی اخلاق، مبدأ و معاد، حرکت جوهری و جلسات خصوصی دونفرهای که طی آنها پرسشهای بیشمار خود را مطرح و شما بزرگوارانه بدانها پاسخ میگفتید و من از خرمن شما خوشههای دانش میچیدم. از سال ١٣٥٨ ما بین ما دوستی آغاز شد که هیچگاه پایان نیافت ما همیشه از شما چیزهای تازه میآموختیم. انصاف آن است که شما حق بزرگی برگردن نسل ما دارید و ما از طریق شما و به وسیلهی شما با مدرنیته و روایتهای مختلف از دین و انسان محق آشنا شدیم. با شما به دنیاهای جدیدی گام نهادیم و چشمان ما را شستید تا طور دیگری ببینیم. مسئله، فقط مسئلهی فلسفهی تحلیلی و عقلانیت انتقادی نبود. با مولوی و حافظ آتشی در وجود ما روشن کردید که هیچگاه خاموش نخواهد شد. مگر میتوان با تجربهی عاشقانهی مولوی آشنا شد و از قشریت عوامفریبان نگریخت؟ حافظی که زهد ریایی مشایخ شد و سالوس آنها را به نقد میکشید، هشدارمان میدهد: نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار که در مشایخ شهر این نشان نمیبینم او به ما خبر میداد که واعظان «چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند» و چون به روز داوری باور ندارند، در کار داور، قلب و دغل میکنند. زیر خرقهی زنار پنهان میکنند و گشودن در خانهی تزویر و ریا کار آنهاست. در عین آلودگیهای فراوان، دعوی بیگناهی میکنند. خدمت دیگرشان، حمایت از خونریزان است. با این که هیچ نمیدانند، دعوی رازدانی میکنند. پیمان شکنند. نقد حافظ از جامعهی دینی و آفات آن پایان ناپذیر است ولی نقد حافظ باید تکمیل شود. حافظ هیچ تجربه و اطلاعی از جوامع توتالیتر و جنبشهای فاشیستی نداشت. چون نظامات فاشیستی بعدها به وجود آمدند. نظام توتالیتر و نظام سرکوب، رعب و وحشت است. جامعهی تک صدایی است که در آن فقط صدای رهبر شنیده میشود، جایی که جامعهی مدنی کاملاً سرکوب میشود و حوزهی خصوصی به رسمیت شناخته نمیشود، رهبر به مقام خدایی میرسد و آن بیچارهی خود هراس و دیگر هراس باید توسط مردم ترسیده شود. رهبر خودکامه همه را به شکل دشمن میبیند. دوستان دیروز، دشمنان فردای اویند. حتی مرگ رقبا خیال او را راحت نمیکند، باید خاطره و نام آنها از تاریخ و خاطرهها حذف شود. مردم به هر جا میروند و به هر کجا نگاه میکنند، باید او را ببینند. ما با سودا و تمنای ایجادِ چنان نظامی روبرو هستیم. کوششها و همت ما مصروف و معطوف به این مقصد است. اگر حافظ در میان ما نیست که با شعر خود این تمنا را نقد کند بانوی غزل ایران (سیمین بهبهانی) و دیگران باید این سودا را به تصویر کشند و بیرحمانه آن را نقد نمایند. سلاخی روشنفکران و دگراندیشان، بستن مطبوعات و حبس روزنامهنگاران، ضرب و شتم اساتید و حملهی وحشیانه به دانشگاه، مضروبکردن اجتماعکنندگان دموکراسیخواه با باتوم و پنجهبوکس؛ تمنا و آرزوی صرف نبوده. اینها مصادیق عینی آن تمنایند که نهایت آن فاشیسم است. اینها بخشی از مرده ریگ نازیسماند که به فاشیستهای ایرانی به ارث رسیده است. حبس دگراندیشان در سلولهای انفرادی و شکنجهی آنها برای توبهنامهنویسی و اقرار به جرایم ناکرده، دقیقاً از استالین تقلید شده. استالینیسم یعنی سلول انفرادی، یعنی خودتخریبگری برای خوشایند رهبر. دوست عزیزم دکتر حسین قاضیان تنها بخش کوچکی از ماجرای کثیف پروندهی نظرسنجی و کثافت کاری سعید مرتضوی برای خوشایند رهبر را بر ملا کرد. اگر عباس عبدی روزی به سخن درآید و بخشهای دیگری از این پرونده را برملا کند، رذالت و پستی انجام شده افشا خواهد شد. باید دیگرانی بگویند که چگونه شکنجه میشدند تا اعتراف کنند با فلان زن همسردار رابطهی نامشروع داشتهاند. آری، آقای خامنهای از همهی اینها اطلاع داشت و دارد. به قول آقای خمینی اگر شاه اطلاع ندارد، شاه نیست و اگر اطلاع دارد، در جنایت شریک است. آری چون آقای خامنهای رسانهها را پایگاه دشمنی میدانست و روشنفکران را عاملان شبیخون فرهنگی دشمن، برخی از آنها سلاخی و ترور شدند، برخی زندانی، تعدادی شکنجه، برخی در میادین مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی دیگر حذف شدند. قرار بود از این طریق نه تنها نظرات آقای خامنهای اثبات شوند بلکه میبایست دشمنان خیالی، محصول ذهن آقا نابود شوند. حتماً به یاد میآورید که چه غوغایی برپا شد که جاسوسی بزرگی (پروندهی نظرسنجی) کشف شده است. اما عباس عبدی اینک در دیوان عالی کشور تبرئه میشود و حسین قاضیان نیز بخشی از ماجرا را بر ملا میکند. مرتضوی از طریق شکنجه و جعل اسناد جاسوس درست کرد، چون آقای خامنهای دوست داشت که در میان اصلاح طلبان جاسوس وجود داشته باشد. روشنفکران را کشتند چون آقای خامنهای آنها را دشمن تلقی میکرد. *ادامه مطلب در ايران امروز ![]() Tuesday, July 26, 2005
با توجه به پروژهی مرگ من توسط عالیجنابِ عالیجنابان خاکستری پوش یعنی، سعید مرتضوی، بخش رسانه ای قتل های زنجیره ای، اطلاعات موازی و حبس من در قرنطینهی طبقهی دوازدهم بیمارستان میلاد و تحمل شرایطی بسیار سخت تر از زندان اوین، به هیچ وجه زیر با عمل جراحی نمی روم و از بعد از ظهر شنبه ١/٥/٨٤ سرم های مورد نیاز برای عمل جراحی را به طور کامل قطع کرده ام. شرایط سخت غیر قانونیِ تحمیلی عبارت اند از: محروم ساختن من از دیدن وکلایم – خانم شیرین عبادی و دکتر مولایی- ، محرومیت از تلفن، محرومیت از روزنامه، محرومیت از ملاقات با دوستان، محدود نمودن ملاقات با خانواده به صورت کاملاً تبعیض آمیز (کلیهی بیماران بیمارستان در تمام روزهای هفته با هرکس بخواهند ملاقات دارند)، فشار وارد کردن بر من از سوی دادستان تهران جهت عمل جراحی بدون اطلاع خانواده. در حالی که ٤٥ روز از اعتصاب غذای من می گذرد وزنم از ٧٧ کیلوگرم به ٥٢ کیلوگرم کاهش یافته است، به هیچ وجه زیر بار عمل جراحی نمی روم و از بعد ازظهر شنبه ١/٥/٨٤ سرم های مورد نیاز برای عمل جراحی را به طور کامل قطع کرده ام و فقط از آب، چای و قند استفاده می کنم و به صراحت به تیم حفاظتی گفته ام به سرعت مرا به زندان بازگردانند. من به هیچ وجه زیر بار پروژهی عالیجنابِ عالیجنابان خاکستری پوش نمی روم و به صراحت تأکید می کنم که آقای شاهرودی باید این پرونده را از دست سعید مرتضوی در آورد. سعید مرتضوی در همان شب ورود به بیمارستان به من گفت: « اجازه نمی دهم هیچ روزنامه ای چیزی در بارهی تو منتشر کند من (مرتضوی) به همهی روزنامه ها تلفن کرده و به آنها می گویم چیزی در مورد تو منتشر نکنند. همهی روزنامه ها تابع من هستند می دانند اگر به حرف من عمل نکنند آنها را می بندم و مدیرانشان را راهی زندان می کنم. » در روز شنبه ١/٥/٨٤ مرتضوی چندین با سعی کرد از طریق تلفن با من مذاکره کند امّا من زیر بار نرفتم. من باید هرچه سریع تر خانم دکتر شیرین عبادی و آقای دکتر مولایی را ملاقات کنم من باید هرچه سریع تر آقایان: سعید حجاریان، رضا تهرانی و عیسی سحرخیز را که از دوستان مورد وثوقم هستند ملاقات کنم و با آنها مشورت نمایم. من باید بتوانم با تلفن با هرکس که تمایل دارم صحبت کنم آقایان هم می توانند از طریق شنود صحبت های ما را گوش کنند. من باید بتوانم با دوستانم ملاقات کنم. از این به بعد در هر جلسهی مذاکره ای ؛ از سوی مسؤلین با من باید آقایان: حجاریان، تهرانی و سحرخیز حضور داشته باشند. تنها خواست من آزادی بدون قید و شرط است. عالیجنابِ عالیجنابان خاکستری پوش دو راه بیشتر پیش رو ندارند: یا باید مرا بکشند و هزینهی آن را بپردازند و یا مرا بی قید شرط آزاد سازند. آقایان بدانند گنجی بر سر آنچه حق میداند تا آخر ایستاده است. اگر نظام جمهوری اسلامی ایران حاضر است هزینهی این جنایات را بپردازد، من در اختیار آنها هستم می توانند مرا بکشند. امّا گمان می برم که کشتن من هزینهی سنگینی برای رژیم ج.ا.ا به دنبال خواهد داشت. این بار قضیه به عکس دفعات پیش کاملاً شفاف و روشن در ملاء عام و در برابر دیدگان تمام جهانیان است.بیمارستان میلاد اکبر گنجی٢/٥/١٣٨٤ Iran Emrooz ![]()
اطلاعیه گزارشگران بدون مرز: عليرغم بستری شدن اکبر گنجي در بيمارستان اما وضعيت سلامت وی بهبود نيافته است. گزارشگران بدون مرز بارديگر نگراني عميق خود را از وضعيت سلامت اکبر گنجي و انزجار خود را از رفتار غير انساني دستگاه قضايي ايران ابراز مي کند. دستگاه قضايي ايران و شخص آيت اله شاهرودی مسئول حفظ جان و سلامت اکبر گنجي است. گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند :" از دوشنبه ٢٧ تيرماه که اکبر گنجي به بيمارستان انتقال يافته است دو کيلو وزن کم کرده است و در چهل و چهارمين روز اعتصاب غذايش وزنش به ٥٢ کيلو رسيده است. از سوی ديگر ما از اصرار دادستان عمومي تهران سعيد مرتضوی برای تحت عمل جراحي قرار دادن اکبر گنجي که بنا بر نظر عمومي پزشکان وضعيت جسمي وی اجازه ی بيهوشي را نمي دهد، نگران هستيم." خانم معصومه شفعيي همسر اکبر گنجي به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است که نامه ای را خطاب به آيت اله شاهرودی منتشر کرده است در اين نامه وی با توضيح وضعيت بحراني گنجي، از آقای شاهرودی خواسته است که که " اين پرونده هر چه سريعتر از آقای مرتضوی گرفته شود، جهت اطلاع از وضعيت وخيم آقای گنجي نماينده ای به بيمارستان اعزام تا از وضعيت بحراني وی گزارشي تهيه شود و هر چه سريعتر امکان ملاقات هيات ٣ نفره مرکب از آقايان : سعيد حجاريان، رضا تهراني و عيسي سخرخيز فراهم آيد، که در شرايط وخيم فعلي، وی را به دريافت مجدد سرم که از روز شنبه گنجي از دريافت آن امتناع مط روزد، متقاعد نمايند. در پايان اين نامه همسر گنجي، آقای شاهرودی را مسئول مستقيم حفظ جان همسر خود اعلام کرده است. از سوی ديگر خانم شيرين عبادی در مصاحبه ای با خبرگزاری فرانسه " نگراني عميق خود را از وضعيت سلامت اکبر گنجي" اعلام کرده است. وی هنوز موفق به ديدار با موکل خود نشده است. اکبر گنجي اعلام کرده است که در بعد از انتقالش به بيمارستان ميلاد از سوی سعيد مرتضوی مورد تهديد قرار گرفته است. سعيد مرتضوی اعلام کرده است، انتقال وی به بيمارستان برای کم کردن فشار های بين المللي بوده است و" تو را به بیمارستان منتقل کردیم، مرگ در بیمارستان هم یک امر طبیعی است." gooya news ![]() Monday, July 25, 2005
هموطنان عزیز بنا بر اخبار رسیده ، اکبر گنجی قرار است فردا تحت عمل جراحی مینیسک زانو قرار گیرد. از آنجا که این عمل جراحی با وجود مخالفت خود گنجی و خانواده او صورت میگیرد و به هیچ وجه عملی ضروری نمیباشد و با توجه به وضعیت جسمی ایشان، درچهل و دومین روز اعتصاب غذا و قرنطینه خبری و خصوصاً کارنامه سیاه حاکمین در نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران، ما "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی"، ضمن ابراز نگرانی خود، از کلیه هموطنان و نهادهای مدافع حقوق بشر خواستاریم، که با حفظ هوشیاری در این مقطع زمانی حساس، با پخش هرچه وسیعتر و سریعتر خبر در رابطه با اکبر گنجی ، با درخواست آزادی هرچه زودتر و بدون قید و شرط گنجی ، به حفظ جان او یاری رسانیم. "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی" ihrnena@gmail.com انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) : yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر اکبر گنجی از قبول عمل جراحی امتناع کرد و خواهان بازگشت به زندان شد ![]()
مرتضوی می خواهد گنجی عمل جراحی شود، ما می ترسيم – همسر گنجی در حالی که دادستانی تهران با انتقال اکبر گنجی به بيمارستان ميلاد، اين بيمارستان را به محوطه ای نظامی تبديل کرده و از حضور کارکنان بيمارستان و بستگان گنجی جلوگيری می کند، اخبار و گزارش های ساختگی که توسط دادستانی به روزنامه های نزديک و همفکر داده می شود بر نگرانی ها افزوده است. يک پزشگ بيمارستان ميلاد که از افشای نام خود خودداری کرد در تماسی اعلام خطر کرد که هر نوع عمل جراحی برای اکبر گنجی خطرناک است در همين حال خانم معصومه شفيعی به "روز" گفت سعيد مرتضوی اصرار دارد که گنجی عمل جراجی شود و ما می ترسيم. بالاگرفتن نگرانی درباره جان اکبر گنجی و نقشه هائی که برای وی تدارک ديده شده در زمانی مطرح می شود که نظر ناظران سياسی بين دفتر هاشمی شاهرودی و دستگاه تحت رياست محسنی اژه ای که در سال های گذشته به طور مستقيم دستور خود را از مقامات بالاتر گرفته است، بر سر آزادی اکبر گنجی اختلافات جدی بروز کرده است. در حالی که شاهرودی بعد از گفتگو با خاتمی در صدد بر آن برآمده که تا قبل از پايان دوره رياست چمهوری محمد خاتمی اکبر گنجی و زندانيان سياسی دوران اصلاحات آزاد شوند، محسنی اژه ای که فرامينش توسط سعيد مرتضوی به اجرا نزديک در می آيد با اين فکر به شدت مخالفت کرده و چنين عملی را باعث بی اعتبار شدن قضات و کسانی می دانند که در اين سال ها در بيش تر مواقع بدون رعايت مقررات قانونی فرامين مقامات بالا را به اجرا گذاشته اند. مصاحبه با خانم گنجی معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی در گفت و گو با روز، از وخیم شدن احوالات اکبر گنجی و اصرار سعید مرتضوی بر عمل جراحی او سخن گفت. وی اظهار داشت: به گنجی گفته اند در مورد عمل به خانواده ات چیزی نگو. بعد از عمل آنها را درجریان بگذار. اکبر هم نپذیرفته و استدلال کرده است که اگر در حین عمل بلایی سر من آمد جواب خانواده ام را چه کسی می دهد. او همچنین به ماموران آقای مرتضوی گفته مرا به زندان برگردانید ، در آنجا احساس امنیت بیشتری می کردم. خانم شفیعی سپس اظهار داشت: در واقع اکبر در اینجا با محدودیت های زندان به اضافه محدودیت های بیمارستان روبروست. او را در یک طبقه عملا حبس کرده اند و درحالیکه بیماران دیگر هر روز ملاقات دارند، برای وی فقط سه بار ملاقات در هفته با نزدیکان درجه اول و آن هم فقط دو ساعت پیش بینی شده است. امروز هم که اصلا اجازه ملاقات ندادند. ما در آنجا داد و بیداد زیادی کردیم، عاقبت گفتند به منزل بروید، آقای گنجی به خانه زنگ خواهد زد. ما هم به خانه برگشتیم. بعد از مدتی اکبر زنگ زد و باصدایی بسیار ضعیف گفت اصرار دارند مرا عمل کنند. من هم نپذیرفته ام و از امشب دیگر سرم هم قبول نمی کنم. اکبر همچنین گفت که اعتصاب غذایش ادامه داردواز آقایان خواسته است که هرچه زودتر او را به زندان برگردانند. خانم شفیعی همچنین گفت: طرف صحبت ما در تمام مدت ماموران قاضی مرتضوی هستند و من نمی دانم پشت پرده چه خبر است، برای همین به شدت نگران و آشفته هستم. از آقای مرتضوی همه کاری برمی آید. برای همین خواسته ام به گروهی از پزشکان بدون مرز اجازه بدهند که از همسرم دیدن کنند، ولی آقایان اجازه نمی دهند. ما به این تیم پزشکی اعتماد نداریم، اینجا از زندان هم بدتر است. همسر گنجی درباره وضع جسمی اکبر گنجی گفت: وزن اکبر به 52 کیلو رسیده و عملا دیگر نیروی حرف زدن ندارد،و با سرم زنده است، که آن را هم از دیشب دیگر قبول نمی کند. در چنین شرایطی من نمی دانم اصرار برای عمل جراحی روی کسی که 44 روز در اعتصاب غذا بوده و حتی میزان چربی بدنش در زندان بیمارستان کاهش هم یافته، برای چیست. اصلا او چطور می تواند بیهوشی و عمل جراحی را تحمل کند.من نگرانم و هیچ کاری هم از دستم بر نمی آید. از طرف دیگر با توجه به مطالب روزنامه کیهان در ارتباط با نقشه" بعضی ها" برای کشتن گنجی و بهره برداری سیاسی و نسبت دادن این نقشه به خانم شیرین عبادی و"یکی از نزدیکان عبدی"، خانم شفیعی گفت: فکر می کنم می خواهند بلایی سر اکبر بیاورند و بیندازند گردن خانم عبادی و من. در حالیکه این حرف ها دروغ محض است و اکبر هم این حرف ها را تکذیب کرده ، ولی وقتی کیهان زمینه می چیند، باید مطمئن بود که دارند یک کاری می کنند. پزشکان چه می گویند؟ پیش از این گفته شده بود که عمل جراحی گنجی نیاز به آماده سازی دارد، اما امروز یکی از پزشکان بیمارستان میلاد که نخواست نامش فاش شود، به" روز" گفت: آقای مرتضوی به تیم پزشکی بیمارستان میلاد دستور داده که هرچه زود تر گنجی را عمل کنند. پزشکان این بیمارستان نیز به دلایل پزشکی از این کار پرهیز دارند، زیرا کسی که بیش از 40 روز در اعتصاب غذا به سر برده مطلقا آمادگی پذیرش داروی بیهوشی را ندارد و بیهوش کردن وی به معنای ارتکاب قتل است. اما آقای مرتضوی گفته اگر پزشکان میلاد این کار را نکنند ، او یک تیم پزشکی از بیمارستان دیگری به آنجا خواهد آورد در همین ارتباط يکی از پزشکان بیمارستان میلاد نیز هم ضمن تایید شایعات گفت، داروی بیهوشی برای آقای گنجی مثل سم است. کبد و کلیه وی عملا از کار افتاده و قابلیت دفع داروی بیهوشی را ندارد، لذا ما به هیچ وجه مایل نیستیم به این فشار تن بدهیم. باید دید مسئولین بیمارستان در این ارتباط چه می کنند ![]() Tuesday, July 19, 2005
اکبر گنجي در بيمارستان بستری و ازحق ملاقات محروم شد اکبر گنجي روزنامه نگار زنداني در سي وششمين روز اعتصاب غذايش در بيمارستان ميلاد بستری شد. اما خانواده و وکلايش اجازه نيافتند که با وی ملاقات و از سلامت او اطمينان حاصل کنند. گزارشگران بدون مرز انزجار خود را رفتار غير انساني دستگاه قضايي ايران اعلام مي کند و خواهان ملاقات فوری خانواده و و وکلای اکبر گنجي با وی برای مطلع شدن از وضعيت جسمي اين روزنامه نگار است. رفنار دستگاه قضايي که به سوی مرگ راندن زنداني بيمار برای دسترسي به حق درمان است، غير قابل پذيرش است. اين اقدامات دستگاه قضايي ايران نقض فاحش حقوق بشر است و جمهوری اسلامي برای آن بايد پاسخگو باشد. امروز مسئوليت سلامت اکبر گنجي که در پي ٣٦ روز اعتصاب غذا ٢٢ کيلو وزن کم کرده است بر عهده ی دستگاه قضايي ايران است. خانم معصومه شفيعي همسر اکبر گنجي به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد که " از وضعيت جسمي همسرش بي خبر و شديدا نگران است" ايشان همچنين اعلام کردند که "به اطلاعيه و گفته های مقامات قضايي ايران بي اعتماد هستند" اکبر گنجي در ۱٩ خرداد به زندان اوين بازگشت و اعتصاب غذای خود را آغاز کرد. در اين مدت کميسيون حقوق بشرسازمان ملل، دفتر لوئيز آربور کميسرعالي حقوق بشر، مسئولان گروه های کاری سازمان ملل به ويژه گروه کاری آزادی بيان و دستگيری های خودسرانه، کميسيون حقوق بشر اروپا، پارلمان اروپا، برخي کشورهای غربي چه علني و چه با ارسال نامه و اخطار از سوی سفارتخانه هاي شان، پرزيدنت جرج بوش و دولت امريکا و دهها نهاد بين المللي و شخصيت برجسته جهاني با ابراز همبستگي خود خواهان آزادی اکبر گنجي از زندان شده اند. يادآوری دوم ارديبهشت ماه ۱٣٨٤، اکبر گنجي ششمين سال زنداني بودن خود را آغاز کرد.اکبر گنجی روزنامه نگار صبح امروز در ٢ ارديبهشت ١٣٧٩ پس از احضار به دادگاه ١٤١٠ معروف به دادگاه مطبوعات دستگير و روانه ی زندان شد. دليل عمده بازداشت و محاکمه ی وی روشنگری هايش درباره کشتار روشنفکران و مخالفان رژيم معروف به « قتل های زنجيره ای» در سال ١٣٧٧ بود. در دی ماه ١٣٧٩ طی حکمی به ده سال زندان و پنج سال تبعيد محکوم گرديد، در ارديبهشت ١٣٨٠ دادگاه تجديدنظر حکم را به شش ماه کاهش داد ولی در ٢٤ تير ماه، ديوان عالی کشور بلافاصله رای دادگاه تجديدنظر را مردود اعلام و گنجی را به شش سال زندان محکوم کرد. پنجشنبه ۱٩ خرداد اکبر گنجي اعتصاب غذای نا محدود خود را آغاز کرد. يکشنبه ٨ خرداد در پي مذاکراتي که در زندان ميان مسئولان و اکبر گنجي و خانواده و وکلايش انجام شد وی برای مداوای پزشکي به مرخصي آمد، اما دوشنبه ۱٥ خرداد ماموران امنيتي دادستاني برای به زندان بازگردندن وی به منرل اش يورش بردند gooya news ![]() Monday, July 18, 2005
وكيل اكبر گنجي: امكان ملاقات با موكلم را نيافتم مرتضوي در گفتگو با فارس: گنجي پس از پايان درمان به زندان بازگردانده خواهد شد دفتر تحكيم وحدت در صورت ادامه بازداشت "گنجي" برنامههاي عملي ديگري برگزار خواهد كرد ![]()
اكبر گنجي كه مدتي است در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده است، به بيمارستان منتقل شد. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اكبر گنجي شب گذشته، از زندان اوين به بيمارستان انتقال يافت. خانوادهي گنجي در بيمارستان حاضر شدهاند اما تاكنون موفق نشدهاند كه وي را ملاقات كنند. Iran emrooz ![]() Saturday, July 16, 2005
امروز (یکشنبه، ١٩/٤/١٣٨٤) دقیقاً ٣٠ روز از اعتصاب غذای من میگذرد، طی دو مرحله اعتصاب غذا (یازده روز در ابتدای خردادماه، سی روز از بیست و یکم خرداد ماه) وزن من از ٧٧ کیلوگرم به٥٥ کیلو گرم کاهش یافته است، یعنی٢٢ کیلوگرم کاهش وزن در عرض ٤١ روز اعتصاب غذا. برای بسیاری در داخل و خارج از کشور این پرسش مطرح است که چرا اعتصاب غذا کردهام و چرا از طریق خود ویرانگری بدنبال رسیدن به هدفهای مشروع هستم. مگر عقلانیت عملی حکم نمیکند که وسائل و روشهای رسیدن به اهداف با یکدیگر تناسب داشته باشند؟ مگر عقلانیت نظری حکم نمیکند که برای کلیه ادعاها (اعتقادات و باورها) دلایل متناسب ارائه شود؟ آیا کنشی که انجام میدهم با عقلانیت نظری و عملی سازگار است؟ آیا با روشی که در پیش گرفتهام نزد عقلا و آزادی خواهان و مدافعان حقوق بشر دیوانه تلقی نمیشوم؟ در اینجا با توجه به ضعف شدید جسمی که توانم را کاملا تحلیل برده است، سعی خواهم نمود تا مواضع خود را بطور شفاف و روشن با همگان در میان بگذارم. ١ ) جرم دگراندیشی: ١-١) دموکراسیخواهی: ٢-١) مبارزه برای حقوق بشر: ٢) عدالت اجتماعی فاشیستی: ٣) پروژه قهرمان سازی و اسطوره پردازی: ١-٣) به جای دست کشیدن از مبارزه با جباران و ناقضان حقوق بشر، باید توهّمات ماقبل مدرنِ مردم را رد کرد. باید گوشزد کرد که هیچ نجات دهندهای وجود ندارد. تمام آدمیان، متوسط و جایز الخطااند. بشر زمینی گناهکار و خطا اندیش است. ٢-٣) باید عقاید و باورهای همگان، از جمله دگراندیشان، را از طریق اوراق کردن (Deconstruction)، بی رحمانه به نقد کشید. نقد در عرصه عمومی صورت میگیرد. مگر صادق هدایت، احمد شاملو، شریعتی، مطهری، خمینی، سروش، مجتهد شبستری، ملکیان، شایگان، آشوری، جواد طباطبایی و ... توانستهاند از نقد بگریزند که یک روزنامه نگار متوسط بگریزد؟ این اصلاً مهّم نیست که فردی انتقادناپذیر باشد، این هم مهّم نیست که مریدان یک متفکر یا فعال سیاسی مراد خود را خطاناپذیر بدانند، مهّم آن است که امکان نقد وجود داشته باشد تا در عرصه عمومی، همگان نقد شوند و کسی نتواند با ایدئولوژیهای تمامت خواه، مردم را فریب دهد. عرصهی عمومی را روشنفکران و متفکران شجاع باید بسازند، نه آن که منتظر بمانند تا رژیم حاکم برای آن ها عرصه عمومی بسازد. عقلانیت انتقادی تنها سلاح در مبارزه با قهرمان سازی است. ٣-٣) مسئله اصلاٌ ربطی به قهرمان سازی ندارد. مسئله این است، یک فرد را به دلیل عقاید و نظرات دگراندیشانه اش سال هاست که حبس کردهاند امّا به این اقدام غیر منصفانه، غیر عادلانه و نامشروع، کفایت نکرده و او را ممنوع التلفن و ممنوع از درمان بیماری کردهاند، میگویند یا باید توبه نامه بنویسی و تمامی عقاید پیشین خود را نقد و رد کنی یا در شرایط تو نه تنها تحوّلی ایجاد نخواهد شد بلکه پس از پایان محکومیت فعلی سالها تو را از طریق یک محاکمه جدید در زندان نگاه خواهیم داشت. آیا ایستادن در مقابل این فرایند ناجوانمردانه به معنای قهرمان سازی است؟ آیا ناقدان مرا به توبه نامه نویسی دعوت میکنند؟ هدف نظام شکستن و نابود کردن من است. اگرچه جسماً در طول این سال ها کاملاً شکسته شدهام ولی سعی کردهام که از نظر روحی و اعتقادی نشکنم و به جباران حاکم «نه» بگویم. نهای که دارد به بهای جانم تمام میشود. این جسم، در حال زوالِ کامل است، امّا چون به حدسهایی (کلیه نظراتم) که زدهام باور دارم، دلیلی برای انکار آن ها نمیبینم. بدیهی است که تمام آن حدسها باید به تیغ ابطال سپرده شوند. التزام به «عقلانیت نقدی» با «به زور زندان از اعتقادات دست کشیدن» تفاوت دارد. ٤-٣) رژیم سیاسی لباسی است در حد قد و قامت مردم یک جامعه. اگر مردم، نظام سیاسی خودکامه را میپسندند و آن را برآورنده نیازهایشان میدانند، هیچ کس نمیتواند آنان را از آن چه انتخاب میکنند باز دارد. مردم میتوانند رژیم دیکتاتوری یا دموکراسی را انتخاب نمایند، عَلم دموکراسی برافرازند یا چادر استبداد بر سر کشند. مگر قهرمانِ مردمانی که با خودکامان، سازش و مدارا می کنند، ارزشی دارد که کسی جان خود را فدای آن کند؟ «مردمانی که از دیکتاتورها اطاعت میکنند و در عین حال از زائد بودن آنان به نحوی باخبرند. مردمان این تضّاد را به میانجی این فرض آشتی میدهند که آنان خود همان حاکمان و ستمگران بی رحمند.»(١) ٤) مرگ سقراطی: ٥) دراکولای خون آشام: ٦) نفی و طرد سلطانیسم، پیش شرط دموکراسی خواهی: این شمع در حال خاموش شدن است. ولی این صدا خاموش نخواهد شد. این صدا، صدای زندگی مسالمت آمیز، تحمل دیگری، عشق به انسانیت، ایثار برای مردم، حقیقت طلبی، آزادیخواهی، دموکراسی خواهی، احترام گذاردن به مخالفان، پذیرش سبکهای مختلف زندگی، تفکیک دولت از جامعهی مدنی، تفکیک سپهر خصوصی از سپهر عمومی، تمایزِ نهاد دین از نهاد دولت، برابری تمامی انسانها، عقلانیت، فدرالیسم در چارچوب ایران دموکرات، نفی خشونت و... است. این شمع در حال خاموش شدن است امّا این صدا، صداهای بلندتری به دنبال خواهد آورد: شب با تابوت سیاه، نشست توی چشمهاش خاموش شد ستاره افتاد روی خاک اکبر گنجی زندان اوین ١٩/٠٤/١٣٨٤ مشروح نامه گنجی را در گویا نیوز بخوانيد. ![]() Monday, July 11, 2005
شیرین عبادی و معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی در نامه سرگشاده به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت به وضعیت گنجی هشدار دادند شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل همراه معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی، در نامهای به خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از او خواستند که نگذارد تراژدی قتل زهرا کاظمی تکرار شود. خانم عبادی و شفیعی تاکید کردند که از اجرای سناریویی برای قتل اکبر گنجی نویسنده پیگیر پرونده قتلهای زنجیرهای در هراساند. همزمان کمیته پیگیری آزادی اکبر گنجی، شماری از سازمانها و حدود 400 تن از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی در فراخوانی اعلام کردند درحمایت از گنجی روز سه شنبه 21 تیرماه مقابل در اصلی دانشگاه تهران تجمع خواهند کرد. خبر را بشنوید منبع: رادیو فردا ![]()
اعتصاب غذای يکماههی اکبر گنجی و بیتوجهی حکومت اسلامی به خواستههای او جان اين زندانی سياسی را در معرض خطر مرگ قرار داده است. جمهوری اسلامی با توطئه سکوت در برابر تمامی اعتراضات داخلی و بينالمللی برای آزادی گنجی عملاً سودای مرگ او را در سر میپروراند. در اين ميان نزديک به چهارصدتن از کوشندگان سياسی و فرهنگی همراه با تعدادی از نهادهای دمکراتيک و دانشجويی در داخل کشور، طی فراخوانی از مردم دعوت کردهاند تا روز سهشنبه بيستويک تيرماه هشتادوچهار در مقابل درب اصلی دانشگاه، تهران برای نجات جان گنجی و آزادی او گرد هم آيند . ما امضاکنندگان اين بيانيه ضمن پشتيبانی از اين فراخوان، برای هرچه رساترنمودن خواست آزادی و نجات جان اکبر گنجی و ديگر زندانيان سياسی از تمامی هموطنان آزاديخواه دعوت میکنيم تا به هر طريق ممکن به حمايت از اين گردهمائی برآيند. ميهن جزنی، ناصر پاکدامن، علی حصوری، ناصر مهاجر، احمد سيف، اصغر ايزدی، بهروز معظنی، بهمن امينی، هايده قهرمان، آذر فخر، کامران نوزاد، شهاب فيضی، مجيد زهری، شيما کلباسی، آرش محمدی، امير آزادپناه، شادی صدر، رضا اکرمی، کورش صحتی، محمد ايلبيگی، منصور انصاری، فريناز آريان فر، سرور علی محمدی، اکبر سيف، منوچهر شفايی، شهرام قنبری، نيلوفر بيضايی، محترم چيتگر، اعظم منوچهری، سيروس آرايال، سياوش فرجی، محمد اسکندری، مهرداد درويش پور، مهرداد صبور، سياوش تی، رامين مولايی، پويا داراب، ناصر رحيم خانی، رامش صادقی، باقر مرتضوی، شهره نوری، پوپک سليمی، محمد حيدری، هاله سلحشور، سهند نسيمی، حسن عربزاده حجازی، بهمن زندی، مهشيد راستی، رضا برومند، هرموز کی، سعيد تقوی، حسين باقرزاده، منوچهر شافعی، مريم شانسي، الميرا مرادی، صالح يونسي، علی بيکس، علی مهري، شهره نوري، محمد حسن عليپور، حسن زارع زاده، هادی فهيمیفر، کوروش صحتی، علی ميرفطرس، ويکتوريا آزاد، داودکاويانی، هادی يوسفی، فرد صابری، آسفه سارمی، پيروز ميرزايی، داود نوائيان، خسرو رحيمی، عباس زرينپور، مهدی عارفی نيک. ![]() Saturday, July 09, 2005
فراخوان گردهم آیی در اعتراض به تضییع حقوق اکبرگنجی مردم آزاده و شریف ایران! اعتصاب غذای روزنامه نگار شجاع ایرانی – که بیش از پنج سال است به گناه افشای برخی از نکتههای مبهم قتلهای سیاسی دهه هفتاد و ابراز عقیده و انتقاد صریح نسبت به حاکمیت – در زندان بسر میبرد ، وارد بیست و هشتمین روز شده است. او در مدت تحمل مجازات خود دچار بیماری دشوار تنفسی (آسم) شده است. این روزهای دشوار را تنها به دلیل اعتقادی که به بیگناهی خود در محکومیتی که بار سنگین تحمل آن را بر دوش دارد بر خود هموار میکند ، اما هر انسانی توانایی محدودی در تحمل فشار جسمانی دارد و دیری نخواهد پایید که اکبر گنجی نیز سرنوشت محتوم خویش را در پی آیند این ماراتن دشوار مرگ در خواهد نوردید ، مگر اینکه وجدان بیدار شما مردم وخواستهای پیگیرتان برای درمان بیماری و آزادی او در دگرگون ساختن سرنوشتی که برای او رقم خورده است کارساز شود.. بی تردید کسانی مانند گنجی ، خود خواسته به آغوش مرگ نمیروند. اینان به سبب ماموریتی که در بازگفتن حقیقت در باره شیوههای امنیتی ضد مردمی که گهگاه شاهد آن در سرنوشت مردم بوده ایم ، تن به مرگی ناخواسته سپرده اند و بی تردید اگر اینجنین تقدیر فاجعه باری به نامشان رقم زده شود جز اثبات حقانیت شان در راهی که به ناگزیر برگزیده اند و بی اعتباری بیشتر مرگ اندیشانی که در گوشه و کنار این راه به کمین پویندگان راه حقیقت نشستهاند ، حاصلی نخواهد داشت. تا دیر نشده است با تمام توان ، برای رهایی زندانیان سیاسی که سلاحی جز قلم ، و جرمی جز بیان حقایق ندارند ، تلاش کنیم. ما امضاکنندگان این فراخوان با استفاده از همه شیوههای مسالمت آمیز ، برای اعطای مرخصی بابت مداوای اکبر گنجی ، نجات و آزادی همه زندانیان سیاسی که در راه بیان حقایق و طرح آزادانه اندیشههایشان به زندان افتاده اند خواهیم کوشید. به همین سبب در ساعت پنج تا هفت بعد از ظهر روز سه شنبه بیست و یکم تیرماه ٨٤ مقابل در اصلی دانشگاه تهران ، گردهم خواهیم آمد. از همه نیروهای آگاه و مبارز میهنمان دعوت میکنیم در این گرد هم آیی حضور به هم رسانند. کمیته پیگیری آزادی اکبر گنجی خانواده زندانیان سیاسی دفتر تحکیم وحدت سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) اتحاد دموکراسی خواهان ایران ماهنامه نامه نشریه دانشجوئی بذر برای مشاهده اسامی اين فراخوان اينجا را کليک کنيد. ![]()
اتحاديه اروپا از جمهوری اسلامی خواست اكبر گنجی زندانی سياسی را آزاد كند. بريتانيا كه رياست دورهای اتحاديه اروپا را بر عهده دارد، روز جمعه اطلاعيهای منتشر كرد. متن اطلاعيه چنين است: «اتحاديه اروپا درباره اكبر گنجی، زندانی سياسی در ايران دادخواست فوری میدهد. گفته میشود اكبر گنجی به شدت بيمار است و بنا بر گزارشها به درمان فوری نياز دارد. با توجه به وضعيت او و نياز به درمان فوری، اتحاديه اروپا با در نظر گرفتن ملاحظههای انسانی، از مقامهای ايرانی میخواهد اكبر گنجی را بیدرنگ آزاد كنند». اتحاديه اروپا همچنين درباره ناصر زرافشان زندانی سياسی ديگر كه گفته میشود آزاد شده است، دادخواستی انتشار داد.منبع: گویانیوز ![]() Thursday, July 07, 2005مورد زندانيان سياسی ايران را به مجامع حقوقی بينالمللی بکشانيد سرکار خانم شيرين عبادی! اعلام نام شما بنام برندهی جايزهی صلح نوبل برای همهی دوستداران ايران و آزادی آن حادثهای شيرين بود و در اين راستا ما نيز بلافاصله در بيانيهای اهميت ويژهی آن را متذکر شده و آرزو کرديم که شما بر امواج آرزوهای فرو خفتهی ملت ما کشتی طوفان زدهی آزادی و حقوق بشر در ايران را به ساحل نجات رهنمون شويد.اما اينکه شما در فاصلهی دريافت آن جايزه تا به امروز چه کردهايد موضوع بحث نامهی کنونی ما به شما نيست. ما دانستهايم که شما عقايد و راه و روشهای خودتان را داريد و در اين موارد سخن ما -و ديگرانی که همچون ما میانديشند- تأثير چندانی در شما ندارد. اما اکنون به خاطر وضعيت خطيری که زندانيان سياسی ايران و به خصوص آقای اکبر گنجی با آن دست بگريبان است لازم میبينيم نکتهای را با شما در ميان بگذاريم: شما نمیتوانيد مقام وکالتی را، که از لحاظ حرفهای داريد، از جايگاه رفيع خود بعنوان برندهی جايزهی نوبل صلح منفک کنيد. يعنی، شما -چه بخواهيد و چه نه- ديگر تنها يک وکيل سادهی متهمان دادگستری ايران نيستيد و اعطای جايزهی نوبل اعتباری دو چندان را برای شما فراهم ساخته است که میتوانيد و بايد آن را در جهت کارا کردن مدافعاتتان از موکلينی که به ناحق و فقط به لحاظ بيان عقايد خود به زندان افتادهاند بکار بريد. برخورد شما با پروندهی اينگونه موکلين -که اغلب خود شما خيرخواهانه و داوطلبانه وکالتشان را بر عهده گرفتهايد- نمیتواند برخورد معمولی و حرفهای يک وکيل با وضعيت موکل خود باشد. در آنجا که بر چشمان فرشتهی عدالت چشم بند بیطرفی وجود ندارد صرفاً حرفهای عمل کردن -آن هم از جانب يک برندهی جايزه صلح نوبل- بیشک خلاف مصالح خردپسند است. اکنون اکبر گنجی، در سلول تنهايی خود، با مرگی تدريجی سرگرم است. او ترجيح داده است که بر سر عقايد خود تا هر کجا که پيشايد بايستد، و ولی فقيه نيز بر آن سر است که او را به گور بکشاند و شرش را از سر خود کم کند. بدينسان اکنون بجايی رسيدهايم که ديگر فرصت بندبازیهای حقوقی و قانونی (آن هم در محدودهی سرزمينی که در آن هيچ مطالبهی عدالت خواهانهای جواب نمیگيرد) به سرآمده و تنها اقدامی اساسی میتواند جان اين نويسندهی ارجمند و سلحشور را نجات دهد.ما، بعنوان دو ايرانی معتقد به دموکراسی و حقوق بشر و کوشنده در راه تحقق آن، از شما بانوی بزرگوار تقاضا میکنيم که بيش از اين به وضعيت خطيری که برای موکل شما پيش آمده بيانديشيد و بياد آوريد که تنها شما قادريد تا از موکل خود در صحنههای بينالمللی دفاع کرده و پروندهی او را در مراجع حقوقی بين المللی مطرح سازيد. بياييد و برای اولين بار شما کسی باشيد که پروندهای را به دليل نقض حقوق بشر از محدودههای بومی به عدالت خانههای جهانی میکشانيد. يقيناً اقدام شما نه تنها ماجرای اکبر گنجی را از بن بست جانکاه کنونی بيرون خواهد کشيد که، در عين حال، سابقهی خجستهای خواهد بود در زمينهی عدالت خواهی بين المللی. ما مشفقانه آرزومنديم که چنين شود و ما نخستين بانوی ايرانی برگزيده شده برای دريافت جايزهی صلح نوبل را ببينيم که در اندازههای واقعی مقام بلند بينالمللی خود ظاهر شده و با اقدامی مؤثر و چشمگير، مورد بارزی از نقض حقوق بشر و سرکوب بيان آزاد را در پيش چشم همهی جهانيان بنمايش در آورده است. با تقديم بهترين درودها، چهاردهم تيرماه ١٣٨٤ – پنجم جولای ٢٠٠٥ شکوه ميرزادگی – اسماعيل نوریعلا منبع: ایران امروز ![]() گفتگوی رادیو فردا با الهه هیکس، پژوهشگر و فعال حقوق بشر در آمریکا :: این گفتگو را بشنوید :: در حالی كه اكبر گنجی وارد بيست و ششمين روز اعتصاب غذاي خود شده، گروهها، سازمانها و افراد همچنان با انتشار بيانيهها و نامههای سرگشاده خواستار آزادی او میشوند. اما يكی از اين نامهها كه در سايتهای اينترنتی منتشر شده، نه خطاب به مقامهاي جمهوری اسلامی، بلكه خطاب به خانم شيرين عبادی است. در اين نامه از خانم عبادی خواسته شده مورد زندانيان سياسي ايران را به مجامع حقوقي بينالمللي بكشاند. در مصاحبه با خانم الهه هيكس فعال حقوق بشر در آمريكا، مريم احمدی از راديو فردا اين سئوال را مطرح میكند كه با توجه به تمامی هشدارها، درخواستها و بيانيههای افراد، گروهها، سازمانهای غيردولتی و سازمانهای حقوق بشری و با توجه به اين كه حتی اتحاديه اروپا و وزارت امور خارجه آمريكا خواستار آزادی اكبر گنجی شدهاند، آيا راه ديگری در مقابل خانم عبادی میماند؟ الهه هيكس: قطعا! خانم عبادي بنا بر موقعيتی كه جامعه بينالملل به خصوص اتحاديه اروپا به ايشان داده و ايشان برنده جايزه صلح نوبل هست، به راحتي میتواند با مكانيزم هايي كه عملا میتوانند از دولت ايران سئوال بكنند يا حتي دخالت كنند، خانم عبادی اين موقعيت را دارد و هيچ ارگان و شخص ديگری در داخل ايران اين موقعيت را ندارد. البته سازمانهای بينالمللی حقوق بشر توانستند به مساله آنقدر انعكاس وسيعی بدهند كه دولتی مانند آمريكا و حتی اتحاديه اروپا مساله آقای گنجی به خصوص را زير نظر دارند و از نزديك دنبال میكنند. آنچه كه خانم عبادی میتوانند انجام بدهند الان، اين است كه بنا به موقعيتی كه دارند، میتوانند با كميساريای عالی حقوق بشر ملاقات كنند در سوئيس و از ايشان بخواهند مداخله كند تا با قدرتی كه دارند آقای گنجی را به بيرون از زندان و بيمارستان منتقل كنند. از طريق ديگر خانم عبادی میتوانند با گزارشگرهای مخصوص در سازمان ملل كه يكي از آنها گروه كاری دستگيریهای خودسرانه است، خانم ليلا زراقی كه از ايران هم ديدار كرده، از آنها بخواهند كه مداخله كنند. گزارشگر مخصوص شكنجه، گزارشگر مخصوص آزادی بيان كه آنهم از ايران ديدن كرده، اينها به علت اساسنامهای كه دارند، میتوانند صريحاً از دولت جمهوری اسلامی سئوال كنند و دولت ايران اين وظيفه را دارد كه به آنها پاسخگو باشد. اين كاری است كه در كوتاهمدت و در اسرع وقت، كسی مانند خانم عبادی به راحتی میتوانند اين كار را انجام دهند. مريم احمدی (راديو فردا): خانم هيكس شما با پروندههای متعددی از نزديک و دور سروكار داشتيد. مشكل عمده پرونده آقای گنجی چيست كه مقامات جمهوری اسلامی بيشترين سختگيری را در مورد ايشان میكنند؟ الهه هيكس: نقشي كه آقای گنجی در افشاگري مقامات جمهوری اسلامی ايران داشته، هيچ روزنامهنگار ديگری تا آن حد جلو نرفته و اين كه شخصا در نوشتههايش و كتابشان مقامات ايران را در دوران حكومت آقای رفسنجانی مقصر دانسته و نقش آنها را در قتلهای زنجيرهای مخالفان چه در داخل و چه در خارج از ايران را در طول 25 سال گذشته از بدو انقلاب اسلامی. و همينطور آقای زرافشان هم اين نقش را داشتند كه وكالت خانوادههای قربانيان قتلهاي زنجيره اي را قبول كردند و اخباری را كه از پروندهها داشتند منعكس كردند و اينكه اتهاماتي كه به آن كسانی كه زده شده بود را قبول نكردند و خواستار يك دادگاه علنی بودند. اين دو نفر بيشتر مورد ضرب و شتم مقاماتی هستند كه در داخل دادگستری و قوه قضاييه جمهوری اسلامی نقش بازوی صورت پنهان را بازی میكنند. مریم احمدی: اين اتهامهايی كه در مورد آقای گنجی يا زرافشان است، يعنی مساله قتلهای زنجيرهای و آن كتابی كه آقای گنجی نوشته بود، اينها همه درواقع برمیگردد به آقای رفسنجانی، در حالی كه آقای گنجی در آخرين نامهای كه از زندان نوشتند، آقای خامنهای را مسئول مستقيم مرگشان دانستند. چرا؟ الهه هيكس: اين سئوال را بايد از خود آقای گنجی كرد، ولی كتابهايی كه ايشان نوشته و صحبتهايي كه ايشان كرده و قتلهايی كه در زمان آقای رفسنجانی اتفاق افتاده ايشان از گفتههای خودش برنگشته، ولی آنچه كه ايشان را در زندان نگاه داشته و طبق گفتههايی كه ايشان كرده، شخص رهبری را مسئول دانسته. تا زمانی كه در همين كتابهای آقای گنجی هم اشاره شده، يک كميسيون حقيقتياب ملی تشكيل نشود در ايران و يکيک اتهاماتی كه آقای گنجی زده و صحبتهايی را كه كرده بررسی نشود و اگر مقامات ايران مايل به روشنكردن و افشای اين هستند كه چه كسی در داخل حاكميت ايران پشت قتلهای زنجيرهای بوده و پشت نگاه داشتن فعالين سياسی و روزنامهنگاران در زندان است، بايد كميسيون حقيقتياب ملی تشكيل شود و اين قتلها را به طول مستقل و علنی بررسی كند. منبع: رادیو فردا ![]() Monday, July 04, 2005
همسر اكبر گنجي از ملاقات امروز خود با همسرش خبر داد. به گزارش" ايلنا" در نمابري كه از سوي معصومه شفيعي به دفتر اين خبرگزاري ارسال شده، آمده است: گنجي هم چنان لاغر و ضعيف و بيحال و رمق اما از روحيهاي بالا و مصمم برخوردار است و تنها خواستهاش آزادي بدون قيد و شرط است. وي در ادامه نمابر خود آورده است: در ملاقات امروز همسرم ميگفت طي 63 ماه گذشته تمام راههاي قانوني و مسالمتآميز را براي احقاق حق و رفع ظلم طي كرديم اما نه تنها هيچ پاسخي دريافت نكرديم بلكه شرايط سختتر هم شد، مرا تهديد كرده و ميكنند كه اگر توبه نامه ننويسم و تمام نظرات پيشين خود را انكار نكنم و پس از پايان حبس فعلي در محاكمه ديگري به حبس طولانيتري محكوم خواهد شد لذا براي نشان دادن ظلمي كه بر من رفته است و براي احقاق حق، راهي جز اعتصاب غذا در پيش ندارم. در ادامه اين نمابر به نقل از گنجي آمده است: براي احقاق حق بايد از جان مايه گذاشت، اگر هم به حق خود دست نيابم حداقل آن است كه نگاه جهانيان را به آنچه در ايران ميگذرد، جلب خواهم كرد. شايد از اين طريق باعث شوم تا چنين مصايبي براي ديگران رخ ندهد، من هيچ اقدام عملياي انجام نداده وتنها نظرات خود را بيان كردهام. شفيعي به نقل از گنجي آورده است: سخن اگر منتهي به خشونت عملي نشود، در هيچ جاي دنيا جرم نيست. gooya news ![]() Friday, July 01, 2005
اكبر گنجی از زندان اوين: ● امروز ١٩ روز از اعتصاب غذای من میگذرد. در ابتدای خرداد ماه ، ١١ روز در اعتصاب غذابودم. از ٢١ خرداد مرحله دوم اعتصاب غذا آغاز شد. در مجموع ، طی ٣٠ روز اعتصاب غذا ، وزن من از ٧٧ کیلوگرم به ٥٨ کیلوگرم کاهش یافته است. یعنی طی یکماه ١٩ کیلو کاهش وزن. ● بدانید گنجی تا رسیدن به مقصود، دست از اعتصاب غذای نامحدود بر نخواهد داشت. توبه نامه نویسی شیوهی بازجویان استالین بود که به استالینیستهای ایرانی به ارث رسیده است. ● اگر من در زندان بمیرم، عامل و آمر قتل من آقای خامنهای است. مرتضوی بطور مستقیم از طریق آقای حجازی از آقای خامنهای دستور میگیرد. من با حکومت نامحدود و غیر انتخابی آقای خامنهای مخالفت کردهام. ايران امروز: امروز ١٩ روز از اعتصاب غذای من میگذرد. در ابتدای خرداد ماه ، ١١ روز در اعتصاب غذابودم. از ٢١ خرداد مرحله دوم اعتصاب غذا آغاز شد. در مجموع ، طی ٣٠ روز اعتصاب غذا ، وزن من از ٧٧ کیلوگرم به ٥٨ کیلوگرم کاهش یافته است. یعنی طی یکماه ١٩ کیلو کاهش وزن. مرا در سلول انفرادی بند ٢٤٠ حبس کردند ومجازاتهای اضافی دیگری چون ممنوع التلفن بودن ، ممنوع الملاقات بودن ، ممنوعیت مطالعه روزنامه و ممنوعیت استفاده از هواخوری را برمن تحمیل کردند. دروغ در نظامهای اقتدارگرا ، از رذیلت به فضیلت تبدیل میشود. دروغگویان مدعیاند: زندانی سیاسی نداریم، سلول انفرادی نداریم، اعتصاب غذا در زندانهای ایران وجود ندارد، زندانها به هتل تبدیل شده است. مشکلات و مسائل را از طریق تغییر نام حل میکنند. سلول انفرادی را سوئیت مینامند و گمان باطل میبرند که مسئله حل شده است. آیا اگر کسی الاغ را طوطی بنامد الاغ از طریق انقلاب ماهیت به طوطی تبدیل میشود؟ زندانی یعنی سلب آزادی. آیا با هتل نامیدن زندان، ماهیت زندان دگرگون میشود؟ (از تعابیر ذات گرایانه استفاده کردم چون فیلسوفان مسلمان، ذات گرایند و انقلاب ماهیت را محال میدانند.) زندانی سیاسی کسی است که به دلیل عقاید و بیان نظرات دگراندیشانهاش زندانی میشود. تمام نهادهای حقوق بشری دنیا تأیید کردهاند که طی سالهای گذشته صدها نفر به دلیل دگراندیشی در ایران زندانی شدهاند. دادستانی دروغ ساز تهران یک روز مدعی میشود گنجی را به دلیل اعتصاب غذا در سلول انفرادی حبس کرده است. روز دیگر میگوید گنجی را برای تنبیه در انفرادی حبس کردهاند و تا زمانی که متنبه نشود در انفرادی خواهد ماند و در آخرین اظهار نظر میگویند «از آنجایی که گنجی مشکل تنفسی داشت، پزشکان تشخیص دادند وی در محیط آرام و دور از هیاهو باشد». دروغگو با فراموش کردن دروغهای پیشین، دروغهای جدید میبافد. فراموش کردهاند که یک ماه پیش رئیس دادگستری استان تهران (علیزاده) مدعی شد گنجی بیمار نیست. اینک میگویند به تشخیص پزشکان گنجی از بیماری تنفسی (بخوانید آسم) رنج میبرد. آیا پزشکان توصیه کردهاند گنجی را در سلول انفرادی ممنوع التلفن، ممنوع الملاقات، ممنوع از خواندن روزنامه و ممنوع از آفتاب و هوای تازه کنید؟ آیا پزشکان دستور دادند در ساعت ٢٠ دقیقهی بامداد جمعه ٢٧ خرداد یک قاچاقچی محکوم به ١٥ سال حبس را به زور وارد سلول گنجی کنید تا دخل او را بیاورد؟ (آن فرد قاچاقچی را صبح روز پنجشنبه ٢٦ خرداد به دفتر دادستان تهران بردند و سعید مرتضوی به خوبی او را توجیح کرده بود که شب هنگام چه باید صورت دهد. فردی که از دفتر مرتضوی در ساعت ٢٠:١٢ به همراه او به درب سلول من آمد، به مراقبین میگفت اگر دست من بود جنازهی گنجی را خودم روی زمین میانداختم. البته من زیر بار نرفتم و او را به سلول راه ندادم و خودم هم از سلول بیرون آمدم. (کل ماجرای آن شب را در نامهی جداگانهای شرح دادهام). بدانید اگر تنبیه به معنای انکار عقاید پیشین باشد، گنجی هیچگاه متنبه نخواهد شد کلیهی مکتوباتم، خصوصاً دفتر اول و دوم مانیفست جمهوری خواهی زادهی تأمل و آگاهیاند. نقد بیرحمانهی آنها بر عهدهی دیگران است. بدانید گنجی تا رسیدن به مقصود، دست از اعتصاب غذای نامحدود بر نخواهد داشت. توبه نامه نویسی شیوهی بازجویان استالین بود که به استالینیستهای ایرانی به ارث رسیده است. امروز، چهرهی در هم شکستهی من، نمایانگر سیمای واقعی نظام جمهوری اسلامی ایران است. من اینک نماد عدالتم. عدالتی که اگر درست نگریسته شود، ظلم تمام عیار زمامداران جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد. صورت و بدن در هم ریختهی من، به طور پارادوکسیکالی، عدالت ادعایی و ظلم واقعی را ظاهر میسازد. اکنون هرکس مرا میبیند، با تعجّب میپرسد آیا شما اکبر گنجی هستید؟ با تو چه کردهاند؟ آری، من نه بیمارم نه اعتصاب غذا کردهام. وزن مرا از طریق شکنجههای ابداعی در عرض یکماه از ٧٧ به ٥٨ رساندهاند. این جسم فروریخته را از دیگران پنهان مینمایند، تا واقعیت جمهوری اسلامی پنهان بماند. چرا اجازه نمیدهند خبرنگاران تصاویر مرا بگیرند و منتشر سازند. خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هرکه درو، غش باشد همانطور که بارها گفتهام اگر من در زندان بمیرم، عامل و آمر قتل من آقای خامنهای است. مرتضوی بطور مستقیم از طریق آقای حجازی از آقای خامنهای دستور میگیرد. من با حکومت نامحدود و غیر انتخابی آقای خامنهای مخالفت کردهام. گفتهام قدرت مطلق غیر پاسخگوی مادامالعمر، با مردمسالاری تعارض دارد. گفتم بیان این نظر با واکنش تند و سریع آقای خامنهای مواجه خواهد شد. آنچه پیش آمد نشان داد که تشخیص من درست بود. او انتقاد از خودش را به هیچ وجه تحمل نمینماید. کروبی و معین و هاشمی رفسنجانی هم در این انتخابات مزهی مردم سالاری دینی خامنهای را چشیدند. دخالت گسترده و تشکیلاتی سپاه و بسیج ، صدای ستاد لاریجانی و شخص محسن رضایی را هم درآورد. نظام سلطانی با دموکراسی تعارض دارد. در این نظام سلطان همه کاره است و دیگران گوش بفرمان. مرتضوی به همسر من گفته است: «مگر گنجی بمیرد چه خواهد شد؟ روزانه بیش از دهها نفر در زندانها میمیرند. گنجی هم یکی از آنها». این سخن آقای خامنهای است که از زبان مرتضوی به گوش میرسد. گنجی میمیرد، امّا آزادی طلبی، دموکراسی خواهی، عدالت خواهی سیاسی، امید و آرزو و آرمان نخواهد مرد. عشق به دیگری و ایثار برای مردم همچنان زنده خواهد ماند. اکبر گنجی چهارشنبه ٨/٤/٨٤ ------------------------------ پاورقی: ١) دادستان گفته است در سلول گنجی باز است و او با دیگر متهمان این بند (متهمان پروندهی انتشار و فروش سؤالات کنکور) ارتباط دارد. این مدعا هم دروغ است. متهمان یک پرونده را به طور جداگانه ماهها در سلول انفرادی حبس میکنند تا با یکدیگر تبانی نکنند و در اثر فشار بازجوئی و قطع کامل ارتباط با دنیای خارج، به هرچه بازجویان بخواهند اعتراف کنند. من گاه صدای برخی از محبوسان در سلول انفرادی را میشنوم که خواهان استفاده از هواخوری و بازکردن پنجرهی کوچک سلول خود هستند. باز بودن درب کلیهی سلولها و ارتباط با یکدیگر کذب محض است. اخیراً یکی از همین کنکوریها ١٤ روز دست به اعتصاب غذا زد. ![]() Thursday, June 30, 2005
همسر گنجی عصر دیروز پس از بازگشت از زندان اوین و ملاقات با همسرش از ادامه اعتصاب غذای گنجی خبر داد و نسبت به وخامت حال او ابراز نگرانی کرد. وی که بعد از ظهر روز گذشته پس از مراجعه به زندان و طی مراحل قانونی موفق به دیدار گنجی شده بود ، با اعلام این خبر که وزن همسرش به 5/58 کیلوگرم رسیده ، از وخامت حال این روزنامه نگار زندانی خبر داده و اظهار داشت: گنجی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و من وقتی که با او ملاقات کردم ، چنان نحیف و لاغر شده بود که قابل شناسایی نبود. همسر اکبر گنجی در ادامه افزود: سخن گفتن برای او بسیار سخت شده بود و برای حرف زدن با من نیاز داشت تا مدتی انرژی بدنش را جمع کند. وی در پاسخ به اظهارات سلیمانی یکی از مقامات زندان اوین مبنی بر شکسته شدن اعتصاب غذای گنجی گفت:در روزهای گذشته افراد متعددی از خارج از زندان به منظور مذاکره با گنجی برای شکستن اعتصاب غذا با او دیدار کرده اند که در نهایت گنجی اعلام کرده که توافقات به صورت مکتوب و رسمی انجام بگیرد. همسر گنجی با بیان این مطلب که مذاکره کنندگان عصر جمعه گذشته با در دست داشتن نامه ای از سالارکیا ، معاون دادستان تهران مبنی بر اینکه "گنجی از روز شنبه به بند انفرادی منتقل شود و پس از آن از روز سه شنبه بتواند به مدت ده روز از مرخصی استعلاجی استفاده کند" ، گفت:گنجی پس از رویت این نامه نوشته که تنها در صورتی که از سوئیت به بند عمومی منتقل شده و بتواند از مرخصی استعلاجی استفاده کند ، حاضر به شکستن اعتصاب غذای خویش است. شفیعی در ادامه افزود: علیرغم انتظارات گنجی ، هیچ کدام از مفاد داخل نامه اجرا نشده است.وی روز سه شنبه منتظر بود که برای استفاده از مرخصی استعلاجی به بیرون از زندان منتقل شود ، ولی این کار انجام نشده و به او اعلام شده که بنا به نامه جدید آقای سالار کیا ، باید خانواده وی به بیمارستان مراجعه کرده و پس از وقت گرفتن از بیمارستان ، گنجی از زندان به بیمارستان منتقل شده و پس از آن در صورت صلاحدید پزشک متخصص به استراحت بپردازد. معصومه شفیعی با بیان اینکه صبح روز گذشته گنجی به منظور آزمایش خون و معاینات دقیق تر به بهداری اوین منتقل شده ، از ضرورت پیگیری سازمان های بین الملل حقوق بشری یاد کرده و افزود: چون گنجی در اعتصاب غذاست و مسئولین زندان اوین مسئول حفظ سلامتی و جان همسرم هستند. هر اتفاقی که برای گنجی رخ دهد تنها به عهده مسئولین است که اجازه مرخصی استعلاجی برای وی را صادر نمی کنند. همسر گنجی با اعلام این مطلب که همسرش روز گذشته نوزدهمین روز از اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشته ، با توجه به بیماری های قلبی گنجی نسبت به سلامت جسمی او هشدار داده و در پاسخ به پرسشی مبنی بر امکان بیهوشی گنجی گفت : بر اساس وزن کشی مورد تاییددر زندان اوین وزن گنجی از 75 کیلوگرم تا 5/58 کیلوگرم ، دائما کاهش یافته است. شیرین عبادیوکیل اکبر گنجی نیز روز گذشته با اعلام نگرانی شدید از نا مساعد بدون حال موکل خود گفت: متاسفانه هنوز نتوانسته ام آقای گنجی را ملاقات کنم. وی با تکذیب اطلاعیه اخیر دادستانی تهران و اظهارات سلیمانی ، یکی از مقامات زندان اوین مبنی بر اینکه گنجی طی نامه ای به اعتصاب غذای خود پایان داده است ، گفت: اگر چنین نامه ای وجود داشته باشد ، بهتر بود که این نامه در اختیار خانوده و وکلای گنجی نیز قرار می گرفت. ایران ما شيرين عبادی در گفتگو با کيواندخت قهاری: وضعيت نگرانكننده اكبر گنجى، صدای آلمان آمريکا خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط گنجی شد ![]() Tuesday, June 28, 2005
مركز اسناد نقض حقوق بشر ايران در كنديكت :جان آقاي اكبر گنجي در خطر است به نظر مي آيد اين اولين قدم دولت محافظه كار، از بين بردن يك سري از مخالفانش باشد. بنا بر اخبار رسيده جان آقاي اكبر گنجي در زندان در خطر است و به هيچ وجه قابل قبول نيست همچين اعمالي از طرف دولتي كه هنوز پايه هاي قدرت خودش را هم فكر مي كند كه مستقر نكرده و هنوز بر اساس آن قدرت هاي نامرئي پشت پرده خودش دارد عمل مي كند. ما يك خواسته مشخص داريم و آن اين كه همسر آقاي گنجي و وكلاي ايشان بتوانند از نزديك با او ملاقات كنند. شنيدن صدايش يا نشان دادن تصويرش به هيچ وجه قابل قبول نيست. خواسته مشخص فعالان حقوق بشري، سازمان هاي بين المللي و كساني كه نگران جان آقاي گنجي هستند در حال حاضر فقط بايد يك خواسته مشخص باشد و آن اين كه همسر ايشان و وكلايش بتوانند از نزديك بدون واسطه با او ملاقات كنند. ما بر اين باور هستيم كه جان آقاي گنجي در خطر است و دولت جديد تصميم گرفته كه ايشان را در زندان از بين ببرد. Radio Farda ![]()
گفتگوی بهنام باوندپور با معصومه شفيعى و هما زرافشان: آخرين خبرها از وضعيت اكبر گنجى و ناصر زرافشان، صدای آلمان متن نامه خانواده اکبر گنجی به ديده بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز و عفو بين الملل پاسخ همسر گنجی به جوابيه دادسرای عمومی و انقلاب تهران ![]() Monday, June 27, 2005
نگرانی برای جان ناصر زرافشان واکبر گنجی بيش تر شد درهمان ساعتی که احمد ی نژاد در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود با سئوال خبرنگاران درباره اکبرگنجی روبرو شد، معصومه شفيعی همسر گنجی اعلام کرد : سعیدمرتضوی به روزنامه ها دستور داده از چاپ هر خبری درباره گنجی خودداری کنند. معصومه شفیعی که به همراه شیرین عبادی و یوسف مولایی، وکلای این روزنامه نگار دربند در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرده بود، نگرانی شدید خود را از وضعیت سلامتی اکبر گنجی که امروز هفدهمین روز اعتصاب غذای خود را می گذارند؛ اعلام داشت. شیرین عبادی در این مصاحبه مطبوعاتی گفت:"توجه همگان را به وضعیت اکبر گنجی جلب می کنم." خانم عبادی با اشاره به اطلاعیه اخیر دادستانی که در آن اعتصاب غذای گنجی تکذيب شده گفت:"بسیار خوشحال می شوم اگر بتوانم موکلم راملاقت کرده و به رفع اشکال ایشان کمک کنم." همسر گنجی دراین مصاحبه گفت:"اواکنون در طبقه چهارم بند 240 زندان اوین در سلول انفرادی د رحال اعتصاب غذا بسر می برد. درآخرین ملاقات با من رنگ پریده به نظر می رسید واز شدت ضعف نمی توانست صحبت کند." او اضافه کرد:"جان گنجی درخطراست. نگران تکرار فاجعه ای دیگر مانند زهرا کاظمی هستم." اخبار رسیده به روز حاکی است. ناصرزرافشان زندانی دیگر سیاسی هم در وضعیت مشابهی با گنجی قرار دارد. نزدیکان گنجی و زرافشان شب قبل خبر دادند که فشارها برای جلوگيری از هر نوع تحرک و انتشار خبر درباره زندانيان سياسی و عقيدتی افزايش يافته و به نظر می رسد تحولات مربوط به انتخابات اخير رياست جمهوری گروه های تندرو مستقر در قوه قضاییه را جری تر کرده است، به طوری که قول های شفاهی و اقدامات ميانجی گرانه برای مداوای دکتر زرافشان در خارج از زندان ديگر پی گيری نمی شود. Rooz Online تراژدی گنجی ![]() Saturday, June 25, 2005
فدراسيون بين المللي حقوق بشر و سازمان جهاني ضد شکنجه و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، طي اطلاعيه اي تازه نگراني شديد خود را درباره سلامتي و جان اکبر گنجي که بيش از 10 روز است در سلول انفرادي در حال اعتصاب غذاست، اعلام کردند و از تمام سازمان هاي حقوق بشري و نهادهاي بين المللي درخواست کرده اند که مبارزه را براي آزادي او، با گستردگي هرچه بيشتر ادامه دهند... ادامه خبر را با کلیک کردن روی لینک خبر مطالعه کنید. ![]() Thursday, June 23, 2005
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی با ارسال نمابری ضمن توضیح آخرین وضعیت همسرش از نقشه طراحی شده برای قتل وی پرده برداشت در متن ارسال شده آمده است: روز سه شنبه 31/3/84 به اتفاق آقای مولایی به دفتر دادستان مراجعه کردیم و پس از گرفتن اجازه کتبی از آقای مرتضوی جهت ملاقات با آقای گنجی موفق به ملاقات با وی شدیم. گنجی که یازدهمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کرد بسیار لاغر و تکیده شده بود به طوری که در لحظه ورود قادر به شناسایی اش نشدم رنگش بسیار زرد شده و رمقی نداشت او که قبل از اولین اعتصاب غذا حدود 77 کیلوگرم وزن داشت اکنون وزنش به 60 کیلوگرم رسیده است (مطابق توزین زندان). از بیماری، کمردرد و زانودرد شکایت می کرد و اینکه پزشک زندان پس از دیدار وی رادیولوژی ستون فقرات را ضروری دانسته است. وضعش به شدت وخیم است و هر لحظه امکان وقوع فاجعه ای غیرقابل جبران می رود، از شدت ضعف، نای حرف زدن نداشت. اما وی از ماجرایی پرده برداشت. در ادامه این نمابر در توضیح واقعه رخ داده به نقل از اکبر گنجی نوشت: در ساعت 20 دقیقه بامداد جمعه 27 خرداد، درب سلول آقای گنجی توسط افسر جانشین زندان باز شد و اعلام گردید که یک میهمان برایت آورده ایم. یکی از مسؤولان دفتر آقای مرتضوی ـ که گنجی عنوان کرد او را می شناسم ولی نامش را به خاطر نمی آورم ـ همراه افسر جانشین زندان بود. مجرمی که قرار بود میهمان گنجی باشد شخصی بود به نام احمد نجاریان که به جرم فروش 9 کیلوگرم تریاک به 15 سال زندان محکوم شده بود. قصد داشتند این شخص را به زور وارد سلول گنجی کنند ولی گنجی زیر بار نرفت. گفت: سلول انفرادی، تک نفری است. گفتند او نباید تکی در هیچ سلولی باشد. گفت هم سلول خالی وجود دارد و هم سلول تک نفری. گفتند او فقط باید نزد تو باشد گنجی گفت اگر قرار است مرا بکشید نیازی به این مقدمات نیست کار خود را انجام دهید من زیر بار سناریوی مرتضوی نمی روم. گفتند این زندانی از تنهایی می ترسد. گفتند او را داخل سلول کنید و درب را به رویشان ببندید. گنجی و افسر نگهبان بند 240 هیچ یک این اقدام را نپذیرفتند. ناچار سلول روبه روی او را خالی کردند ـ یعنی متهم داخل آن را بیرون آوردند و به سلول دیگری فرستادند ـ آنگاه میهمان گنجی را داخل این سلول کردند و دستور دادند که درب سلول باید باز باشد. افسر نگهبان نپذیرفت. افسر جانشین زندان دستور مکتوب داد و بدین ترتیب درب سلول آن فرد گشوده ماند. (کاری که گنجی آن را عجیب و باورنکردنی عنوان کرد) از سوی دیگر نماینده مرتضوی گفت درب سلول گنجی هم باید باز باشد اما گنجی گفت به دلیل بیماری آسم، پزشک باد کولر را برای من ممنوع کرده است ولی او گفت درب سلول باید باز باشد برایت خوب است. گنجی نپذیرفت به ناچار آنها کلید سلول گنجی را برداشتند تا نتواند آن را قفل کند آن شب گنجی تا صبح نخوابید و مراقب بود. نماینده مرتضوی به افسر نگهبان گفت درب سلول گنجی را از جا درآورید این دستور مرتضوی است. گنجی برای من توضیح داد که طرح مرتضوی روشن است: کشتن من به وسیله یک قاچاقچی موادمخدر و بعد می گویند بین این دو درگیری صورت گرفت که منجر به قتل شد شما که قصاص نمی خواهید پس او را به یکی دو سال زندان محکوم می کنیم. نکته قابل تامل این است که در زندان اوین محکومان موادمخدر و معتادان را نگاه نمی دارند معلوم نیست این بنده خدا را آخر شب از کجا آورده اند. او نباید در اوین باشد جای او زندان قزل حصار است. اعزام یک مجرم موادمخدری آن هم به انفرادی اوین و در نیمه شب و به سلول گنجی کاملاً خلاف قانون و مشکوک است. در پایان این نمابر آمده است: در ملاقاتی که اینجانب به اتفاق آقای مولایی با آقای مرتضوی داشتم در مقابل اظهار نگرانی من درقبال جان گنجی آقای مرتضوی گفت: روزانه تعداد زیادی زندانی در زندان های مختلف کشور می میرند گنجی هم ممکن است یکی از آنها باشد بالاخره اجل هر انسانی زمانی فرا می رسد. من و فرزندانم و مادر پیر آقای گنجی به شدت نگران و اندوهگین هستیم فاجعه ای غیرانسانی درحال وقوع است به فریادمان برسید. فردا خیلی دیر است. gooya news ![]() Wednesday, June 22, 2005
کنگره پن بين المللی که در شهر «بليد» جمهوری اسلونی، تشکيل جلسه داد، در نامه ای بی سابقه به محمد خاتمی رئيس جمهور جمهوری اسلامی ايران، ضمن اعلام حمايت اکيد خود از کانون نويسندگان ايران و خواست های تحصن کنندگان در مقابل زندان اوين، خواستار آزادی فوری ناصر زرافشان، اکبر گنجی و يوسف عزيزی بنی طرف شد. نمايندگان انجمن های قلم کشورهای مختلف، اين بار، به نام و خط خود و به نمايندگی از سوی کشور خود، از پنج قاره ی جهان، اين تقاضا را عنوان کردند و به گفته ی خانم دکتر کارين کلارک، معاون رئيس انجمن قلم آلمان و نيز مسئول کميته های نويسدگان دربند انجمن های قلم جهان، امضاکنندگان متعهد شده اند که از دولت های خود بخواهند که برای آزادی نويسندگان دربند ايران، از همه ی امکانات ديپلماتيک ممکن بهره بگيرند. اين نويسندگان که در هفتاد و يکمين کنگره ی نويسندگان جهان شرکت کرده بودند و هر يک از آنان سهمی در افکار عمومی کشور خود دارند، ضمن حمايت قاطعانه ی خود از خواست های کانون نويسندگان ايران، بر آزادی همه کسانی که زندانی عقيدتی و سياسی هستند، تاکيد ورزيدند. مسئولين تنظيم کننده ی اين نامه عبارتند از: ژيری کروزا (پرزيدنت)، خوان ليدون آکرمان (منشی بين المللی) و خانم دکتر کارين کلارک (مسئول کميته ی نويسندگان دربند جهان Cyrus News ![]() Monday, June 20, 2005
جناب آقای كوفی عنان، دبير كل محترم سازمان ملل متحد! عالیجناب! با سلام و تحيت، آقای اكبر گنجی روزنامهنگار و نويسندهای ايرانی است كه با افشاگری در خصوص قتلهای نويسندگان و روشنفكران ايرانی توسط نيروهای امنيتی و به دستور مقامات سياسی مورد خشم و غضب حاكمان ايرانی قرار گرفته است. مقامات قضايی به بهانهی شركت وی در كنفرانس برلين، اتهامات واهی «اقدام عليه امنيت كشور از طريق شركت در كنفرانس برلين»، «تبليغ عليه نظام اسلامی از طريق انتساب ترور به حاكميت»، «توهين به امام راحل و مقام معظم رهبری» و «جمعآوری اطلاعات و اسناد طبقهبندیشده» (منظور نگهداری كپی نشريات ايرانيان مقيم خارج كشور است) را به وی نسبت داده و او را بازداشت و روانهی سلول انفرادی نمودند. آقای گنجی فقط يك روز قبل از محاكمه از تاريخ برگزاری دادگاه در ١٩/٨/١٣٧٩ مطلع شده بود. ايشان بدون هماهنگی و ملاقات با وكيل و در شرايطی كه در اعتراض به وضعيت خود دست به اعتصاب غذا زده بود و نيز به علت خودداری از پوشيدن لباس زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود به زور نيروهای امنيتی در دادگاه حاضر شد. دادگاهی كه بدون رعايت تشريفات مقرر در اصل ١٦٨ قانون اساسی ناظر به جرايم سياسی تشكيل شده بود. آقای گنجی بدون رعايت موازين قانوني، اصول عدالت و از جمله اصل احترام به حق دفاع متهم و تحت تأثير ملاحظات غير حقوقی در يك دادگاه مطيع به اوامر مقامات سياسيـامنيتی به ده سال حبس و ٥ سال اقامت اجباری در يك شهرستان محروم محكوم شد. با اعتراض آقای گنجی به رأی صادره، شعبه ٢٧ دادگاه تجديد نظر، آقای گنجی را از اتهامات وارده تبرئه نموده و او را صرفاً به اتهام تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس محكوم نمود. آقای عليزاده، مدير كل دادگستری تهران كه در پوشش قضايی مقاصد سياسی و امنيتی رژيم جمهوری اسلامی ايران را به اجرا میگذارد، در اقدامی غير منطبق با موازين حقوقي، به حكم صادره اعتراض نموده و خود به عنوان رئيس شعبهی اول دادگاه تجديد نظر استان، رسيدگی به پرونده را به عهده گرفت. يعنی آقای عليزاده يك بار در مقام دادستان و شاكی و بار ديگر در مقام قاضی رسيدگیكننده در يك پرونده مداخله كرده و در اجرای مقاصد سياسی خود، آقای گنجی را به ٦ سال حبس محكوم میكند. آقای گنجی كه گناهی جز افشای قتل روشنفكران و دگرانديشان سياسی و بيان عقايد خود ندارد اكنون بيش از ٦٠ ماه است كه در زندان اوين به سر میبرد و در اين مدت به انواع بيماریها مبتلا شده و بخصوص از بيماری آسم و آلرژی شديد رنج ميبرد. متأسفانه به درخواستهای مكرر آقای گنجی و وكلای او برای اجازهی درمان و مداوا در خارج از زندان از طرف مقامات پاسخ مثبتی داده نشد. لذا آقای گنجی به ناچار به عنوان اعتراض به وضعيت خود از تاريخ ٢٩/٢/١٣٨٤ دست به اعتصاب غذا زد و بعد از ١٢ روز اعتصاب او را به خارج از زندان هدايت كردند. و در شرايطی كه او مشغول مداوا و درمان خود بود، دادستان تهران برخلاف توافقات انجامشده و با نقض حقوق اوليهی آقای گنجی برای درمان و معالجهی خود، دستور بازداشت او را صادر كرد. آقای گنجی در تاريخ ٢١/٣/١٣٨٤، به زندان اوين مراجعه نموده و در بند سلول انفرادی اعتصاب غذای خود را ادامه میدهد. با توجه به اينكه ايشان از بيماريهای متعددی رنج ميبرد، با تداوم اعتصاب غذا سلامتی وی به شدت به خطر افتاده و امكان وقوع حادثهی اسفبار و غير قابل جبران لحظه به لحظه بيشتر ميشود و از اين جهت خانوادهی آقای گنجی به شدت نگران و مضطرب ميباشد. بياعتنايی مسئولين قضايی به وضعيت موجود و غرضورزيهای آقای سعيد مرتضوی - دادستان تهران - كه رسوايی او در پروندهی قتل خانم زهرا كاظمی خبرنگار كانادايی ايرانيتبار، عالمگير شده است، بر نگرانی خانواده ميافزايد. تحت اين شرايط و با قطع اميد از اقدام مثبت مقامات ايراني، ما چارهای جز توسل به جنابعالی به عنوان بالاترين مقام بينالمللی نداريم. از شما استدعا داريم كه به نام بشريت، به نام وجدانهای بيدار انسانها، به نام پاسداری از منشور سازمان ملل - كه تجلی ارادهی انسانهای صلحدوست ميباشد - با تمام امكانات خود برای نجات آقای گنجی از چنگال هيولای مرگ هرچه سريعتر دست به كار شويد و مقامات ايران را به انجام تكاليف بينالمللی خود از جمله در قبال اعلاميهی جهانی حقوق بشر و ميثاقين حقوق مدني، سياسی و حقوق اقتصادی و اجتماعی ترغيب نمايند. مطمئن باشيد كه در اين اقدام بشردوستانه و مسئولانه، همهی مدافعان حقوق بشر در ايران و سراسر جهان با شما همراه خواهند بود. با تشكر و احترام خانوادهی اكبر گنجی ![]() Sunday, June 19, 2005
زرافشان پس از معالجه به اوين باز گردانده شد معاون امور زندان هاي دادستان تهران، گفت: اكبر گنجي بايد ابراز تنبه كند تا از سوئيت به بند عمومي منتقل شود. محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، در پاسخ به اين سوال كه چه زماني اكبر گنجي از سوئيت به بند عمومي منتقل ميشود، گفت: مسوولان زندان بايد تشخيص دهند كه گنجي متنبه شده است، تا او به بند عمومي منتقل شود. وي در مورد انتقال ناصر زرافشان به بيمارستان خارج از زندان، گفت: مسوولان زندان مكلف هستند كه طبق قانون اگر مددجويي نياز به اعزام به بيمارستان و معالجه دارد، او را به بيمارستان منتقل كنند، اعزام ناصر زرافشان نيز در همين راستا بود. به گفته معاون امور زندانهاي دادستان تهران، ناصر زرافشان پس از معالجه در بيمارستان به زندان اوين منتقل شده است. Cyrus News ![]() Wednesday, June 15, 2005
همسر گنجی: از نهادهای بین المللی کمک میگیرم از مسئولان داخلی ناامیدم، برای نجات گنجی از نهاد های بینالمللی کمک میگیرم. این گفته معصومه شفیعی همسر گنجی است که از صبح شنبه که همسرش را به اوین تحویل داده تا امروز از او بیخبر است. وی در گفت و گو با خبرنگار روز گفت: گنجی صبح شنبه خود را به اوین تحویل داد و از عصر شنبه تا کنون در انفرادی است و من بسیار نگران او هستم. معصومه شفیعی که هر روز مقابل زندان اوین به تحصن طرفداران آزادی ناصر زرافشان وکیل پرونده قتلهای زنجیره ای میپیوندد، برای دیدار همسر خود به اوین رفته و درآنجا متوجه شده که گنجی ممنوع الملاقات است. وی گفت: محمود سالاركيا، معاون دادستان تهران، گفته است که گنجی به دلیل اعتصاب غذا باید به سوئیت منتقل شود. سوئیت همان سلول انفرادی است. به گفته وی گنجی به دلیل اعتصاب غذا به شدت، وزن کم کرده و به دلیل مصرف نکردن داروهای بیماری ریوی خود و نخوردن غذا وضعیت نگران کننده ای دارد.همسر گنجی گفت: گنجی را به بند ۲۴۰ منتقل کرده اند وخبر درستی درباره وضعیت اوبه ما نمی دهند. معصومه شفیعی درباره فرزندان گنجی گفت:دو دختر ۱۶ و ۲۱ ساله گنجی که در دبیرستان ودانشگاه مشغول تحصیل هستند، ایام امتحانات را میگذرانند ولی با توجه به شرایط پیش آمده، از نظر روحی بسیار تحت فشارند. آنها به من ایراد میگیرند که چرا کاری نمی کنم. اما ازدست من چه کاری ساخته است؟ هنوز دوستان وخانواده گنجی تصمیم نگرفته اند برای حمایت از گنجی چه اقداماتی انجام دهند. همسر گنجی درباره میانجی گری دوباره افرادی مانندعبدی در ماجرای گنجی گفت: اکنون دیگر از دست آقای عبدی هم کاری ساخته نیست. دادستانی از او هم حرف شنوی ندارد. وی درباره اطلاعیه دادستانی در باره عدم مذاکره با منابع امنیتی که درنامه گنجی آمده است، گفت: خوشبختانه اینها نفس اینکه مذاکره شده است را پذیرفته اند، فقط اعلام کردند که مقامی که با او مذاکره شده یک مسئول عادی در زندان بوده ومقام امنیتی نبوده است. وی در باره اتهامات تازه ای که براساس آن سعید مرتضوی دادستان تهران، حکم جلب گنجی را داده است، گفت: ما از هر گونه اتفاقی که در بند ۲۴۰ و در زندان انفرادی برای گنجی میافتد بی خبریم اما اگر بخواهد اتهامات تازه ای به اوتفهیم شود باید در حضور وکیل باشد. اکبر گنجی روزنامه نگار که از سال ۱۳۷۹ ، به دلیل نوشته هایش و حضور در کنفرانس برلین در زندان به سرمیبرد، پس از یک اعتصاب غذای طولانی مدت، برای یک مرخصی درمانی یک هفته ای قابل تمدید به مدت طولانی از زندان خارج شد. وی در مدتی که بیرون از زندان بود با رسانه ها مصاحبه کرد و از تحریم انتخابات سخن گفت. یک هفته بعد درحالیکه سخنگوی قوه قضاییه از تمدید مرخصی او خبر داده بود، دادستان تهران حکم جلب او را صادر کرد و وی را دوباره به زندان فرستاد . فرناز قاضی زاده، روز ![]() Friday, June 10, 2005
بسمه تعالي در خصوص مرخصي اينجانب نكاتي از سوي رئيس دادگستري و دادستاني استان تهران بيان شد كه تماماٌ كذب محض است. اصل ماجرا به شرح زير است. در ساعت 19 روز يكشنبه 8/3/84 در حالي كه جهت وزن كشي، گرفتن فشار خون، نبض و تزريق آمپول پنيسيلين در بهداري مركزي زندان بودم، افسر جانشين زندان بدانجا آمد و گوشي تلفن را به من داد تا از سوي خانوادهام پيامي ابلاغ شود. آقايان كه ديدند به هيچوجه كوتاه نميآيم از طريق برادر عزيزم آقاي مهندس عباس عبدي وارد شده بودند. همسرم از آن سوي خط گفت: "آقاي عبدي تماس گرفتند و گفتند با مقامات قضايي مذاكراتي داشته و به توافق رسيده است. آقاي عبدي گفت به اكبر بگو اعتصاب غذا را بشكن و به مرخصي بيا. مرخصي هفت روز نيست." اما من نپذيرفتم و تماس با همسرم پايان يافت. در ساعت 15/23 همان شب مرا به دفتر رئيس زندان بردند. در آنجا يك مقام امنيتي دستگاه قضايي وارد و اعلام كرد: "من با آقاي عبدي صحبت كردهام. چرا اعتصاب غذا كردهاي و درخواستهايت چيست؟" پاسخ من به او به شرح زير بود: 1. شصت و دو ماه حبس غيرقانوني 2. تبعيض در اجراي حكم غيرقانوني، شامل: الف) ممنوعالتلفن بودن به مدت 57 ماه ب) تبعيض در استفاده از مرخصي (حدود 65 روز تا آن روز) ج) عدم صدور مجوز جهت درمان بيماري در بيرون از زندان ضمناٌ به طور مبسوط و با ذكر مصاديق برخوردهاي نارواي دادستان تهران آقاي مرتضوي را گوشزد كردم. به عنوان نمونه آقاي مرتضوي در جلسه هيئت ويژه رياست جمهوري و رياست قوه قضائيه به صراحت ميگفت "بايد مانيفست جمهوري خواهي را نقد و پس بگيري والا به اتهام الحاد محاكمه و حكم اعدام در بارهات صادر خواهد شد. اگر پس نگيري هيچ تغييري در وضع تو پيش نخواهد آمد." آن مقام امنيتي قوه قضائيه پس از يادداشت سخنان من گفت: "شما اعتصاب غذا را بشكن و به مرخصي برو، تمام اين مسائل حل خواهد شد." پس از شنيدن پاسخ منفي از طريق تلفن با آقاي عبدي تماس برقرار كرد و تلفن را به من سپرد. آقاي عبدي گفت: "اعتصاب غذا از نظر سياسي به نفع تو و به ضرر آقايان است، ولي مسئله من انساني است. بيماري تو بايد درمان و خانواده تو از نگراني درآيند." گفتم "تنها جرم من بيان نظراتم ميباشد. بيش از پنج سال است كه مورد انواع ستمها قرار گرفتهام و به هيچيك از آنها نميتوانم اعتماد كنم. چرا به صراحت نميگويند مرخصي يك ماهه است؟" آقاي عبدي گفت: "آقايي كه براي مذاكره آمده تا كنون به من دروغ نگفته و خلف وعده نكرده است. در اين رابطه هم قول داد كه مرخصي تو تا پايان درمان ادامه داشته باشد. به آنها گفتهام اگر به وعده خود عمل نكنند، من هم اعتصاب غذا خواهم كرد و كل مسائل پشت پرونده خود را افشاء خواهم كرد." پيشنهاد آقاي عبدي را نپذيرفتم و گفتم "به وعده آنها نميتوان اعتماد كرد و آقايان بايد به جاي حرف دست به عمل بزنند." در حين مذاكرات، آن مقام امنيتي قوه قضائيه چندين بار با آقاي عبدي صحبت كرد و سپس تلفن را به من داد تا از طريق آقاي مهندس عبدي اثبات كند كه به وعدههايش عمل خواهد كرد. آقاي عبدي با اصرار فراوان و درخواستهاي مكرر مرا شرمنده كرد و گفت: "اگر تو را ظرف يك هفته بازگرداندند، دوباره اعتصاب غذا كن." آن مقام امنيتي قوه قضائيه هم گفت: "هيچكس نميتواند امكان اعتصاب غذاي مجدد را از تو بگيرد. اگر به وعدهها عمل نشد دوباره اعتصاب غذا كن. از امشب حداقل پانزده روز به مرخصي ميروي و با تائيد پزشكان تا دو ماه نيز قابل تمديد است. بقيه درخواستهايت را نيز حل خواهيم كرد." باز هم زير بار نرفتم تا اينكه كار به قسم رسيد. پاي دين و خدا و پيامبر گرامي اسلام به ميان آمد. در نهايت آن مقام امنيتي گفت: "تو را به جان بچههايت قبول كن و برو. از اين به بعد با من طرف هستي." همانجا گواهي سه پزشك در باره بيماريام را به او تحويل دادم. گفت: "اصلاٌ لازم نيست نامه پزشكان بيرون را به كسي تحويل دهي." مذاكرات حدود يك ساعت طول كشيد.. اصرارهاي مكرر آقاي مهندس عبدي و آن مقام امنيتي باعث خجالت و عقبنشيني من شد. هر دو تاكيد داشتند كه مرخصي يك هفتهاي نيست و تا پايان معالجه ادامه خواهد داشت. گفتم "صبح ساعت شش يا هفت به مرخصي خواهم رفت." آن مقام امنيتي قوه قضائيه گفت: "نه همين الان بايد بروي. چند نفر از مسئولين منتظر رفتن تو هستند." گفتم: "صبح." گفت: "الان." گفتم: "پس بگذار با خانه تماس بگيرم تا دنبالم بيايند." گفت: "خير، خبرنگاران ميآيند." گفتم: "اين وقت شب خبرنگاري وجود ندارد." گفت: "خير، خودمان بي سرو وصدا تو را به منزلت ميرسانيم." در نهايت مدير محترم زندان اوين به همراه افسر جانشين اين زندان به همراه يك دستگاه اتوموبيل پيكان در ساعت سي دقيقه بامداد دوشنبه 9/3/84 مرا درب منزل پياده و تحويل خانواده دادند. بعد از ظهر روز دوشنبه در مصاحبه مطبوعاتي اعلام كردم "اگر آقايان خلف وعده كنند و مرا پس از يك هفته به زندان بازگردانند در زندان دوباره دست به اعتصاب غذا خواهم زد و تا پاي مرگ ميايستم." با اينكه در روزهاي اوليه مرخصي ميهمانان زيادي به منزل ما ميآمدند و سه روز هم تعطيل عمومي بود، نزد يكي از بهترين متخصصان آسم و ريه كشور رفتم. ايشان پس از انجام آزمايشهاي مختلف بيماري آسم مرا تائيد كرد و گفت: "بايد از اسپريهاي قويتري استفاده كني." طي يك نامه وضعيت بيماريهاي مرا شرح داد و ضرورت مراقبت ويژه و مراجعه مكرر به دكتر و ضرورت استفاده از مرخصي استعلاجي را گوشزد كرد. اصل نامه را از طريق آقاي مهندس عبدي براي آن مقام امنيتي قوه قضائيه فرستادم. به بيمارستان پارس هم مراجعه كردم و مطابق نظر پزشكان قرار شد يك آزمايش كامل، سونوگرافي و عكس از ريهها گرفته شود. با دانشگاه توانبخشي هم تماس گرفتم و قرار شد جهت درمان تعيين نوبت شود. ولي دادستاني و دادگستري تهران بر خلاف وعدههايي كه داده شده بود در شامگاه سهشنبه 17/3/84 حدود ده مامور به منزل ما اعزام كردند تا به زور وارد منزل شوند و مرا بازداشت نمايند. يعني كسي كه 62 ماه حبس را گذرانده است به دليل يك روز غيبت، دستگير نمايند!! صبح روز چهارشنبه در صفحه اول روزنامه ايران و صفحه دوم روزنامه شرق به نقل از سخنگوي قوه قضائيه آمده بود كه مرخصي گنجي تمديد ميشود و تا آن روز هيچكس با من جهت بازگشت به زندان تماس نگرفته بود. وقتي روزنامههاي روز پنجشنبه را ديدم كه از سوي دادستاني تهران اعلام كرده بودند گنجي متواري شده است، بسيار تعجب كردم. گويي آقايان فراموش كرده بودند كه با خواهش و تمنا مرا به مرخصي فرستاده بودند تا اعتصاب غذا شكسته شود و فراموش كردند كه گنجي هر بار به مرخصي رفته است با پاي خود نيز به زندان بازگشته است و فراموش كردند كه هيچگاه تا كنون ده تن از نيروهاي خود را به درب منزل يك زنداني سياسي كه فرضاٌ يك روز هم غيبت كرده است نفرستادهاند. بگذريم از اينكه اصلاٌ غيبتي در كار نبوده و آنها زير حرفشان زدهاند. من دروغ نگفتهام. آنها دروغ گفتهاند. من زير قول خود نزدهام. آنها به قول خود عمل نكردهاند. من فرار نكردهام، سهل است با آنكه در آلمان بودم و گفتند اگر بازگردد، بازداشت خواهد شد به ايران بازگشتم و 62 ماه است كه در زندان هستم. از زندان هم نميترسم چرا كه جرمي مرتكب نشدهام كه شرمگين باشم. زمستان ميگذرد و روسياهي براي هميشه براي ذغال باقي ميماند. به آنچه گفته و نوشتهام افتخار ميكنم. نه از بيتالمال مردم اختلاس كردهام، نه كسي را ترور كرده يا به قتل رساندهام. نه "قدرت از آن مردم" را غصب كردهام و نه به زن شوهرداري تجاوز و سپس او را به قتل رسانده و راست راست آزادانه ميگردم. با توجه به مسائل پيش آمده شخصاٌ به زندان بازميگردم تا بر همگان روشن شود كه دستگاه قضايي به هيچوجه قابل اعتماد نيست. اما با توجه به زير پا نهادن توافقات از لحظه ورود به زندان اعتصاب غذاي نامحدود خود را آغاز خواهم كرد. همين جا به صراحت اعلام ميكنم ممكن است پس از ورود به زندان مرا در زندان انفرادي حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران (بند 2 الف) يا حفاظت اطلاعات قوه قضائيه يا حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي حبس كنند. هر حادثهاي در سلول انفرادي يا زندان براي من پيش آيد معلوم است كه مسئوليت آن بر عهده چه كسي است. نميتوان با تكرار ماجراي زهرا كاظمي در سلول انفرادي مدعي شد سر خود را به ديوار سلول كوبيده و مردهام. هجوم ماموران به منزل اينجانب نه به دليل يك روز غيبت، بلكه به علت بيان نظراتم بود. مگر غير از اين است كه براي همين نظرات، نقدها و ديدگاهها نزديك به دو هزار روز حبس كشيدهام؟ طي سالهاي گذشته دوستان بسياري از سر خيرخواهي مرا به سكوت فراخواندهاند. اما سكوت سه ساله چه فايدهاي داشت؟ در همين دوران سكوت، مرتضوي دادستان تهران يك بار طي يك تماس تلفني به همسر بنده گفت: "مگر شما غيرت ديني نداريد؟ گنجي شيرين عبادي را به وكالت انتخاب كرده است. من اجازه نميدهم از اين پس شيرين عبادي به تنهايي به ملاقات همسرت برود. اين خلاف شرع است. هر گاه شيرين عبادي خواست به ملاقات گنجي برود تو هم بايد همراه او باشي." اين يك نمونه كوچك از جنگ رواني مرتضوي در سالهاي گذشته عليه من است. وقتي يكي از مسئولين با مرتضوي در خصوص نياز من به مرخصي جهت درمان صحبت كرد، وي پاسخ داد "برود از شيرين عبادي مرخصي بگيرد." اينها برخي از نمونههاي شيوه برخورد آقايان با ما در سالهاي سكوت است. براي من و ديگران روشن است كه چه كسي از مرتضوي حمايت و او را وادار يا تشويق به اين نوع كارها ميكند. مطلب را با يك پرسش پايان ميدهم: اگر كسي بگويد كليه مسئولين و نظام را قبول ندارم چقدر بايد حبس بكشد؟ آيا دو هزار روز كافي نيست؟ جرم و مجازات در اين نظام چه تناسبي با يكديگر دارند؟ بخواهيد يا نخواهيد اين شب تاريك به پايان خواهد رسيد. خورشيد كه طلوع كند يخهاي استبداد ذوب خواهد شد و بهار آزادي فرا خواهد رسيد. اكبر گنجی 19/3/1384 ![]()
اکبر گنجی در نامه ای به همسرش خانم شفیعی اعلام کرد به زندان باز می گردد واعتصاب غذای خود را از سر می گیرد گنجی دليل خودداری از بازگشت به زندان را اعلام کرد ![]()
اکبر گنجی که ده روز پیش پس از اعتصاب غذا موفق شد برای درمان بیماری مرخصی استعلاجی بگیرد، امروز صبح خود را به زندان اوین معرفی کرد. دادستانی تهران مدعی بود که چون آقای گنجی بعد از مرخصی یک هفته ای به زندان بازنگشت، او متواری محسوب می شود. . معصومه شفیعی همسر گنجی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: ساعت 10 و نیم صبخ آقای گنجی در زندان اوین در جمع خبرنگاران گفت از امروز اعتصاب غذای خود را رسما آغاز کرده است. حال روحی اش خوب بود و می گفت اعتصاب غذا را تا دم مرگ ادامه خواهد داد. رادیو فردا ![]() Thursday, June 09, 2005
(نیو یورک، 9 ژوئن 2005) سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه ای گفت که قوه قضائیه ایران باید فورا دستور بازگشت اکبر گنجی به زندان را لغو کند. گنجی روز نامه نگار سرشناس ایرانی یکی از مهمترین منتقدین دولت میباشد. در زندان گنجی که به بیماری آسم مبتلا میباشد از دسترسی به معالجه طبی توسط متخصصین محروم بود. گنجی در اعتراض به وضعیت خویش اعتصاب غذا کرد و در پی آن در 30 ماه مه برای مرخصی به منظور معالجه از زندان آزاد شد. جمال کریمی راد سخنگوی قوه قضائیه روز سه شنبه به خبرنگاران گفت که مرخصی گنجی تمدید میشود. اما به گفته وکیل گنجی در همان شب مامورین قوه قضائیه از سوی سعید مرتضوی مدعی العموم تهران به منزل گنجی مراجعه کردند تا وی را به زندان برگردانند. گنجی در آن زمان در منزل حضور نداشت. جو استورک مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر در واشنگتن گفت: "تصمیم قوه قضائیه برای تمدید مرخصی گنجی از قرار معلوم وزن چندانی ندارد چرا که سعید مرتضوی باری دیگر نشان داده است که وی میتواند در قوه قضائیه هر تصمیمی که بخواهد بگیرد و از هر ابزاری برای ساکت کردن منتقدین استفاده خواهد کرد." قبل از زندانی شدن، گنجی در نوشته های خود به نقش مقامات عالیرتبه ایران در قتل های زنجیره ای روشنفکران پرداخته بود. پس از آمدن به مرخصی، گنجی از شرایط انتخابات در ایران و از رهبری جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای به شدت انتقاد کرد. به گفته استورک: " پای اشخاص قدرتمندی در تحقیقات گنجی به پیش کشیده شده بود و آنها اراده کرده اند که به تصمیم در مورد تمدید مرخصی وی بی اعتنائی کرده و دوباره او را به پشت میله های زندان باز گردانند با توجه به اینکه او بیگناه است و هیچ جرمی مرتکب نشده است." از سوی دیگر ناصر زرافشان وکیل پرونده قتلهای زنجیره ای که زندانی است از بیماریهای کلیوی بشدت رنج میبرد و در شرایط وخیمی قرار دارد. زرافشان در مارچ 2002 به پنج سال زندان محکوم شد. در روز سه شنبه زرافشان در اعتراض به شرایط خود یک اعتصاب غذای نامحدود را آغاز کرد. دیده بان حقوق بشر شدیدا نگران سلامت زرافشان میباشد و مقامات حکومت ایران را مسئول جان وی میداند. سر کوبی آزادی بیان توسط قوه قضائیه همچنان ادامه دارد. در روز یکشنبه گذشته مجتبی سمیعی نژاد وبلاگ نویس 25 ساله به جرم "توهین" به رهبری جمهوری اسلامی به 2 سال زندان محکوم شد. سمیعی نژاد همچنین در 31 خرداد ماه به جرم " سب النبی" در دادگاهی دیگر محاکمه خواهد شد. "قوه قضائیه از هر بهانه ای برای سرکوبی منتقدین استفاده میکند. سمیعی نژاد فقط برای بیان مسالمت آمیز عقاید خود محاکمه میشود" استورک گفت. دیده بان حقوق بشر از قوه قضائیه خواست که فورا و بدون شرط زرافشان و سمیعی نژاد را آزاد کند و همچنین به آزار و اذیت اکبر گنجی خاتمه دهد. به نقل از گویا ![]() Wednesday, June 08, 2005
وضعيت گنجي در پرده ابهام، فرناز قاضي زاده، روز f.ghazizadeh@roozonline.com افراد دادستاني تهران با حکم جلبي که امضاي سعيد مرتضوي دادستان تهران را داشت، ساعت ۱۰ و نيم ديشب به منزل اکبر گنجي رفتند تا او را جلب کنند. اين درحالي است که صبح ديروز جمال کريمي راد سخنگوي قوه قضاييه در جمع خبرنگاران از تمديد مرخصي گنجي خبر داده بود. ... مطابق آخرين خبر کسب شده از تهران، اکبر گنجي تا ساعت يک و نيم نيمه شب سه شنبه [امروز] هنوز به منزل بازنگشته بود. اين مساله، با توجه به اقدام ديشب دادستاني براي دستگيری اکبر گنجي، باعث نگراني شديد خانواده او و رواج شايعاتي در وبلاگ های مختلف مبني بر احتمال بازداشت اين روزنامه نگار شده است. این در حالی است که وکلای مدافع گنجی این شایعات را تکذیب می کنند. مشروح خبر ![]()
امروز:ضابطان قوه قضاییه شب سه شنبه برای جلب اکبر گنجی به منزل وی مراجعه کردند. بنا به گزارش رسیده به سایت امروز، چند تن از ضابطان قضایی به نمایندگی از قاضی مرتضوی به بهانه بازبینی مدارک تمدید مرخصی استعلاجی اکبر گنجی ،روزنامه نگار زندانی که هفته گذشته پس از اعتصاب غذا به مرخصی آمده بود مراجعه کردند. این نیروها با ورود به منزل گنجی به تفتیش خانه وی و همسایگان پرداختند و پس از نا امیدی از یافتن وی، در اطراف منزل گنجی به کمین نشسته اند.علیرغم فضای امنیتی حاکم بر منطقه، تعداد کثیری از هواداران دفتر تحکیم وحدت در مقابل منزل وی تجمع کرده اند. همچنین یوسف مولایی، وکیل گنجی و شمس الواعظین عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات از دیگر حاضران در محل هستند. گفتنی است گنجی اعلام کرده است در صورتیکه وی تا پایان هفته به زندان بازگردانده شود دست به اعتصاب غذای نا محدود خواهد زد. منبع خبر:گویا نیوز ![]() Tuesday, May 31, 2005
همچنان پذیرای حامیان جدید هستیم. لطفا ارتباط خود را با ما حفظ کنید. لطفا و حتما، اخبار پیرامون اکبر گنجی را از طریق مطالعه لینکهای سمت راست صفحه پیگیری نمایید. ++++++++++تغییر در « بمب گوگلی»++++++++++ لطفا" کدی که برای اکبر گنجی در وبلاگهاتون اخیرا" گذاشتید اصلاح کرده و کد زیر را به جایش بگذارید: در واقع با این کار همون واژه Human Rights رو به سایت دیگری لینک میدهید که نتیجهاش چنین خواهد بود: ![]()
یاران و همراهان، محض اطلاع: بمباران گوگلی آنطور که تصور میشد کار نکرد و از لحاظ فنی با مشکل روبهرو شد. این را گرامی دوستی به ما گوشزد کرد. به همین منظور، همان دیشب به فکر تهیهی دومینی برای این کار افتادیم که خوشوقتانه در همان فاصله اکبر گنجی آزاد شد. امید است که آزادی اکبر گنجی استمرار یابد، اما چنانچه باز به بند گژاندیشان گرفتار آمد، به یاری و همدلی شما یاران، حرکتی دیگر را سازمان خواهیم داد. به یکایک شما عزیزان خسته نباشید میگوییم و دست شمایی که در این حرکت انسانی شرکت کردید را به گرمی میفشاریم. پاینده و آزاد باشید. ![]()
نگاه يک اميدوار در وب لاگ خود نوشته که ممکن است بمب گوگلي "آزادي براي اکبر گنجي" به دلايل فني عمل نکند. اگر چنين است، افراد کارآشنا و متخصص لطف کنند مورد را هر چه سريعتر خبر دهند تا اگر قرار بر تغيير است، اين کار هر چه زودتر انجام شود تا زحمات لينک دهندگان به هدر نرود.
![]() Monday, May 30, 2005
خوشوقتانه اکبر گنجی بامداد نهم خرداد به مرخصی آمده است. اینک بایستی دید که برخورد بعدی با او به چه شکلی خواهد بود. امیدواریم که این مرخصی، به آزادی بادوام او تبدیل شود. موارد بعدی را به آگاهیتان خواهیم رساند. دوستان گرامی برای بمباران گوگلی نکته بسیار مهمی راباشما درمیان می گذاریم: لطفا فقط با «یکبار لینک دادن» و نه بیشتر در وبلاگ یا سایت خود ،و عدم تکرار آن ما را در بمباران گوگلی یاری کنید.ف.م.سخن عزیز رعایت این نکته را در موفقیت طرح بمباران یادآوری کرده است. ![]() Sunday, May 29, 2005
این حرکت از سوی چند وبلاگنویس آغاز شده است و حمایتهای دیگر وبلاگنویسان را نیز موجب شده است. بنابر تاکیدی که بر حرکت جمعیِ مبتنی بر همفکری وبنگاران داریم، و نیز بنا بر لزوم اتخاذ روشی دموکراتیک برای پیشبرد کار جمعی در وبلاگشهر، این متن را منتشر میکنیم تا اگر پیشنهادی برای موثرترکردن این حرکت، یا برای افزودن مواردی به متن نامه در جهت تاثیربخشی هر چه بیشتر آن دارید با ما در میان بگذارید تا دیدگاه شما نیز مورد نظر قرار گیرد. باعث خوشحالی ما خواهد بود اگر که دوستان، این حرکت و این صفحه را به همه معرفی کنند. شما حرکت ما را تکمیل کنید و به کسانی که لازم میدانید معرفی کنید. خواهش صمیمانه ما این است که تنگی وقت برای اقدام را در نظر داشته باشید. دوستان توجه! در این راستا لطفا حرکتهای دیگر دوستان وبنگار وبلاگشهر را به ما اطلاع دهید تا به آن لینک داده شود. دوستان عزیز وبنگار! برخی از کسانی که مایل به همکاری هستند بر ما ایراد گرفتهاند که چرا عنوان "ایرانیان دموکرات" را انتخاب کردهایم و آیا ما یک گروه با عنوان ایرانیان دموکرات هستیم؟ باید به عرض برسانیم که اینگونه نیست و ما دو نفری آغازگر این حرکت بودهایم که در ادامه آن، دوستان دیگر از وبنگاران و روزنامهنگار تلاش و مسئولیتی بسیار بیشتر از خود ما را بر دوش گرفتهاند که کوشش آنان را ارج مینهیم. دوستان گرامی! ما گروه و سازمان نیستیم! عنوان ایرانیان دموکرات را از این جهت انتخاب کردهایم که مثل خود شما خواهان و طرفدار برقراری دموکراسی در ایران هستیم. اساس حرکت ما اعتقاد به حقوق بشر و اعتماد به شما دوستان عزیز است و نه هیچ چیز دیگر. اکبر گنجی به یاری همه ما نیازمند است و ما باید با حسن نیت، همدلی و همگامی کارها را پیش ببریم. نی لبک -گوشزد بمباران گوگلی برای کمک به آزادی اکبر گنجی دوستان عزیز، برای کمک به راهاندازی یک بمباران گوگلی لطفا" کد زیر را در وبلاگ یا سایتتان وارد کنید. متشکریم. دوستان محترم! برای تماس با ما لطفا از فوروارد کردن 3 عدد ایمیلی که برای شما ارسال کردهایم جدا خودداری نمایید. ما مایل نیستیم که برای بقیه دوستان مزاحمتی به لحاظ ایمیلهای متعدد فراهم نماییم. از همکاری شما سپاسگزاریم. ![]() |
![]()
این تارنما توسط جمعی از روزنامهنگاران و وبنگاران ایرانی، برای اعتراض به حبس درازمدت اکبر گنجی و طلب آزادی او ایجاد شده است. این
حرکت به هیچ ارگان، حزب، دسته، گروه یا شخصی وابسته نیست. از تمامی روزنامهنگاران و وبنگارانی که چون ما میاندیشند دعوت میکنیم که به این حرکت
حقوق بشری بپیوندند.
:: متن نامهی سرگشاده :: :: Human Rights :: :: گنجی آنلاین ::: Release Ganji :: :: اکبر گنجی ::: :: سایت هنرمندان اعتصاب غذا کننده در برلین ::: :: صفحهی اصلی :: خبرها پیرامون اکبر گنجی3 معصومه شفيعي در مصاحبه با راديو فردا: در بي خبري به سر مي بريم 3 در خواست کمیته دفاع از اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی - پاریس 3 اطلاعيه سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي به منظور حمايت از فراخوان ملاقات با اكبر گنجي 3 اطلاعيه دفتر تحكيم وحدت در حمايت از فراخوان براي ملاقات با اكبر گنجي 3 وكيل مدافع اكبر گنجي: تلاش همه بايد براي حل مشكل اعتصاب غذاي گنجي باشد 3 نامه ی روبرت مئنار دبير اول گزارشگران بدون مرز پاريس به اکبر گنجي:از تو مي خواهم که به اعتصاب غذايت پايان دهي! 3 گنجي، عدالت و اخلاق، موسي غني نژاد 3 شیوه اختلاف انداختن میان خانواده های زندانیانی که اعتصاب غذا کردند توسط دادستانی 3 معصومه شفيعي: از وضعيت جسماني اكبر گنجي خبري ندارم؛ باتوجه به شرائط غيرعادي حاكم بر بيمارستان به ملاقات همسرم نميروم! 3 حرکت اعتراضي گزارشگران بدون مرز در پاريس: اکبر گنجي را آزاد کنيد! 3 حملات مکرر به مدافعین حقوق بشر، اکبر گنجی در بستر مرگ، دیدبان حقوق بشر 3 خانواده گنجي تجمع مقابل سازمان ملل در تهران را به تعويق انداخت 3 تصاوير شنبه شب، جلوی منزل گنجی 3 پاسخ همسر گنجی به اطلاعيه دادستاني تهران 3 معصومه شفيعى / ”نامههای گنجی را همان کسی مینویسد که کتابهای گنجی را نوشته است“ | ||